بایگانی برچسب‌ها: بودایی

تانترا

تانترا، مکتب کهنسالی­ ست که از تلفیق آیین برهمن و کیش بودایی تولد یافت. تانترا و ذن، دو مکتبی بودند که از ادغام دو طریقه با کیش بودایی خلق شدند. هر چند این دو طریقه، نسبت به یکدیگر کاملاً متضاد می­نمایند، اما هر دو یک هدف را از دو راه متفاوت دنبال می­کنند. تانترا فعال و بلعکس، ذن ایستا و ساکن است.

به علت عدم درک عمیق این طریقه از سوی مردم جهان، این مکتب به عنوان مکتبی که در آن بی­ بند و باری جنسی وجود دارد شناخته شده و مخالفان بسیاری دارد. این بدان سبب است که در مکتب تانترا، از سکس به عنوان سکویی برای رسیدن به بیداری استفاده می­شود. این امر نمی­تواند غیر معقول باشد، زیرا اولین چاکرا در انسان، چاکرای جنسی­ ست. در تانترا، باور بر این است که ریشه ­ی کندالینی در ناحیه ­ی چاکرای اول وجود دارد و تا زمانی که چاکرای اول به بیداری نرسد، سیر نیروی بیداری در ستون فقرات و در راستای تکاملِ دیگر چاکراها غیر ممکن است.

تانترا، روش اعجاب ­انگیزی­ ست که فرد در آن با نوعی مدیتیشن پویا مواجه شده و نیروی عظیم کندالینی رها می­شود. اما در این میان، آن­چه بسیاری به آن توجه نکرده و صرفاً به وجه جنسی تانترا می­پردازند آن است که اساس مکتب تانترا بر پایه­ ی عشق ناب بنا نهاده شده.

بدون عشق، تانترا هرگز معنایی ندارد. این عشق که بخشی از آن در رابطه­ ی جنسی نمود می­کند، تکامل یافته و تعالی روح را به ارمغان می ­آورد.

در گذر سال­ ها، تانترا وسعت بسیاری یافت و بسیاری از علوم تحت تاثیر آن قرار گرفته و در آن ریشه دواندند؛ از قبیل درمان، ستاره شناسی و غیره.

مکتب تانترا مشابه آن آموزه­ ی باگوان اشو است که در آن، طریق تعالی این­گونه بیان شده: از سکس تا اَبَر آگاهی.

این طریقه به علت آن­که در جامعه­ ی بشری، همواره سکس به عنوان موضوعی قبیح و دون تلقی شده، مورد انتقاد است. جالب آن­که با این وجود، تمامی نوع بشر درگیر این غریزه­ ی طبیعی­ ست و عموماً از آن گریزی وجود ندارد.

با نگاهی ساده به علومی چون یوگا که در آن بیداری چاکراها هدف رهرو است، می­توان به صورت واضح این نکته را رویت کرد که چاکرای ریشه و اولین چاکرا، چاکرای جنسی­ ست. از این رو کندالینی یا مرکز نیروی حیات در محدوده ­ی این چاکرا بوده و هرگز نمی­توان انکار کرد که بودن ما در این لحظه و در این جهان نیز، ثمره­ ی یک رابطه­ ی جنسی بوده است.  

در این راستا، مکتب تانترا سعی بر آن دارد تا با مدیتیشن­ های خاص و تقویت نیروی عشق ( که خود به آموزش نیاز دارد )، موجبات تعالی روح انسان را فراهم آورده و او را به آگاهی ناب هدایت کند. تانترا فقط به سکس و مسائل جنسی تمرکز ندارد. این طریقه راهی را پیش پا می­گذارد تا در آن، انسان با آگاهی از قدم نخست، گام­ های بعدی کمال معنوی خود را بپیماید.  

تانترا، برعکس تصور عمومی، ترویج سکس نیست، بلکه تقدس بخشیدن به پدیده ­ای­ ست که جامعه آن را همواره تقبیح می­کند.

شاید بی­ ربط نباشد این جمله­ ی معروف را بتوان بن­مایه­ ی تانترا دانست که :  

« جهان، یک ظرف مقدس است. »


اقیانوس خرد

 

زندگی‌نامه دالایی‌لاما

 

مردم از من می‌پرسند، دین من چیست: به آنان می‌گویم، دین من مهربانی‌ست. 

عالیجناب دالایی‌لاما1، یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های مذهبی و سیاسی جهان شمرده می‌شود. تلاش پیگیر و مستمر در حفظ صلح و آرامش در تبت و در سراسر جهان، چهره‌ای برجسته و محبوب را از او خلق کرده‌است. وی در ششم جولای 1935، در منطقه‌ی لامو‌دون‌دروب2، در یک خانواده‌ی روستایی در قریه‌ی کوچکی به‌نام تاکت‌سر3 متولد شد.

فرقه‌ی بودایی لاماییسم، یکی از بزرگ‌ترین مکاتب تبت محسوب شده و پیروان آن بر این اعتقادند که رهبران یا لاماهای اعظم، پس از مرگ، به کالبدی جدید نقل مکان کرده و مجددا به‌صورت انسان متولد شده تا راهنمای پیروان آیین شوند4. دالایی‌لامای عصر حاضر، چهاردهمین تناسخ این چرخه است. بوداییان تبت، وی را یکی از بودایان زنده‌ی جهان می‌دانند و ایشان رهبری مذهبیِ قوم تبتیِ چین را بر عهده داشته و از سوی پیروان، یکی از تجلیاتِ بُدی‌ستوه5 محسوب می‌شود.

نام اصلی وی، تنزین‌گیاتسو6 است. وی را با القابی نظیر اقیانوسِ خرد، عالیجناب و غیره خطاب می‌کنند؛ تبتی‌ها وی را ییشی‌نوربو7  و در حالت ساده‌تر، او را کوندون8 می‌نامند.

تنزین گیاتسوی کوچک، پس از شناسایی توسط بزرگان مذهبی، در بیست و دوم فوریه 1940، در پنج سالگی به لهاسا9، مرکز تبت وارد و رسما لقب دالایی‌لامای چهاردهم به‌وی اعطا شد. عالیجناب، آموزش‌های مذهبی و غبذه را از شش سالگی آغاز کرده و در سال 1959، در 25 سالگی، درجه‌ی گشه‌لارامپا10 یا درجه‌ی دکتری در فلسفه‌ی بودیسم را تکمیل نمود.

در هفدهم نوامبر 1950، دالایی‌لاما رسما مسئولیت سیاسی تبت را تقبل کرد. این امر پس از ورود ارتش کمونیست چین به خاک تبت روی داد. دولت چین پس از انقلاب مائو، تبت را که تا آن زمان خودمختار بود، جزیی از خاک سرزمین مادری چین اعلام کرد و از این زمان اختلافات آغاز شد. دولت کمونیست، تبت را جزیی از چین می‌دانست و از سوی دیگر، تبت بر خودمختاری دولتش پا فشاری می‌کرد.

در سال 1954، دالایی‌لاما برای مذاکره‌ی صلح‌آمیز به پکن رفت و با مائو11، چو‌اِن‌لای12، دینگ‌سیائوپینگ13 و دیگر سران دولتی چین وارد مذاکره شد. در سال 1956 دالایی‌لاما برای شرکت در دو هزار و پانصدمین جشن سالیانه‌ی بودا به هند سفر کرد و با نخست‌وزیر نهرو14 ملاقات نمود و با وی پیرامون وضعیت رو به زوال تبت گفتگو کرد. پس از آن، اختلاف و نزاع‌ها میان چین و تبت بالا گرفت و نهضت مقاومت تبت با دولت کمونیست وارد جنگ شد و دالایی‌لاما در این میان سعی در حفظ صلح و آرامش نمود، اما کاری از پیش نبرد. در دهم مارس 1959 تبت رسما شکست خورد و لهاسا در هم شکست. بسیاری از راهب‌های بودایی، قتل عام شدند. بیش از هشتاد هزار تبتی آواره شده و دالایی‌لاما به هند گریخت و تبعید شد.

امروزه بیش از صد و بیست هزار تبتی در تبعید به سر می‌برند. از 1960 دالایی‌لاما در دارام‌سالای15 هند به‌سر می‌برد و این شهر، به لهاسای کوچک شهره یافته‌است. از آن تاریخ تا‌کنون، وی تلاش پیگیر و مستمر خود را در راستای آزادی تبت، با توسل به روش‌های صلح‌آمیز حفظ کرده. وی گذشته از جنبه‌های سیاسی، از بزرگ‌ترین سران مذهبی جهان قلمداد شده و اهداف صلح‌جویانه‌ی وی در راستای ایجاد صلح جهانی و انتشار آرامش، عشق و یکساندلی، مورد تکریم و احترام جهانیان است؛ در این راستا وی در سال 1989 مفتخر به دریافت جایزه صلح نوبل شد.

از سال 1967 عالیجناب، سفرهای دوره‌ای خود را به سراسر جهان آغاز کرد و تا کنون به بیش از 46 کشور دنیا سفر کرده و در دانشگاه‌ها و انجمن‌های گوناگون، سخنرانی‌هایی پیرامون بودیسم، صلح و آرامش ارائه داده‌است. همچنین بسیاری از دانشگاه‌ها و انجمن‌ها در سراسر دنیا، مدارک دکترای افتخاری و تقدیرنامه‌های گوناگونی را به ایشان تقدیم کرده‌اند. وی با رهبران مذهبی گوناگون در سراسر جهان نشست‌هایی داشته و همواره جهانیان را به عشق، آرامش، مهربانی و احترام متقابل دعوت نموده‌است.

عشق ناب و بی‌پایان این شخصیت ارزشمند، نه‌تنها در راستای اهداف بشر‌دوستانه بلکه در راستای گسترش همدردی و ایجاد امنیت برای تمامی موجودات هستی، گسترش یافته‌است، چنان‌که خود می‌گوید: «ما باید عشق و همدردی را نسبت به تمام موجودات زنده‌ی روی زمین روا داریم.»

ایشان هم‌اکنون در یک خانه‌ی روستایی در دارام‌سالای هند سکونت داشته و فعالیت روزانه‌ی خود را از ساعت چهار صبح با تمرینات مدیتیشن آغاز کرده و سپس به ملاقات‌های کاری و شخصی خود پرداخته و به آموزش شاگردان و علاقمندان نیز می‌پردازد. وی چندین جلد کتاب نیز پیرامون بودیسم و صلح جهانی به رشته تحریر در آورده‌است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- His Holiness the 14th  Dalai Lama

2- Lhamo Dhondrub (منطقه‌ای در شمال شرقی تبت)

3- Taktser

4- نظام تناسخی

5- Bodhisattva (بودای رحم و شفقت)

6- Tenzin Gyatso

7- Yeshe Norbu

8- Kundun

9- Lhasa

10- Geshe Lharampa

11- Mao Tse-tung

12- Chou En-lai

13- Xiaoping

14- Nehru

15- Dharamsala