بایگانی برچسب‌ها: دوگن ذنجی

دوگن ذنجی

زندگینامه‌ی دوگن ذنجی

پایه‌گذار مکتب سوتو ذن بودایی

دوگن ذنجی

دوگِن ذِنجی1 در نوزدھم ژانویه 1200 میلادی، در خانواده‌ای نجیب‌زاده و اشرافی در ژاپن متولد شد. نام وی «دوگن» به‌معنای «سرچشمه‌ی راه» است. وی در نوجوانی، والدین خود را از دست داد و پس از آن، در سیزده سالگی، به سلک راهبان، در کوه هی‌ای2 پیوست، مکانی که مرکز اجتماع مکتب تندای3 بودایی در آن واقع شده‌ بود. پس از آن، دوگن برای آموزش، نزد استاد ذن، میوذن4 رفت و به‌مدت نه سال تعلیم دید.

در بیست‌و‌چهار سالگی، وی به‌همراه معلم خود، میوذن، برای آشنایی با آموزه‌های دیگر به چین رفت. او پس از بازدید از دیرهای گوناگون، به شاگردی جوتسینگ5 (ژاپنی: نیوجو6) درآمد. پس از گذشت دو سال، به اشراق رسید. وی بعد از گذشت چهار سال به کشورش بازگشت و در سال 1244 میلادی، دیری را با نام ایهی‌جی7 در ایچی‌ذن8 (یا فوکویی9 امروزی) تاسیس کرد. این معبد امروزه یکی از دو معبد بزرگ فرقه‌ی سوتو10 ذن محسوب می‌شود؛ طریقتی که دوگن، پایه‌گذار آن بود.

وی به‌مدت نه سال در دیر، به آموزش رهروان پرداخت و در این مدت، دست‌نوشته‌هایی نیز از خود بر جای گذاشت و در بیست‌و‌دوم سپتامبر 1253 میلادی درگذشت.

دوگن، کتابی تحت عنوان شوبوگنزو11 به زبان محلی تالیف کرد و نیز، نوشته‌های دیگری از وی به یادگار مانده‌‌است. نبوغ و تلاش او در راه یافتن رهایی و گسترش عامیانه‌ی آن، نام وی را در زمره‌ی مشهورترین اساتید تاریخ ذن قرار داد.

وی مکتب سوتو ذن را بر سه اصل اساسی، پایه‌گذاری کرد: 1- مراقبه‌ی اینجا و اکنون 2- دیگری من نیست و من دیگری نیستم 3- فقط نشستن12

دوگن، راه رسیدن به رهایی را ذاذن13 می‌دانست و بر آن تاکید داشت، او گفته‌است: «آموختن ذن، یعنی یافتن خود. خود را یافتن، یعنی خود را فراموش کردن. خود را فراموش کردن، یعنی یافتن طبیعت بودایی، طبیعت اصلی و ذاتی ما.»

وی بر این باور که تمامی انسان‌ها بودا هستند، مصر بود و بر رهایی تمامی موجودات، استمرار داشت. راه رهایی دوگن، بر مراقبه استوار بود، رها از انگیزه‌های کسب قدرت‌های فوق بشری. همانگونه که گفته‌است: «نیازی به تذکر نیست که بگوییم آن‌ها که در فکر دست یافتن به نیروهای فوق بشری هستند، در طریقت ذاذن، به پیشرفت‌های زیادی نائل نمی‌گردند.»

او بر یکساندلی و خودشناسی، تاکید داشت. پس از بازگشت از چین، از وی سوال کردند که آن‌جا چه یافتی؟ وی در پاسخ گفت: «چیز زیادی نبود مگر نرم‌دلی14 (خود ناپرستی).»

تعلیمات دوگن، بر اساس زیستن و مراقبه در اکنون استوار بود و وی، روند بیداری را قرار گرفتن در مسیر مراقبه معرفی کرد، تجربه‌ای که تنها خودِ فرد، مسئول و مجری آن است.

امروزه مکتب سوتو ذن، از مکاتب بزرگ و جهانیِ ذن بودیسم محسوب می‌شود.

 

«آب زلال است و از این راه، به اعماق زمین نفوذ می‌کند. برای ھمین است که وقتی ماھی در آن شنا می‌کند «ماھی» است. آسمان وسیع و شفاف است تا کھکشان‌ھای دیگر. برای ھمین است که وقتی پرنده در آسمان پرواز می‌کند «پرنده» است. ھنگامی‌که ذھن آدمی آزاد است، ھنگامی که جان انسان آزاد است، او «انسان» است.» دوگن ذنجی

 Dogen

 

 پی نوشت ها:

Dogen Zenji -1

Hiei -2

Tendai -3

Myozen -4

Ju-tsing-5

Nyojo -6

Eiheiji-7

Echizen -8

Fukui -9

Soto -10

Shobogenzo -11

Shikantaza -12

Zazen-13

Jinzo-14


هکی‌گان‌روکو

 

Zen Logo

چند روز پیش، یادداشت‌هایی از دکتر د.ت.سوزوکی (Daisetsu Teitaro Suzuki) (1966-1870) را بازخوانی می‌کردم. سوزوکی، استاد و اندیشمند بزرگی بود که در معرفیِ طریقت ذن بودیسم به غرب و جهان، نقش برجسته و بسزایی داشت.

در یادداشت استاد سوزوکی، به قسمت جالبی برخوردم. وی بعد از مختصر شرحی در خصوص زادگاه و خانواده‌‌اش و مصیبت‌هایی که در نوجوانی با آن‌ها دست به‌گریبان شده بود، کم‌کم به سمت مذهب خانوادگی‌اش «رین‌زایی ذن» روی می‌آورد. در یادداشت وی اینطور آمده: «…در هفده یا هجده سالگی، این بدبختی‌ها من را به فکر کردن درباره‌ی کارمایم انداخت. چرا بایست در آغاز زندگی‌ام، چنین بی‌بهره‌گی‌هایی را تجربه می‌کردم؟ آن‌گاه اندک اندک اندیشه‌هایم به دین رو آورد و از آن‌جا که دین خانواده‌ام شاخه‌ی رین‌زایی ذن بود، عجیب نبود که دنبال پاسخ بعضی از گره‌هایم به ذن رو کنم. به‌یاد می‌آورم آن روزها به معبد رین‌زایی شهرمان که کوچک‌ترین دیر رین‌زایی شهر کانازاوا بود می‌رفتم و از راهب دیر درباره‌ی ذن می‌پرسیدم. مانند بسیاری از دیگر راهب‌ها که آن روزها در دیرهای شهرهای کوچک بودند، او چیزهای چندانی نمی‌دانست. جالب آن‌‌که او حتا هکی‌گان‌روکو را هم نخوانده بود. از این‌رو دیدارم با او چندان دوام نیافت…»   

برای سوزوکی، عجیب بود که راهب و سرپرست یک دیر ذن، حتا کتاب هکی‌گان‌روکو را نخوانده‌بود. حقیقت امر آن است که در طریقت ذن، هیچ کتاب مقدسی مشابه قرآن و انجیل و غیره وجود ندارد، حتا کتاب مقدس، مشابه کوجیکی و دائو دِ جینگ هم که بخشی از متون مذهبی آیین شینتو و دائو محسوب می‌شوند هم جایی ندارد، اما با این‌حال، یادداشت‌ها و متونی از گذشته‌ی طریقت، به‌جای مانده که در طرح تعلیمات ذن، از آن‌ها بهره می‌گیرند. این کتاب‌ها، عموما شامل روایت‌ها، گفتار اساتید ذن و کوآن‌هایی‌ست که ثبت و ضبط شده‌اند. این روایت‌ها در زمان‌های گذشته، به‌صورت شفاهی متداول بوده و گاه، استادی به جمع‌آوری و منسجم کردن آن‌ها پرداخته، و گاهی حاشیه‌، ضمیمه و شرح و تفسیری نیز پیرامون آن‌ها نوشته‌شده‌است.

یکی از برجسته‌ترین این مجموعه روایت‌ها در طریقت ذن، همان کتابی‌ست که سوزوکی به آن اشاره داشت؛ هکی‌گان‌روکو، یادداشت‌های خرسنگ آبی.

«یادداشت‌های تخته‌سنگ آبی» یا «یادداشت‌های خرسنگ آبی» (Blue Cliff Record) (چینی:Bìyán Lù؛ ژاپنی:Hekiganroku) مجموعه‌ای از کوآن‌های (koan) مکتب «چن» (Chán) (ژاپنی: ذن-Zen) بودایی‌ست که در زمان دودمان سونگ (Song) در چین و در سال 1125 میلادی، توسط استاد «یوآن‌وو» (Yuanwu Keqin) (1135-1063) جمع‌آوری و تکمیل شد. یوآن‌وو، پی‌نوشت‌ها و شرح و تفسیراتی را به روایت‌ها افزود. این کتاب، پیش از آن‌که توسط یوآن‌وو جمع‌آوری شود، توسط اساتید و بزرگان طریقت چن در چین، نگارش یافته‌بود و یوآن‌وو، آن‌را یکدست و منسجم کرد و یادداشت‌هایی به آن افزود.  

جانشین استاد «یوآن‌وو» به نام «داهویی»  (Dahui Zonggao) از این یادداشت‌ها برای آموزش رهروان، استفاده کرد و آن‌ها را با روش سوزاندن، روی تخته چوب‌هایی حک کرد.

روایت است که «دوگن ذنجی» (Dogen Zenji) (1253-1200) پایه‌گذار مکتب «سوتو ذن» در ژاپن که برای شناخت ذن، به چین سفر کرد و سال‌ها در آن‌جا اقامت داشت، شبِ پیش از بازگشتش از چین به وطن خود، برای اولین بار کتاب را دید و تمام شب را به تهیه‌ی نسخه‌ی دست‌نویسی از آن پرداخت و با خود به ژاپن برد. البته با توجه به حجم کتاب، بعید به‌نظر می‌رسد که این روایت، منطقی باشد.

به هر حال، این کتاب از معتبرترین منابع ذن (چن) محسوب می‌شود و خواندنش برای رهروان این طریقت، می‌تواند روشنگری‌هایی را در بر داشته باشد. 

 

Hekiganroku

 

برای دانلود نسخه‌ی انگلیسی این کتاب، به قسمت جعبه در همین وبلاگ مراجعه کنید.