بایگانی برچسب‌ها: معبد بودایی

معابد بودایی ژاپن

طبق گزارش‌های تاریخی، ورود رسمی آیین بودا به ژاپن در سال 552 میلادی بوده‌است. این عزیمت آیینی، با تقدیم پیکره‌ها و سوتراهای بودایی از طرف پادشاهِ کره در جهت دریافت کمک از ژاپن در مقابل دشمنانش انجام گرفت.

آیین بودا در ابتدا با مخالفت‌هایی روبرو شد و آن‌چنان محبوبتی نداشت، اما پس از مدتی، گروهی از درباریان، به آن گرایش یافتند. نخستین‌بار دودمان «سوگا» (Soga) در قرن ششم میلادی، به آیین بودا روی آورد. پس از آن، اندیشه‌های بودایی با آیین باستانی مردم ژاپن «شینتو» (Shinto) در هم آمیخت. ژاپنی‌ها نیز مانند چینی‌ها، آیین بودا را بنابر ذهنیات و باورهای خود، تغییر داده و آن‌را با سبک و سیاق فرهنگی خود پایه‌ریزی کردند، به‌گونه‌ای که باورهای دیرین‌شان، دچار خلل نشود. آن‌ها در ابتدا، بودا را به‌عنوان خدای فرهنگ چین پذیرفتند و پس از آن، بودا به‌صورتی مجزا و جدا شده از خدایان شینتو، مورد توجه قرار گرفت و آیین بودا رو به پیشرفت نهاد.

معابد بودایی در ژاپن، با الگوهای معابد شینتو و ورود فنون معماری چینی، شکل گرفت. معماری چین، بیش‌ترین تاثیر را بر هنر معماری ژاپن برجای گذاشت و در این میان، معماران و طراحان ژاپنی نیز، به خلق سبک‌های جدید و منحصر به‌فردی پرداختند که به مرور زمان، گسترش پیدا کرد و شهرت یافت. معابد بودایی بسیاری در ژاپن ساخته شد و راهبان بسیاری نیز در آن‌ها ساکن شدند.

جنگ‌های داخلیِ ژاپن، صدمات بسیاری به معابد وارد آورد و تعداد زیادی از معابد در جنگ‌های بی‌شمار داخلی، به آتش کشیده شد.

امروزه معابد بودایی ژاپن، به‌عنوان مراکزی برای بازدید زائران و گردشگران است و جالب آن‌که گاه، جشن‌ها، مراسم و آیین‌های شینتو نیز در این معابد برگزار می‌شود و این نشان از همآغوشی بسیار نزدیک و تنگاتنگ آیین بودا و شینتو دارد.  

در ذیل، اطلاعات مختصری پیرامون بیست‌و‌یک معبد بودایی مشهور ژاپن، ذکر می‌شود: (تمام تاریخ‌ها به میلادی‌ست.)

آداشینو نمبوتسوجی (Adashino Nembutsuji)

این معبد بودایی، در شهر کیوتو و بر تپه‌ای مشرف به شمال غربی شهر واقع شده‌است و گورستانی را شامل می‌شود که پیشتر، خاکستر درگذشتگان را در آن در برابر باد و باران قرار می‌دادند تا پراکنده شود. امروزه هزاران تمثال، به‌رسم یادبود برای ارواح درگذشتگان، در این معبد وجود دارد.

ایهی‌جی (Eiheiji)

این معبد، یکی از دو معبد بسیار مشهور و مهم مکتبِ سوتو ذن (Soto Zen) در ژاپن محسوب می‌شود و در ده کیلومتری شرق شهر فوکویی از استان فوکویی واقع شده‌است. موسس این معبد، بنیانگذار مکتبِ سوتو ذن، دوگن ذنجی (Dogen Zenji) (1245-1200) بود. این معبد امروزه فعال بوده و در آن، تعالیم سوتو ذن آموزش داده می‌شود که طول مدت قانونی آن، دو سال تمرین ممتد در معبد می‌باشد.

معبد بیودوئین (Byodoin)

معبد بیودوئین در شهر ئوجی (Uji) در منطقه‌ی کیوتو واقع شده‌است. این معبد، در سال 998 و در دوران هی‌آن (Heian) بنا شد و مشهورترین ساختمان آن، تالاری به‌نام ققنوس (Hoo) یا تالار آمیدا (Amida) است. دیگر ساختمان‌های معبد در زمان جنگ‌های داخلی در سال 1336، بر اثر آتش‌سوزی ویران شد.

ساختمان اصلی بیودوئین، مرکب است از یک تالار مرکزی با دو راهرو مجاور در دو طرف و یک کریدور دنباله‌دار. تالار اصلی، یک تمثال از آمیدا بودا را در خود جای داده و بر بام تالار، ققنوس‌هایی به‌نمایش گذاشته شده‌اند. در مقابل ساختمان، یک باغ قرار دارد که در آن، یک حوضچه‌ی برکه مانند واقع شده. این حوضچه در سال 1997 برای انجام کاوش‌های باستان‌شناسی، لایروبی شد. تالار ققنوس، تمثال عظیم‌الجثه‌ی بودا و دیگر دارایی‌های معبد، جزیی از دارایی و گنجینه‌ی ملی ژاپن محسوب می‌شود و نام معبد نیز در سال 1994 در فهرست میراث جهانی یونسکو، قرار گرفت.

تایسه‌کی‌جی (Taisekiji)

معبد تاهوفوجی‌داینیچیرنگی-ذان تایسه‌کی‌جی (Taho Fuji Dainichirenge-zan Taisekiji) با نام عمومی تایسه‌کی‌جی در رأسِ معابد فرقه‌ی نیچیرن ششو (Nichiren Shoshu) آیین بودایی نیچیرن (Nichiren) قرار دارد. این معبد در دامنه‌ی کوهی در منطقه‌ی فوجی‌نومیا (Fujinomiya) و در استان شیزوئوکا (Shizuoka) واقع است و در سال 1290 توسط نیکّو (Nikko)، یکی از مریدان بزرگ نیچیرن (1282-1222) بنا نهاده شد. معبد در ابتدا یک ساختمان کوچک بود که بعدها شاگردان و مریدان نیکّو آن‌را ترقی دادند و به‌تدریج، ساختمان‌های جدیدی به آن افزوده شد. ساخت دیگر قسمت‌ها و ساختمان‌های معبد در دوره‌ی اِدو (Edo) و نیز در زمان جنگ جهانی دوم پیشرفت بسیاری داشت. این معبد، علاوه بر قرار گرفتن در رأس معابد فرقه‌ی نیچیرن، مرکز اداری این مکتب نیز محسوب می‌شود که ریاست آن‌را راهب اعظم نیکن آبه (Nikken Abe) بر عهده دارد که او را نیکن‌شونین (Nikken shonin)، نیکن‌شونین گی‌کا (Nikken shonin Geika) و یا گی‌کا ساما (Geika-sama) نیز می‌نامند. وی از سال 1979 به‌عنوان شصت‌و‌هفتمین جانشین نیچیرن، به‌سمت راهب اعظم دیر منسوب شد. معبد هر سال توسط صدها هزار زائر و گردشگر و مریدان نیچیرن مورد بازدید قرار می‌گیرد. این معبد، علاوه بر ساختمان‌ها و قسمت‌های گوناگون، دارای یک جاده‌ی پیاده‌رو به‌‌نام تاتچو (Tatchu) می‌باشد که در دو طرف آن، درخت‌های با شکوه گیلاس قرار دارند و از زیبایی‌های طبیعی معبد محسوب می‌شود.

دروازه‌ی اصلی، سان‌مون (Sanmon) نام دارد و در سال 1717 توسط پیشکش‌های اهدایی از طرف بانو تن‌یین (Tenneiin)، همسر ششمین شوگون (Shogun)، توکوگاوا آی‌نوبو (Tokugawa Ienobu) ساخته شد. در این معبد، بخش‌های بسیار زیبا و ارزشمندی وجود دارد، از جمله یک سرسرا به‌نام مای‌ای‌دو (Mieido) که در سال 1522 ساخته شد و در آن تمثالی از نیچیرن قرار دارد و نیز یک پاگودای (Pagoda) پنج طبقه که در سال 1749 ساخته شده و در سال 1966 در فهرست میراث ملی – فرهنگی ژاپن قرار گرفت. این پاگودا هر ساله در زادروز نیچیرن، یعنی شانزدهم فوریه، جهت انجام آیین‌ها و مراسم مذهبی، باز می‌شود.

توجی (Toji)

معبد توجی از معابد برجسته‌ی مکتب شینگون (Shingon) بودایی‌ست که در کیوتو واقع شده‌است. نام این معبد به‌معنای معبد شرقی‌ست و در فاصله‌ای از معبد سای‌جی (Saiji) (به‌معنای معبد غربی) قرار دارد. راهب اعظم معبد به‌نام کوبودایشی (Kobo Daishi) یا کوکای (Kukai) این معبد را به فرمان امپراتور ساگا (Saga) در سال 823 تاسیس کرد. نام رسمی معبد کیو-ئو گوکوکو-جی (Kyo-o Gokoku-ji) بوده که نشانی‌ست از حفاظت ملت.

تمثال این معبد، بودای شفادهنده یا یاکوشی‌نیورای (Yakushi Nyorai) نام دارد. معبد دارای یک پاگودای بلند به ارتفاع 57 متر است که بلندترین برج چوبیِ سراسر ژاپن محسوب می‌شود. این پاگودا در دوران اِدو و به‌فرمان سومین شوگون توکوگاوا، ای‌میتسو (Iemitsu) بازسازی کامل شد. سازمان یونسکو، این معبد و چندین گنجینه‌ی ارزشمند دیگر واقع در کیوتو را در فهرست میراث جهانی، قرار داد.

تودای‌جی (Todaiji)

تودای‌جی یک معبد بودایی‌ست که در نارا واقع شده است. شهرت این معبد به ساختمان اصلی آن باز می‌گردد که بزرگ‌ترین ساختمان چوبی جهان قلمداد می‌شود و نیز در این ساختمان، یک تمثال بسیار عظیم دای‌نیچی بودا (Dainichi) یا دای‌بوتسو (Daibutsu) قرار دارد. این معبد، همچنین اداره‌ی مرکزیِ مکتب بوداییِ کِگون (Kegon) نیز محسوب می‌شود. تاریخ این معبد به دوارن تمپیو (Tempyo) باز می‌گردد. در آن هنگام، مردم از بلایا و بیماری‌های واگیر در رنج بودند. بنابراین، در سال 743، امپراطور شومو (Shomu) فرمانی مبنی بر ساخت یک تمثال بودا را برای حفاظت مردم صادر کرد، زیرا وی بر این باور بود که نیروی بودا می‌تواند به کشور یاری رساند. بنابر گزارشات، چهارصد و بیست هزار نفر از مردم در کمک به این امر مشارکت کردند. طراحی این تمثال بر عهده‌ی یک هنرمند کره‌ای محول شد. بنابر گزارشی که به افسانه شبیه است، در مجموع، دو میلیون و ششصد هزار نفر در ساخت این تمثال یاری رساندند و پیکره، در سال 751، یعنی پس از چند سال استخراج برنز از معادن ژاپن ساخته شد.

تمثال مذکور و نیز ساختمان معبد، چندین بار بر اثر زلزله آسیب دیده و تخریب شدند و مورد بازسازی قرار گرفتند. ساختمان امروزی، در سال 1709 ساخته شد. هم‌چنین، در معبد دو پاگودای صد متری نیز وجود داشت که احتمالا در زمان خود، بلندترین ساختمان محسوب می‌شدند اما بر اثر زلزله فرو ریختند.

تودای‌جی یک معبد محلی‌ست که در رأس تمامی معابد منطقه‌ی یاماتو (Yamato) قرار دارد. تمثال مشهور بودای واقع در معبد، دارای 30 متر ارتفاع می‌باشد و در آن 440 کیلو طلا در کنار دیگر آلیاژها به‌کار رفته. صورت پیکره، 33/5 متر طول داشته و سر، دارای 966 دسته موی مجعد است که قطر هر یک، 18 سانتی‌متر می‌باشد. چشم‌های تمثال 02/1 متر و بینی آن 5/0 متر طول دارد.

توشودای‌جی  (Toshodaiji):

این معبد از معابد مکتبِ بودایی ریتسو (Ritsu) بوده و در شهر نارا از استان نارا واقع است. معبد در سال 759 در دوره‌ی نارا، توسط یک راهب به نام گان‌جین (Ganjin) ساخته شد. معبد به همراه چند مکان دیگر در نارا، در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد.

دایتوکوجی (Daitokuji):

دایتوکوجی معبدی متعلق به مکتبِ ذن رینزایی (Rinzai Zen) ست که در کیوتو واقع شده. این معبد در سال 1319 توسط شوهومیوچو (Shohomyocho) تاسیس شد که وی را دایتوکوکوشی (Daitokokushi) نیز می‌نامند. معبد در کوه‌ی مقدسی به نام دفینه‌ی اژدها قرار دارد و این کوه، جزء پنج کوه مقدس ژاپن محسوب می‌شود که زمانی، امپراطور گو-دای‌گو (Go-Daigo) به این معبدِ واقع شده در محیط طبیعی کوهستان، رفت و آمد بسیاری داشت. پس از دوران شوگونی آشیکاگا (Ashikaga)، معبد احیا گشته و مورد لطف دولتمردانِ زمان قرار گرفت و سپس به یکی از مراکز طریقت ذن بدل شد. در زمان جنگ‌های اونین (Onin)، قسمت‌هایی از معبد به آتش کشیده شد و پس از آن، توسط یک بازرگان توانا از اوساکا  (اوزاکا) (Osaka) مورد بازسازی قرار گرفت.

پس از سقوط نظام شوگونی آشیکاگا، ملاکان و اربابان بسیاری به معبد کمک کرده و آن‌را در لوای حمایت خود قرار دادند. بسیاری از قسمت‌ها و ساختمان‌های معبد، در اوایل و کمی پیش از دوران اِدو ساخته شد. اولین دروازه‌ی معبد نیز در سال 1526 شکل گرفت. معبد دارای شش ساختمان و دیر دیگر نیز هست که توسط کمک‌ها و حمایت‌های ملاکان نیرومند ساخته شد. این شش دیر عبارتند از:

اوبای‌-‌یین (Obai-in): که توسط تاکاکاگه کوبایاکاوا (Takakage Kobayakawa) ساخته شد.

شین‌جو‌-‌آن (Shinju-an): باور بر این است که استاد مشهور ذن، ایکّیو (Ikkyu) این دیر را بنا نهاد.

دای سی‌-‌یین (Daisei-in): معبد اصلی، که جزء گنجینه‌ی ملی ژاپن محسوب شده و یک باغ سنگی را نیز شامل می‌شود.

جوکو – یین (Juko-in): با نقاشی‌های دیواری از کانو ای‌توکو (Kano Eitoku)

ریو کو‌-‌یین (Ryoko-in): که توسط ناگاماسا کورودا (Nagamasa Kuroda) ساخته شد و دارای یک اتاق بسیار مشهور مخصوص مراسم چای (Cha-no-yo) به نام میتّان (Mittan) است.

کوهو -‌آن (Koho-an): این دیر توسط کوبوری اِنشو (Kobori Enshu) بنا شده و یک اتاق معروف مراسم چای با نام بوسِن (Bosen) را در بر دارد.

استادان ذن، ایکّیو و سن‌نو ریکیو (Sen no Rikyu)، دو تن از مشهورترین افرادی هستند که تاثیرات بسیاری بر این معبد گذاشته‌اند.

معبد ذنیومیتسو (Zenyomitsu):

معبد ذنیومیتسو در منطقه‌ی ستاگایای (Setagaya) شهر توکیو واقع شده و متعلق به مکتب شینگون ماهایانه بودیسم (Shingon of Mahayana) است. این معبد دارای یک مجموعه‌ی بسیار نفیس و ارزشمند آثار باستانی بودایی مربوط به هند، آسیای میانه و چین می‌باشد. بیشتر آثار این مجموعه‌‌ی استثنایی، به هنر گندهارا (Gandhara) مربوط است که توسط بزرگان معبد و در طول یک دوره‌ی بیست ساله گردآوری شده‌است. از جمله این آثار گران‌بها، می‌توان به سنگ‌تراشه‌هایی به نام رؤیای ملکه مایا (Maya)، بودا در سارنات (Sarnath)، و نیروانای (Nirvana) بودا اشاره کرد.

ریو‌آن‌جی (Ryoan-ji):

معبد اژدهای آرام یا ریو‌آن‌جی، یک دیر ذن است که در شمال غربی کیوتو قرار دارد. معبد، متعلق به فرقه‌ی میوشین‌جی (Myoshinji) از مکاتبِ ذنِ رینزایی‌ست و نام آن در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفته‌ است.

معبد در زمان گذشته، جزئی از مایملک و دارایی خانواده‌ی فوجیوارا (Fujiwara) محسوب می‌شد. ریوآن‌جی دارای یک باغ سنگی بسیار مشهور و بی‌نظیر است که احتمالا در اواخر سال 1400 شکل گرفته. این باغ، دارای یک فضای مستطیل شکل است که تمامی سطح آن از ماسه پوشیده شده و پانزده تخته سنگ طبیعی در آن به‌صورت پراکنده قرار دارد. نکته‌ی قابل توجه آن است که اگر از هر گوشه‌ی مستطیل به باغ شنی نگاه کنید، تنها چهارده تخته سنگ را خواهید دید. این باغ، همواره به عنوان یک فضای مراقبه‌ی خاص، مورد توجه محققین، صاحب‌نظران و مفسران ذن بوده‌است.

سنسوجی (Sensoji):

معبد کینریو – ذان سنسوجی (Kinryu-zan Sensoji) با نام عمومی سنسوجی، یکی از معابد باستانی ژاپن محسوب می‌شود که در آساکوسای (Asakusa) بخش تایتو (Taito) شهر توکیو واقع است و از قدیمی‌ترین معابد این شهر قلمداد می‌شود. این معبد، پیشتر مربوط به فرقه‌ی تندای (Tendai) بود، اما پس از جنگ جهانی دوم، به صورت مستقل به فعالیت پرداخت. معبد، در مجاورت یک دیرِ شینتو به نام آساکوسا جینجا (Asakusa Jinja) قرار دارد.

سنسوجی یکی از مراکز بزرگ برگزاری ماتسوری (Matsuri) یا فستیوال شینتو محسوب می‌شود. این جشنواره در اواخر فصل بهار بر پا می‌شود و خیابان‌های اطراف معبد، از طلوع خورشید تا اواخر شب، در رفت و آمد بسیار زیاد مردم قرار دارد. در این میان، دستفروشان بسیاری نیز به کسب می‌پردازند. مشهورترین قسمت معبد، دروازه‌ی اصلی آن با نام کامیناری‌مون (Kaminari-mon) یا دروازه‌ی رعد است. در صحن معبد نیز یک پاگودای پنج طبقه‌ی مشهور وجود دارد.

معبد کوتوکویین (Kotokuin):

این معبد از معابد فرقه‌‌ی دیارِ پاک (Pure Land) بودایی محسوب می‌شود که در شهر کاماکورای (Kamakura) استان کاناگاوا قرار دارد. پیکره‌ی برنزی آمیدا بودای این معبد، از نمادها و سمبل‌های مشهور و برجسته‌ی ژاپن تلقی می‌شود. این پیکره که در حیاط معبد قرار دارد، دارای 35/13 متر ارتفاع بوده و پس از تمثال معبد تودای‌جی، بزرگ‌ترین تمثال تاریخی ژاپن قلمداد می‌شود که احتمالا در سال 1252 و در دوره‌ی کاماکورا ساخته شده و یا شاید به معبد، اهدا شده باشد. این پیکره، به بودای کاماکورا شهره بوده و شهرت آن حتی در آثار ادبی مانند رمانِ کیم (Kim)، اثر رودیار کیپلینگ (Rudyard Kipling) نیز مشهود است.

کوفوکوجی (Kofukuji):

معبد کوفوکوجی در شهر نارای استان نارا واقع است و مرکز مکتبِ هوسو (Hosso) بودایی محسوب می‌شود که در سال 710، پس از یک نقل و انتقال، در دوره‌ی نارا بنا نهاده شد. این معبد، به‌همراه چند معبد بودایی دیگر و چندین ایزدکده‌ی شینتو و نیز آثار و بقایای بازمانده از قصر هی‌جو (Heijo) در نارا، در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌است.

کینکاکوجی (Kinkaku-ji):

معبد عمارت طلایی یا کینکاکوجی با نام عمومی روکوئون‌جی (Rokuonji) – به معنای باغ گوزن – در کیوتوی ژاپن قرار دارد. ساختمان اصلی معبد در سال 1397، جهت اقامت شوگون آشیکاگا یوشیمیتسو (Ashikaga Yashimitsu)، پس از کناره‌گیری از سمتِ سیاسی‌اش ساخته شد و معبدی مربوط به مکتب ذن رینزایی محسوب می‌شد. معبد در طول جنگ‌های اونین، چندین بار دچار حریق شد. شکل این معبد، به‌صورت یک خیمه‌ی بزرگ بوده و از این‌رو، کینکاکو نامیده می‌شود. معبد در یک باغ بسیار خوش‌منظره واقع، و تمامی سطح سقف ساختمان آن، از ورقه‌های طلای خالص پوشیده شده‌است.

معبد کیومیزو-درا (Kiyomizu-dera):

این معبد در بالای تپه‌های شرق کیوتو قرار داشته و دارای مناظر بسیار بدیعی‌ست. تاریخ معبد، به سال 798 باز می‌گردد، اما ساختمانِ مرکزی آن در سال 1633 ساخته شد. نام معبد، از یک آبشار به نام کیویی‌میزو (Kiyoi mizu) – به‌معنای آبِ پاک – گرفته شده که از تپه‌های اطراف معبد سرازیر می‌شود.

تالار اصلی ساختمان معبد، دارای یک ایوان بزرگ بسیار معروف است که با صدها ستون و پایه‌ی چوبی برپا شده. از این ایوان، مناظر طبیعی و منظره‌ی شهر، به‌ زیبایی قابل رؤیت است. بر طبق یک باور قدیمیِ مربوط به دورانِ اِدو، عقیده بر این است که اگر کسی از بالای ایوان معبد به پایین بپرد و سالم به زمین برسد، یکی از آرزوهایش برآورده می‌شود. امروزه، این عمل ممنوع است اما بنابر گزارش‌های ثبت شده در دوران اِدو، 234 نفر خود را از ایوان معبد به پایین انداخته‌اند که حدود 85 درصد آن‌ها زنده ماندند. لازم به‌ذکر است که ارتفاع ایوان از سطح زمین، 13 متر بوده و زمین زیر آن نیز از پوشش گیاهی برخوردار است. پایین‌تر از تالار معبد، آبشاری به‌نام اوتو-نو-تاکی (Otowa-no-taki) قرار دارد که آب آن از طریق سه کانال به‌سمت یک حوضچه ریخته می‌شود. زائران معبد، این آب را در ظرف‌های مخصوصی جمع‌آوری می‌کنند و بسیاری بر این باورند که این آب، دارای خواص درمانی بوده و نیز نوشیدن از سه جریان آب، برای سلامتی، طول عمر و موفقیت در تحصیل مفید است.

معبد دارای زیارتگاه‌های متعددی‌ست که بسیاری از زائران و گردشگران را به‌سوی خود جلب می‌کنند. در این میان، دستفروشان و دوره‌گردان بسیاری نیز به‌کار فروش طلسم‌های گوناگون، انواع بخورها‌، او-میکوجی (o-mikuji) یا کاغذنوشته‌های بخت و اقبال و … مشغول هستند.

گانگوجی (Gangoji):

این معبد باستانی، در نارا واقع شده و در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد. معبد گانگوجی، از سه بخشِ تاریخی تشکیل یافته، از جمله ساختمان گوکوراکوبو (Gokurakubo) که بسیار مطلوب حفظ شده‌است. این ساختمان به‌همراه یک تالار ذن، جزئی از گنجینه‌ی ملی ژاپن محسوب می‌شود.

گینکاکوجی (Ginkaku-ji):

گینکاکوجی که نام آن به‌معنای عمارت نقره‌ای‌ست، جفت تکمیلی معبد کنیکا کوجی (به معنای عمارت طلایی) محسوب می‌شود و در کیوتو واقع شده‌است. طرح این معبد قدیمی، کاملا ژاپنی بوده و نمادی‌ست از ظرافت و هنر اصیل ژاپن. معبد دارای قسمت‌های مختلفی، از جمله یک باغ با طرح کاملا ژاپنی‌ست.

مامپوکو-جی (Mampuku-ji):

معبد مامپوکو-جی، مرکز مکتبِ ذن اوباکو (Obaku) محسوب می‌شود که در منطقه‌ی یوجی (Uji) در نزدیکی کیوتو قرار دارد. این معبد در سال 1661 توسط یک راهب چینی به‌نام یین‌یوآن لونگ‌کی (Yinyuan Longqi) و شاگرد او، مویان (Muyan) بنا نهاده شد.

سبک معماری ساختمان معبد، مربوط به هنر دوره‌ی مینگ (Ming) در چین می‌باشد و طرح کلی آن، تصویری از یک اژدهاست. تمثال اصلی معبد، گوتمه بودای (Gautama Buddha) نشسته را به نمایش گذاشته که ساخته‌ی یک مجسمه‌ساز چینی به‌نام هان دو سِی (Han Do Sei) است. نرده‌های بسیار زیبای این معبد نیز به‌دست همین هنرمند خلق شده‌است.

خزانه‌ی معبد، شامل یک مجموعه‌ی ارزشمند متون و کتاب‌های بودایی‌ست که در سال 1678 تکمیل شد و شصت هزار لوحه را شامل می‌شود که امروزه نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند.

نان‌ذن‌جی (Nanzenji):

این معبد ذن، در کیوتو قرار گرفته و در سال 1291، توسط امپراطور کامه‌‌یاما (Kameyama) تاسیس شده‌است. نان‌ذن‌جی، یکی از پنج معبد بزرگ ذن در کیوتو قلمداد شده و هم‌چنین، اداره‌ی مرکزیِ مکتبِ ذنِ رینزایی نیز محسوب می‌شود.

هوریوجی (Horyu-ji):

این معبد بودایی که نام آن به‌معنای معبد شکوفایی شریعت است، در منطقه‌ی ایکاروگا (Ikaruga) در استان نارا قرار دارد. بعضی بر این اعتقادند که این معبد، قدیمی‌ترین ساختمان چوبی جهان است که محفوظ مانده. معبد در سال 607 و به دستور شاهزاده شوتوکو (Shotoku) بر‌پا گشت که در آن زمان، نام معبد ایکاروگا-درا (Ikaruga-dera) بود. در سال 670، معبد تخریب شد، اما به‌تدریج در اوایل قرن هشتم، مورد بازسازی قرار گرفت و پس از آن، به مرکز مکتب بودایی هوسو تبدیل شد. در سال 1993، نام معبد در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت و دولت ژاپن نیز این اثر باستانی ارزشمند را به‌عنوان گنجینه‌ی ملی معرفی کرد.

یاکوشی‌جی (Yakushiji):

معبد یاکوشی‌جی از معابد فرقه‌ی بودایی هوسو محسوب می‌شود که در شهر نارا از استان نارا قرار دارد. تمثال اصلی معبد، یاکوشی نیورای یا بودای درمانگر است. معبد اصلی در سال 680 در کاشی‌هارا (Kashihara) بنا شد، اما در سال 710، به مکان کنونی‌اش در نارا نقل مکان کرد. نام این معبد، به‌همراه چندین بنای تاریخی دیگرِ واقع شده در نارا، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است. 

علی فرح‌بخش


بودا و درخت

بودا و درخت

«نقش درخت در زندگی و آیین بودا»

 بودا و درخت

آیین بودا، بر سه اصل اساسی استوار است: بودا1، آیین (دارما)2 و انجمن (سنگه)3. بنابراین اصول اولیه، پیروان این طریقت، موظف به شناخت خودِ بودا و روایت زندگی او هستند؛ روایتی که در بطن خود، آموزه‌های بسیاری را شامل می‌شود.

در نگاهی به روایت زندگی بودا، «درخت» به‌عنوان سمبل و نشانی طبیعی، جایگاهی ویژه دارد. این نماد، پس از بودا نیز به ورطه‌ی اندیشه و نماد‌شناسی، کشیده شد و تفاسیری استعاری از آن پدید آمد.

بودا، زیر درخت به‌دنیا آمد، زیر درخت به بیداری (ساتوری)4 رسید، در سایه‌سار درخت‌ها به موعظه و شرح تعالیم‌اش پرداخت و در نهایت، روی تختی برپا شده زیر درخت‌ها، درگذشت. از این‌رو «درخت» به‌عنوان مظهری بالنده از طبیعت و حیات – که بعدها گاهی به نمادی آموزشی نیز بدل شد – در آیین بودا نقش قابل توجهی را به‌خود اختصاص داد.

در بسیاری از پیکرتراشی‌ها و به‌خصوص، تصاویری که روایتگر زندگی بودا‌ست، «درخت» عنصری جدایی‌ناپذیر از تصویر است. این مورد را حتا می‌توان در آثار هنری به‌جا مانده از «گندهارا»5 نیز مشاهده کرد.

تولد بودا

حدود دو هزار و پانصد سال پیش، در قلمرو پادشاهی «شاکیا»6 در هند باستان، شاهزاده‌ای تولد یافت که امروزه او را از بزرگ‌ترین اندیشمندان و تاریخ‌سازان جهان قلمداد می‌کنند. نام واقعی وی، «گوتمه سیدارتا»7 بود. در داستان‌ها و افسانه‌ها آمده‌است که مادر سیدارتا، «ملکه مایا»8 که همسر پادشاه قلمروی «شاکیا» به‌نام شاه «سود‌هدانا»9 هم بود، شبی در خواب دید که فیل سپیدی از پهلوی وی وارد رحم‌اش شد. پیشگویان و بزرگان دربار، خبر تولد فرزندی را پیش‌بینی کردند. قصر پادشاهی، سرشار از شادی و شور گشت، زیرا راجه10 و ملکه مایا، پس از بیست سال، صاحب فرزند می‌شدند. همان‌طور که انتظار می‌رفت، ملکه باردار و بنابر رسم آن دوران، برای تولد فرزندش، رهسپار خانه‌ی پدری خود شد. در مسیر این سفر، در منطقه‌ای به نام «لومبینی»11، ملکه قبل از رسیدن به مقصد، فرزند خود را زیر یک درخت، به‌دنیا آورد. تاریخ دقیق تولد بودا به‌وضوح مشخص نیست. تاریخ‌نگاران، بر این باورند که تولد وی در سال 563 قبل از میلاد بوده‌است.

در روایت‌های تاریخی و آیینی بودیسم آمده «ملکه مایا»، در میانه‌ی سفر، احساس کرد فرزندش در شرف تولد است. به‌میان جنگلِ حاشیه‌ی راه رفت. در همین هنگام، درختی تنومند، شاخه‌ی بزرگی از خود را به‌پایین خم کرد و ملکه مایا، با ادای احترامی به درخت، شاخه‌ی آن‌را گرفت و بدون هیچ دردی، فرزند خود را به‌دنیا آورد. 

درست است که از دیدگاه منطقی، چنین روایتی – که درختی در برابر مادر بودا، شاخه‌اش را به‌پایین خم کرد – افسانه‌ای بیش نیست، اما باید توجه داشت، این سبک بیان اغراق‌آمیز، سعی دارد تا نگاه رهرو یا مخاطب را به‌ سمت و سوی خاصی هدایت کند که در این حکایت، «درخت» را نیز شامل می‌شود.

آن‌چه در این میان، مسند تاریخی دارد آن است که بی‌تردید، بودا در حاشیه‌ی جنگل و کنار درخت‌ها متولد شد، نه در فضایی بسته یا اتاق‌مانند.

بیداری

پس از تولد بودا، زاهدی وارسته، پیشگویی کرد که ولیعهد تازه متولد شده، در صورت دیدن رنج‌ها و مشقات جهان، زندگی درباری را رها می‌کند و به بی‌خانمانی روی می‌آورد و نجات دهنده‌ای بزرگ خواهد شد. از این‌رو پادشاه، فرزند خود را در نهایت خوشی و لذت‌های دنیوی پرورش داد. سه قصر برای بودای کوچک ساخته شد، قصرهایی برای فصل باران، زمستان و تابستان. شاهزاده از هفت سالگی، دروس و فنون حکومتی و نظامی را آموخت و در جوانی، تیرانداز و سوارکاری ورزیده شد. در شانزده سالگی یا در روایتی نوزده سالگی با دختر‌دایی خود «شاهزاده یَسودرا»12 ازدواج کرد.

بودا در یکی از گشت و گذارهایش در خارج از قصر، به چهار پدیده برخورد که تا آن زمان چنین مسائلی را ندیده بود. این چهار مورد که به «چهار نشانه» معروف هستند عبارتند از «پیری»، «بیماری»، «مرگ» و «ترک‌ِخانمان». برخورد با این نشانه‌ها که وی تا آن زمان ندیده بود، انقلابی ذهنی در او به‌وجود آورد. آن‌گاه بود که رنج و سختی را دریافت و برای درک حقیقت زندگی و رهایی از رنج، مخفیانه قصر پادشاهی را ترک کرد. این واقعه درست در زمانی روی داد که فقط یک روز از تولد تنها فرزندش «راهوله»13 گذشته بود. وی در سحرگاه، با همسر و فرزندش که در خواب بودند وداع کرد، قصر را ترک گفت و زندگی بی‌خانمانی را آغاز نمود؛ در آن زمان، وی بیست‌و‌نه ساله بود.14

در آغاز راهش به‌سوی بیداری، با مکاتب و اساتید مختلفی آشنا شد و انواع راه‌ها را پیمود، در این میان با پنج مرتاض، همگام شد. پس از شش سال ریاضت و سختی در راستای کشف حقیقت، هیچ راهی از پیش نبرد، از این‌رو بر بیهودگی ریاضت پی برد. بودا در واقع دو مرحله‌ی «افراط» و «تفریط» را طی کرد و هر دو راه را عبث و بی‌نتیجه یافت. دوران خوش‌گذرانی و ریاضت را پیمود و ناگاه به «راه میانه» دست یافت. از این‌رو، ریاضت را رها کرد، تن شست و خوراک خورد. پنج مرتاض، او را به‌علت شکستن ریاضتش ترک کردند.

پس از آن، بودا به مراقبه‌ی عمیق پرداخت و «راه میانه» را پیمود، راهی میان افراط و تفریط. در مراقبه‌ای زیر یک درخت که بعدها به «درخت بُدی»15 (یا بُدهی) مشهور شد، وی به مبارزه با شیطان یا نفس خویش پرداخت. مبارزه‌ی وی با شیطان، یک حکایتِ نمادین و افسانه‌ای‌ست. در این داستان، شیطان یا «مارا»16، پنج دختر خود که نمادی از «تکبر»، «طمع»، «ترس»، «جهل» و «شهوت» هستند را برای فریفتن سیدارتا به‌سوی او فرستاد، اما شکست خورد و آن‌گاه، خود به فریب بودا پرداخت، اما کاری از پیش نبرد و نابود شد. پس از آن، بودا به «بیداری» رسید و حقیقت جهان بر وی نمایان گشت. از آن پس بود که وی را «بودا» نامیدند، به‌معنای روشن شده و کسی که به بیداری رسیده‌است. در آن زمان وی سی و پنج ساله بود.

در آیین بودا، درختی که بودا زیر آن به مراقبه پرداخت و به بیداری رسید، شهرتی فراوان یافت. آن درخت، به پدیده‌ای مقدس برای بوداییان تبدیل شد و حتا برای آن، نامی نیز برگزیدند که به‌معنای «درخت بیداری»ست. حتا امروزه هم در محل آن درخت، دیر بودایی برپاست و بسیاری بر این باورند که درختی که امروزه آن‌را به نام بُدی می‌نامند، از نوادگان همان درختی‌ست که بودا زیر آن به بیداری رسید. 

موعظه

بودا پس از بیداری، به گسترشِ دریافت‌ها و آموزه‌های خود پرداخت. ابتدا به‌سمت «گردشگاه آهوان ایسیپته»17، محلی که پنج مرتاض دوران ریاضت وی در آن‌جا ساکن بودند رفت و اولین موعظه‌ی خود که به «موعظه‌ی بودا در بنارس»18 مشهور است را بیان کرد و پنج مرتاض، نخستین شاگردان وی شدند. وی تا پایان عمر، به گسترش آیین خود پرداخت و راه رهایی را در پیمودن راه میانه، که راهی‌ست میان افرط و تفریط دانسته و آن را روشنگری کرد.

بودا به‌طور دایم در سفر بود. از شهری و روستایی به محلی دیگر می‌رفت و پیام خود را برای همگان، گسترش می‌داد. وی عموما در سایه‌سار درخت‌ها به موعظه می‌پرداخت. خانه و اقامتگاهی نداشت و به‌صورت معلمی دوره‌گرد، سفر می‌کرد. در فضاهای باز و کنار درخت‌ها به موعظه و گفت‌و‌گو می‌پرداخت و ماوای مشخصی نداشت.

مرگ

بودا در راستای آموزش آیین یا «دارما»، به اقصا نقاط کشور سفر کرد و همواره به ارشاد و آموزش رهروان پرداخت. آموزه‌های منحصر به فرد، بی‌چشم‌داشت و ناب او، نام وی را در ردیف معلمان بزرگ تاریخ جهان قرار داد. وی طریق رهایی و رستگاری را بر پایه‌های یکساندلی، احترام و شفقت بنا نهاد. بودا پس از چهل و پنج سال تلاش و کوشش پی‌گیر در راه بیداری رهروان، کمک به تمامی انسان‌ها و ابراز عشق به تمامی موجودات هستی، در سن هشتاد سالگی، زیر دو درخت در منطقه‌ی «کوسینارا»19، کالبد جسملانی‌اش را بدرود گفت و به نیروانا20 پیوست. جسد وی چند روز بعد از مرگش، سوزانده و خاکسترش بین هفت خاندان بزرگ تقسیم شد.

ریشه‌های زمینی – ریشه‌های آسمانی

درختی با شاخه‌های انبوه و پرثمر و تنه‌ای ستبر، و یا نهالی نو‌ رَس با بدنه‌ای آسیب‌پذیر و نحیف، هر دو ثمره‌ی رشد فقط یک «دانه» هستند.

روایت انسانِ جویای کمال – در تفاسیر عرفانی شرق دور – به روایت دانه‌ی خُرد و نحیفی تشبیه می‌شود که رویای دیدن آسمان و بالیدن دارد.21

در روایتی از آیین دائو22 نیز آمده‌است: «یک درخت، هرچند هم بزرگ باشد، با یک دانه آغاز می‌شود؛ طولانی‌ترین سفرها، با اولین قدم.»

انسانی که در راه تکامل و رشد قدم می‌گذارد، هم‌چون دانه‌ای‌ست که رنج سربرآوردن از خاک را می‌پذیرد و باور دارد. جوانه‌ زدن، زیرِ انبوهی خاک و به تعبیری «تاریکی» آغاز می‌شود. هیچ دانه‌ای – یا انسانی – به‌راستی نمی‌داند پس از سربرآوردن از خاک، چه‌ چیز در انتظارش خواهد بود. به همین‌سان، آغازین عزم دانه/انسان در راه رهایی از سکون و نامولد بودن، غلبه بر «ترس» است. ترسِ از رخدادهایی که در «دانه» ماندن، هیچ اثری از آن نیست. اولین مرحله‌ی رشد و تعالیِ دانه/انسان، چیره شدن بر ترس است. از نظرگاه بودایی، «ترس» یکی از پنج دختر مارا (شیطان یا اهریمن) و مسبب بسیاری از رنج‌های بشری عنوان می‌شود. غلبه بر ترس اولیه، سبب می‌شود دانه/انسان، به جوانه/رهرو بدل شود، و این‌گونه آغازِ راهی پرخطر و دشوار رقم می‌خورد.

این‌چنین است که جوانه/رهرو پس از تلاشی طاقت‌فرسا در ظلمات، با سر بر آوردن از خاک، برای نخستین بار می‌تواند نور خورشید/حقیقتِ بودا را مشاهده کند و از آن برای رشد و بالیدن خویش بهره گیرد.

به‌همین دلیل است که بعضی رهروان بودایی که به سلک راهبان پیوسته و سر می‌تراشند، نام دیگری برای خویش برمی‌گزینند. زیرا با تبدیل شدن به جوانه، دیگر از دانه، هیچ نشانی به‌جای نمی‌ماند.

جوانه/رهرو در تلاشی که در عمق آن «بی‌تلاشی» نهفته است در مسیر «راه» (دارما) قرار می‌گیرد. این عدم تلاش، نه به‌معنای «هیچ کار نکردن» در تعبیر عامیانه‌ی آن، بلکه منوط به بخشی از تعالیم بودا‌ست که تجلی آن را می‌توان در طریقت «ذن» یافت و به «بی‌کنشی» یا «وو وِی»23 اشاره دارد. این تعلیم در آیین دائو نیز بسیار حائز اهمیت است.  

شاید بهترین نمونه از تعریف «بی‌کنشی» را بتوان در مختصر گفتارِ دو تن از بزرگان ذن بودیسم یافت.

«مرد دانا ھیچ کاری نمی‌کند، ابله خودش را به دار می‌آویزد.» (دوشین ذنجی)24

«بهترین ذاذن (مراقبه) آن است که در جریان آن، کاری انجام ندهند.» (کودو ساواکی روشی)25

بنابراین، با قرار گرفتن رهرو در مسیر تعالی، همان‌گونه که دانه برای بالیدن، تلاش بیهوده نمی‌کند، بلکه در بطن رشد قرار می‌گیرد، «راه» همان‌گونه که هست و «کنش» به همان‌صورت اصیل «بی‌کنشی» نمایان می‌شود. ساقه‌ها در پرتوی نور، رشد، و ریشه‌ها اعماق را می‌کاوند و استقرار تنه را مستحکم‌تر می‌کنند.

شاخه‌های درخت، همانند ریشه‌ها، در آسمان گسترش می‌یابند و باعث بالندگی درخت می‌شوند.

«تنه» در میانه قرار گرفته‌است، درست مانند چاکرای26 چهارم در انسان (چاکرای قلب). پایین چاکرای چهارم، سه چاکرای زمینی قرار دارد و بالای این مرز، سه چاکرای آسمانی است. بنابراین اصل، چاکراهای پایین دست که به امور زمینی و جسمانی، از قبیل اشتیاق جنسی و غیره تعلق دارند و در تمثیل درخت، ریشه‌ها را تشکیل می‌دهند، بی‌ارزش و پست نیستند بلکه باید چون ریشه‌های درختی تنومند، در خاکی مناسب و مساعد رشد یابند. رشد، به‌معنای «شناخت و درک عمیق ماهیت آن‌ها».

چاکراهای فوقانی، تلاش انسان/درخت است در راستای جذب بیشتر نور که بی‌ آن، حیات درخت، بی‌ثمر می‌شود.

بنابراین، زمینی/خاکی بودن در آیین بودا به‌معنای پست و دون بودن نیست، بلکه بستری‌ست برای ریشه دواندن و در نهایت، رهایی در آسمان.

درختی/انسانی که در تکاپوی بالندگی/تعالی از کشمکش‌ها و ناملایمات گذشت، به مرحله‌ی شکوفه دادن می‌رسد. این همان رتبه‌ای‌ست که در آیین بودا به «ارهت»27 تعبیر می‌شود.

شکوفه‌ها سمبل زیستن و مرگ هستند. همان‌گونه که در این هایکو28 از «اوئجینا اونیتسورا»29  به‌شکلی زیبا روایت شده‌اند:

می‌شکفند و …

نگاه می‌کنیم و …

فرو می‌ریزند و …

در این مرحله و پس از شکوفا شدن گل‌ها روی درخت، درخت/انسان به بخشش رایحه و زیبایی می‌پردازد. این بخشش در بطن خود، بی‌تلاش است و قضاوتی در کار نیست. برای نمونه می‌توان این هایکو را به‌عنوان تصویری زیبا از این حالت، بازخوانی کرد:

شکوفه‌های آلو

ایثار می‌کند بوی خود را

بدان کس که شاخه را می‌شکند

(بانو چی‌یوجو)30

اما این پایان نیست. پس از شکوفه دادن و مرگ گلبرگ‌ها و فروریختن ‌آن‌ها بر خاک، درخت به بار و ثمر می‌رسد و بی‌دریغ، میوه‌ی خود را ارزانی همگان می‌‌دارد. این میوه‌ها و روشنگری‌ها، ثمر و بار درخت/انسانِ وارسته است برای همگان، بی‌هیچ قضاوت و انتخاب یک‌جانبه‌ای.

در این مرحله است که درخت/انسان ، بدل می‌شود به بُدی/بودا.

از دانه‌ای در دل خاک، درختی حاصل می‌شود که بار و برش، وقف همگان می‌شود، بخششی فارغ از چشمداشت، قضاوت و انتخاب.

دانه‌های/انسان‌های بسیاری، از کف می‌روند و خوراک جانوران/مارا می‌شوند، مگر دانه/انسانی که به‌راستی، عزم بالندگی و رشد و دیدن نور را در سر می‌پروراند و در «راه» (دارما) قدم می‌گذارد.

بهترین مثال دانه‌ها/انسان‌هایی که هیچ‌گاه از پوسته‌ی خود رها نشده و هم‌چنان در خفا می‌مانند را می‌توان در این روایت بودایی مشاهده کرد.

روزی بودا از یک روستا دیدار می‌کرد. مردی از او پرسید: «تو هر روز می‌گویی که همه می‌توانند به اشراق برسند. آن‌وقت چرا همه به اشراق نمی‌رسند؟» بودا گفت: «دوست من، کاری بکن، عصر که شد فهرستی از تمام افراد دهکده تهیه کن و خواسته‌های هر یک را مقابل نام‌شان بنویس.» مرد به روستا رفت و از همه پرسید. روستایی کوچک بود و آن‌ها پاسخ‌های‌شان را دادند و او عصر، نزد بودا بازگشت و آن فهرست را به بودا نشان داد. بودا پرسید: «چه تعدادی از این مردم جویای اشراق هستند؟» مرد تعجب کرد زیرا حتا یک نفر هم نگفته بود که آرزوی اشراق را دارد. و بودا گفت: «من می‌گویم که هر انسان قادر است به اشراق برسد، نمی‌گویم که هر انسانی خواهان آن است.»

روایت درخت، تمثیلی‌ست از بالندگی و رهایی و غلبه بر ترس. رهایی دانه‌ای نحیف که با قدم گذاشتن در «راه» به مرحله‌ای خواهد رسید که ثمرش، همگان را شامل می‌شود، بی‌هیچ قضاوت، انتخاب و تکبری.

هر دانه‌ای (انسانی) در جهان، می‌تواند به درختی عظیم و پربار بدل شود، همان‌گونه که بودا می‌گوید: «همه‌ی انسان‌ها، بودا هستند.»

 

 

علی فرح‌بخش

29 ژانویه 2013

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- Buddha

2- Dharma (سانسکریت) یا Dhamma (پالی) – در ترجمه‌های فارسی، آن را درمه، دارمه، دمه، ذمه و غیره هم نوشته‌اند.

3- سنگه Sangha – به‌معنای انجمن بوداییان.

4- Satori (ژاپنی) – بُدی یا بُدهی (سانسکریت) معادل وو (چینی).

5- Gandhara – گنداره یا گندارا نیز گفته می‌شود (با قندهار اشتباه نشود). رجوع کنید به: گندهارا و هنر پیکره‌تراشی بودایی/ علی فرح‌بخش/ رادیو کوچه

6- Shakya یا ساکیا  Sakya

7- Siddhartha Gautama (سانسکریت) Siddhattha Goatama (پالی)

8- Maha Maya Davi

9- Suddhodana

10- Raja – لقب پدر بودا در بعضی مدارک و گزارشات تاریخی.

11- Lumbini – این منطقه که در زمان تولد بودا یک بیشه‌ی پر درخت بوده‌است، اکنون در نپال واقع شده، در دویست‌و‌سی کیلومتری شمال بنارس.

12- Yasodhara – برای وی نام‌های گوناگونی ذکر شده‌است از قبیل بهدا (Bhadda)، سوبهدکا (Subhaddaka) و بمبه (Bimba).

13- Rahula –  در روایاتی ذکر شده که راهوله در زمان خروج بودا از قصر، هفت روزه بود.

14- بنابر گزارشاتی احتمالا سی ساله.

15- Bodhi – به‌معنای روشن‌شدگی. در واقع این درخت، یک درخت استه (Assattha) یا پیپالا (Pippala) بوده، نوعی انجیربن که به انجیر بزچرانان هم معروف است. مکان این درخت، به معبدی به نام ماهابُدی (Mahabodhi Temple) بدل یافت. معبد، در منطقه‌ی بُدگایا (Bodh Gaya) در صد کیلومتری پاتنا (Patna) از ایالت بیهار (Bihar) هند قرار دارد و یکی از اماکن مقدس بوداییان قلمداد می‌شود.

16- Mara – در آیین بودا، شیطان نه یک وجود یا نیرویی خارجی، بلکه وهم و نیرویی‌ست درونی. شیطان در داستان‌ها شکلی نمادین داشته و بیشتر در افسانه‌ها حضور دارد.

17- Isipatana – باغ آهوان؛ منطقه‌ای در بنارس که امروزه سرنات (Sarnath) گفته می‌شود.

18- Benares – «موعظه‌ی بودا در بنارس» به «گفتار به‌گردش در آوردن چرخ آیین» یا Dhamma cakkappavatana مشهور است.

19- Kusinara – کاسیای کنونی، در پنجاه و پنج کیلومتری شرق گواخپور.

20- Nirvana (سانسکریت) – مقصد نهایی بوداییان است که فرد پس از رهایی به آن می‌پیوندد و از دایره‌ی مرگ و زندگی خارج شده و دیگر تولدی نخواهد داشت.

21- تمثیل درخت در آیین بودا، آن‌گونه که در این یادداشت به آن اشاره شده، ممکن است به دیگر طریقت‌های معنوی و مذهبی نیز شباهت داشته باشد. لذا به کارگیری این تمثیل و شرح آن با معیارهای بودایی، به‌معنای انحصاری بودن آن در بودیسم نیست. در این یادداشت، با ساختارهای اندیشه‌ی بودایی به این مبحث پرداخته شده و چه بسا در دیگر اندیشه‌ها نیز مشابه آن یافت شود. 

22- Dao یا Tao

23- Wu Wei

24- Doshin Zen-ji

25- Sawaki kodo Roshi

26- Chakra

27- Arhat

28- Haiku رجوع کنید به: هایکو و تاریخچه‌ی آن/ علی فرح‌بخش/ رادیو کوچه

29- Uejina Onitsura

30- Lady Chiyojo

بودا و درخت – دانلود فایل پی‌دی‌اف

بودا و درخت

استفاده از مقاله با ذکر منبع بلامانع است.