از یادداشت های قدیمی :
توی هند که بودم، بیشتر وقتم رو به معبدهای هندو سری میزدم و زیر و روی کارشون رو بررسی میکردم. توی معبدهای بزرگشون عموما مجسمه ی خدایان یا به قول ما بت هایی بود که بعضی هاشون خیلی با ارزش هستن، البته منظورم ارزش مادی هست. دم در معبد یا نزدیکی معبدهای نسبتا بزرگ، دستفروش هایی بودن و مجسمه هایی از خدایان رو میفروختن که محبوبترینشون، مجسمه ی گنشه بود که سر فیل و تن انسان داره.
برام جالب بود که با پیشرفت تکنولوژی، خدایان بیچاره هم نتونستن جوون سالم به در ببرن و اونا هم پلاستیکی شدن. مجسمه هایی که از مواد شیمیایی ساخته میشن و وقتی بوشون میکنی بوی گند پلاستیک و نفت و دمپایی پاره میدن دیگه واقعا مسخره ست و یا ازین مواد جدیدی که شبیه گچ میمونه و بهش میگن پلی نمیدونم چی چی ساخته میشن.
البته یه خوبی هم داره؛ اگه یه موقع رفتی یه خدا خریدی و بعد از یه مدتی خراب شد یا کثیف شد و دیگه حال نداد، میتونی بری یه دونه دیگه بگیری، یا اصلا ده تا بگیری بذاری انباری تا دم دست باشه!
امان از این تکنولوژی که حتی به خدایان بیچاره هم رحم نکرده. زمان باستان یارو می شست خودشو پاره میکرد یه بت میتراشید از سنگ، آخرش میزدن توی سرش که خاک بر سرت این چیه میپرستی. وای به حال حالا که خداها رو میخوان بسازن یه خرده پلاستیک و نون خشک و دمپایی پاره رو با یه کم دوغ و باد معده قاطی میکنن و میریزن توی قالب و خداد تا خدا رو توی سیم ثانیه تولید میکنن! حالا من نمیدونم این مشکل خدایان هست که قضیه اینجوری شده یا مشکل آدم هاست که حتی برای خدایانشون هم دیگه ارزشی قائل نمیشن؟!


