بایگانی برچسب‌ها: هند

معابد بودایی هند

در حدود دو هزار و پانصد سال پیش، شاهزاده سیدارتا گوتمه (Siddhartha Gautama) در منطقه‌ی لومبینی (Lumbini) هند متولد شد که امروزه این مکان در مرز نپال واقع شده‌است. وی که ولیعهدِ قلرو پادشاهی شاکیا (Shakya) بود، برای یافتن حقیقت زیستن، تاج و تخت پادشاهی را رها کرد و زندگیِ بی‌خانمانی پیش گرفت و در سن سی‌و‌پنج سالگی، به بیداری رسید و حقیقت جهان بر وی نمایان گشت. از آن پس، وی را بودا نامیدند؛ به‌معنای بیدار شده یا روشنی یافته. بودا پس از بیداری، به تمامی سرزمین‌های اطراف سفر کرد و پیام رهایی خود را گسترش داد. بعد از مرگش در سال 483 قبل از میلاد، رهروان و مریدانش، به تبلیغ راه بودا یا درمه (دارما) (Dharma) پرداختند و خیل عظیمی از مردم هند، به آیین بودا گرایش یافتند. در دوران آشوکا (Ashoka) (273 تا 232 قبل از میلاد)، آیین بودا بسیار پیشرفت کرد.

هندیان، مردمانی بسیار ماوراءالطبیعه و فراجهانی‌اند. پیش از تولد بودا، هندیان دارای آیین‌های باستانی و برهمنی بودند و خدایان بسیاری را می‌پرستیدند. بودا به گونه‌ای خاص، خدایان باستانی را مردود اعلام کرد. در این میان، و پس از گذشت مدت زمانی از مرگ بودا، هندیان به‌تدریج دست به ابتکارات جدیدی زدند. هندوها (برهمن‌ها)، به‌جای ضدیت و مبارزه با آیین بودا، شگرد جدیدی را به‌کار بردند. از آن جمله، بودا را به عنوان ششمین تجلی ویشنو معرفی نمودند و از این طریق، به موفقیت نیز نائل شدند. پس از حمله‌ی مسلمانان به هند، آیین بودا به‌کلی محو شد و بوداییان بسیاری از میان رفتند، اما آیین هندو هم‌چنان بر جای ماند، زیرا کیش هندو در باور و تار و پود فرهنگ آنان خانه داشت.

معابد و دیرهای بسیاری در هند ساخته شد. اماکنی که بودا در آن‌ها تردد داشت و یا وقایع مهم زندگی وی در آن‌جا اتفاق افتاده بود، به‌صورت مکان‌هایی مقدس درآمد. در طی سالیان، معابد بودایی به معابد هندو-بودایی تغییر شکل یافتند و پس از حمله‌ی مسلمان‌ها، بسیاری از اماکن بودایی ویران شد و یا به‌شکلی دیگر کاربرد پیدا کرد.

سرزمینی که آیین بودا در آن تولد یافت و مرکز گسترش اندیشه‌های بودایی بود، امروزه تنها شمار بسیار اندکی از بودایی‌های جهان را در خود حفظ نموده‌است. بسیاری از صاحب‌نظران بر این باورند که سرزمین هند، مکان مناسبی برای رویش آیین بودا نبود، از این‌رو این مکتب توانست در سرزمین‌های مجاور به توفیق بسیاری دست یابد. در این میان، نمی‌توان تاثیر بسیار عمیق آموزه‌های بودا بر فرهنگ و ذهنیت دینی هند را انکار کرد. بودا هنوز هم در این سرزمین، به‌گونه‌ای خاص ملموس است، هرچند که نامی از آن در میان نباشد.

معابد بودایی مشهور هند، بسیار محدودند اما از ارزش باستانی و دین‌پژوهی بسیار بالایی برخوردار هستند.

در ذیل، مختصری پیرامون سه معبد برجسته‌ی بودایی هند ذکر خواهد شد: (تاریخ‌ها به میلادی‌ست.)

معبد رومتِک (Rumtek):

دیر رومتِک در بیست‌و‌چهار کیلومتری شهر گانگ‌توک (Gangtok) و مرکز ایالت سیکیم (Sikkim) واقع شده و یک صومعه‌ی آیین بودای تبتی محسوب می‌شود. این معبد، توسط نهمین کارماپا (Karmapa) (وانگچوک دورجه) (Wangchuk Dorje) در سال 1740 ساخته شد. این معبد، مدتی به‌عنوان مسندِ دودمان کاگیو (Kagyu) در سیکیم مورد استفاده واقع شد، اما در هنگام ورود شانزدهمین کارماپا به این ایالت در سال 1959، یعنی پس از فرار وی از تبت بعد از اشغال، این معبد به‌صورت مخروبه بود. وی این معبد ارزشمند را با کمک جمعی از خاندان‌های بزرگ ایالت، و هم‌چنین حمایت‌های دولت هند، احیاء و بازسازی کرد و پس از چهار سال، ساختمان معبد تکمیل شد. معبد در ارتفاع 1500 متری از سطح دریا قرار دارد.

این معبد، بزرگ‌ترین دیر در ایالت سیکیم محسوب ‌می‌شود و انجمنی از راهبان را در بر دارد. مراسم و امور مذهبی مربوط به دودمان کارما کاگیو (Karma Kagyu) در این صومعه برقرار است. دیر، هم‌چنین دارای یک استوپای (Stupa) طلایی‌ست که در آن، بقایای کارماپای شانزدهم، نگه‌داری می‌شود و روبروی ساختمان، یک کالج به نام انستیتو کارما شری نالنده (Karma Shri Nalanda) وجود دارد که در آن، دروس بودایی آموزش داده می‌شود.

از سال 2004، ریاست معبد به‌صورت یک نزاع قانونی ما‌بین دو مدعی سمت هفدهمین کارماپا در آمده‌است.

معبد ماهابُدی (Mahabodhi):

این معبد بودایی در منطقه‌ی بُدگایا (Bodh Gaya) در نود و شش کیلومتری شهر پاتنای (Patna) ایالت بیهار (Bihar) واقع است. بر طبق گزارش‌های باستانی، در حدود سال 530 قبل از میلاد، بودا که در آن زمان به‌صورت یک راهب سرگردان در حرکت بود، به کناره‌ی یک جنگل در مجاورت رود فالگو (Falgu) در شهر گایا رسید. پس از آن، وی زیر یک درخت انجیر که بعدها به درخت بُدی (Bodhi) شهرت یافت، نشسته و به مراقبه‌ی عمیق پرداخت. بعد از گذشت سه شبانه روز، وی در زیر درخت، به بیداری رسید و پاسخ پرسش‌هایی که در پی‌شان بود را یافت. این معبد در راستای مشخص شدن آن مکان، ساخته و به دیری مقدس بدل شد.

معبد نالنده (Nalanda):

معبد نالنده (به‌معنای مکان اعطای نیلوفر)، در نود کیلومتری جنوب شرقی پاتنا، مرکز ایالت بیهار واقع است. این معبد، در حال حاضر فاقد سکنه است و به‌عنوان یک بنای تاریخی شناخته می‌شود. این دیر از دیدگاه تاریخ‌شناسی هند و نیز تاریخ‌شناسی بودیسم از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. معبد، پیشتر یک مرکز آموزش را در بر‌ داشت که در قرن پنجم قبل از میلاد تاسیس شده بود و باور بر این است که بودا، شخصا از این مرکز دیدن کرده، و موعظاتی نیز در بیشه‌ی مجاور آن، ارائه داده بود. این دانشگاه، بعدها به یکی از مراکز آموزش مطالعات بودایی تبدیل شد و بیش از ده‌هزار دانشجو در آن به‌تحصیل می‌پرداختند. از معروف‌ترین معلمان این مرکز، می‌توان به ناگارجونا (ناگارجونه) (Nagarjuna) اشاره کرد.

یک زائر چینی دودمان تانگ (Tang) به‌نام سوان‌زانگ (Xuanzang) در یک گزارش، اطلاعات و جزییات بسیاری را پیرامون این دانشگاه در قرن هفتم ذکر کرده‌است. در سال 1193، بسیاری از قسمت‌های این معبد-دانشگاه، توسط مهاجمانِ مسلمانِ ترک به سرکردگیِ بختیار خلجی (Bakhtiyar Khalji) ویران شد و این واقعه، نقطه‌ی عطفِ زوال و خاموشی شعله‌های بودیسم در هند بود. بسیاری از مبانی آیین بودای تبتی (واجرایانه) (Vajrayana) از اساتید و آموزه‌های این معبد-دانشگاه و ما‌بین قرن نهم تا دوازدهم میلادی، نشأت گرفته بود. دیگر مکاتب بودایی نظیر ماهایانه (مهایانه) (Mahayana) نیز که در کشورهایی چون چین، ویتنام، کره و ژاپن حضور دارد، تحت تاثیر آموزش‌ها و تعالیم این معبد قرار داشته‌اند. آیین بزرگ بوداییِ تراوادا (تراواده) (Theravada) که در کشورهایی نظیر سری‌لانکا، برمه (میانمار)، تایلند و کامبوج وجود دارد، و نیز مکاتب صوفیانه‌ی تراوادا و دیگر فرقه‌های آن، از این مکان تراوش یافتند.

بسیاری از ساختمان‌های معبد، در طی سالیان دراز، تخریب شد. قسمت‌های حفاری شده توسط باستان‌شناسان، منطقه‌ای به وسعت صد‌و‌پنجاه هزار متر مربع را شامل می‌شود و تا امروز، نود درصد از قسمت‌های معبد، هنوز حفاری نشده‌است.

در سال 1951، مرکز آیین بودایی پالی (Pali)، مرکزی جهت آموزش‌های بودایی در مجاورت این معبد باستانی تاسیس کرد. موزه‌ی معبد نیز شماری از دست‌نوشته‌ها، تصاویر و دیگر دست‌آوردهای یافت شده در حفاری‌های باستان‌شناسی را در بر دارد.  

علی فرح‌بخش


کاتاکالی

 کاتاکالی

«کاتاکالی» (Kathakali) یا تئاتر رقصان هند، از هنر‌های باستانی سرزمین هندوستان محسوب می‌شود. این هنر در طی قرن‌ها، تکامل یافت و تا حدودی می‌توان گفت که در قرن هفدهم میلادی، به انسجام و قالب ثابتی دست پیدا کرد.

نمایش‌نامه‌هایی که در کاتاکالی ‌روی صحنه می‌رود، همان داستان‌های کهن خدایان هند باستان است که در کتاب‌هایی نظیر «مهابهارات» (Mahabharata) آمده. این روایت‌ها، شاید برای مخاطب بیگانه، آن‌چنان قابل درک نباشد اما برای مردم هند، چیزی فراتر از یک داستان است، حتا برای مردم عادی کوچه و بازار. از این لحاظ می‌توان دریافت که کاتاکالی، بیش‌تر نمایشی آیینی و اساطیری‌ست که کارگردان و بازیگر در آن، نقشی در مفهوم‌سازی روایت‌ها ندارند و فقط آن را ملموس‌تر، درخشان‌تر و برجسته‌تر می‌کنند. خود نمایش و خط داستانی آن، خودش را بیان می‌کند و مخاطب، به نوعی پیشینه‌ی اساطیری سرزمینش را مرور می‌کند، مروری که سرشار از موسیقی و رنگ و زیبایی‌ست.

کاتاکالی، در حقیقت جولانگاهی‌ست که در آن، پنج هنر بسط یافته و متجلی می‌شوند، این پنج هنر عبارت‌اند از:

۱- ادبیات

۲- موسیقی

۳- نقاشی (یا گریم)

۴- نمایش (یا بازیگری)

۵- رقص

در تئاتر کاتاکالی، هنرمندان هیچ کلامی به‌زبان نمی‌آورند و در این میان، فقط با حرکات ویژه‌ی دست‌ها و ریتم‌های خاص بدن، مفاهیم نمایش‌نامه را به مخاطب انتقال می‌دهند. مخاطب این نمایش، تمامی اقشار جامعه هستند. در گذشته، به‌علت محدودیت سوادآموزی برای همه‌ی قشرها و تعداد زیاد مردم بی‌سواد در سطح جامعه‌ی هندوستان، کاتاکالی، روشی بود برای آموزش غیرمستقیم آیین‌های باستانی، روایتِ نمود و تجلی خدایان هندو و بیان تعالیم و آموزه‌های آن‌ها از طریق رقص و موسیقی و نمایه‌های سمبلیک که به‌خاطر سپردن آن‌ها را برای همه امکان‌پذیر می‌کرد.

در نمایش‌های کاتاکالی، البسه، کلاه‌ها و ابزار خاصی استفاده و چهره‌ی بازیگران نیز به‌نوعی گریم می‌شود. هنرجویان این رشته‌ی هنری، عموما از کودکی به این نوع نمایش وارد می‌شوند و در طول سال‌ها تمرین، علاوه بر یادگیری رقص و غیره، حالات و حرکات دست را نیز می‌آموزند.

در این نمایش، برای انتقال مفهوم و روایت داستان، نه از کلام، بلکه از حرکات و فیگورهای خاص دست استفاده می‌شود که هر یک معنا و مفهوم خاصی داشته و به «مودرا»  (Mudra) شهرت دارد. مودراها در واقع ژست‌های نمادین دست است که پیشینه‌ی آن به «یوگا» بازمی‌گردد. هم‌چنین، مودراها در آیین هندو و کیش بودایی هم، بسیار به‌چشم‌ می‌خورند. مودرا در مینیاتورهای هندی نیز مشهود است.

در کاتاکالی، از مودراها و ترکیب‌شان با حرکات، ژست‌ها و فرم‌هایی که به بدن داده می‌شود، بازیگر، به‌نوعی، داستان را با حالت‌های مختلف دست‌هایش روایت می‌کند و هیچ کلامی وجود ندارد. هر چند که گاه ممکن است، یک یا دو راوی متکلم، داستان را به‌صورت آوازخوانی، بیان کنند، اما بازیگرها، فقط از ژست‌های دست و فرم‌های رقص برای بیان دیالوگ‌ها بهره می‌گیرند.

در راستای حفظ، گسترش و ترویج هنر کاتاکالی، «مرکز بین‌المللی کاتاکالی» در شهر «دهلی»، مجموعه پروژه‌های متعددی را از سال ۱۹۸۰میلادی در دست گرفته‌‌است تا بتواند علاوه بر حفظ این سبک هنری، آن را با جهان مدرن نیز تطبیق دهد. در این زمینه، هنرمندان کاتاکالی، نه تنها به روایت‌های باستانی و ملی خود می‌پردازند، بلکه به تجربه‌های جدید نیز رو می‌آورند، مانند به‌روی صحنه بردن آثار «شکسپیر». البته در حالت کلی، قالب و چارچوب اصلی روایت در کاتاکالی، همان داستان‌های اساطیری و آیینی هندو است.

کاتاکالی، نمادی‌ست از هنر اصیل و باستانی هند که امروزه نیز مشهود است و به‌عنوان یک ارزش ملی در هند، مورد توجه می‌باشد.

این هنر نمایشی، در سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد «یونسکو» (UNESCO)، به‌عنوان میراث فرهنگی (معنوی) جهانی، ثبت شده‌است.

علی فرح‌بخش

 

کاتاکالی – دانلود فایل پی‌دی‌اف مقاله

کاتاکالی

این مقاله 1 اردیبهشت 1391 در رادیو کوچه منتشر شد.