بایگانی دسته‌ها: ذن

فرهنگ واژگان ذن

 

ذن
فرهنگ واژگان ذن

ایچی‌نن (Ichinen) (ژاپنی) – فکر یا حادثه‌ی ذهنی که وقتی عارض می‌شود، می‌گویند ذهن دچار آشفتگی شده‌است. فکرِ متعاقبِ آن، از دوگانگی، درست و نادرست، بد و خوب، آگاهی می‌یابد. اگر ذهنی بتواند به‌حالت «بی‌ذهنی» اولیه بازگردد، قبل از این‌که این تشتت در آن ایجاد گردیده‌باشد، از اضطراب، ترس و آرزو که همگی ناشی از فکر است، آزاد می‌شود.

 ایسشو (Issho) (ژاپنی) – یک حالت احترام‌آمیز است. در این وضعیت، دست چپ، مشت شده و دست راست، روی آن قرار می‌گیرد و دست‌ها در جلوی سینه مستقر می‌شوند. این حالت، شاشو (Shashu) نیز نامیده می‌شود و در حالت ایستاده و یا در حال راه‌رفتن، مشهود است. در مکتب رین‌زایی، دست چپ، روی دست راست قرار می‌گیرد.

 بودی‌دارما (Bodhidharma) (سانسکریت)، (Darama) (ژاپنی) – اولین پایه‌گذار و استاد ذن در چین و بیست‌و‌هشتمین بودا از سلسله جانشینان گوتمه بودا. وی حدود سال 440 میلادی، در هند زاده شد و حدود 520 میلادی، به جنوب چین عزیمت و در سالیان بعد، مکتب «ذن» را در چین و در معبد شائولین، پایه‌گذاری کرد.

 بیوجوشین (Byojoshin) (ژاپنی) – روح یا فکر هموار و پایا (راه میانه – راه بیداری).

 تان (Tan) (ژاپنی) – سکویی که افراد در تالار ذن بر روی آن می‌نشینند و در حدود هفتاد سانتی‌متر از کف اتاق ارتفاع دارد. به زیر اندازهای حصیری ژاپنی که در اتاق‌ها استفاده می‌شود نیز، «تان» می‌گویند.

 تی‌شو (Teisho) (ژاپنی) – ارائه‌ی «جانِ کلام» در آموزش.  

 جوشوکو (Jushoku) (ژاپنی) – راهبِ کل معبد ذن و همچنین، رییس معبد کوچک.

جی‌کی‌جیتسو (Jikijitsu) (ژاپنی) – رهبر ذاذن در ذندوی صومعه‌ی ذنِ رینزایی. او مسئول اجرای آیین مراقبه در ذندو است. قرائت سوترا، نواختن زنگ و رهبری مراسم، بر عهده‌ی اوست. وی بعد از «روشی» (استاد) مهم‌ترین مقام دیر به‌شمار می‌رود.

 جی‌کی‌شی نین‌شین (Kikishi-ninshin) (ژاپنی) – اشاره‌ی مستقیم به روح انسانی.  

 چانویو (Cha-no-yu) (ژاپنی) – مراسم چای ژاپنی. تشریفات درست کردن و نوشیدن چای با حال و هوایی که «ساتوری» (بیداری) را نشانه گرفته باشد. هنر آیین چای‌نوشی، توسط استادان ذن هم‌چون «ای‌سایی» (1215-1141)، «دای‌ئو» (1308-1236)، «ایکیوو» (1481-1391)، «شوکو» (1502-1422) و «جوئو» (1555-1504) شکل گرفت و تکامل یافت تا به مراسم امروزین آن تبدیل شد. چهار رکن این مراسم عبارت است از «هماهنگی»، «احترام»، «پاکی» و «آسودگی».

 چوکای (Chukai) (ژاپنی) – صدای یک زنگ به نشانه‌ی پایان ذاذن در مراقبه‌های گروهی در ذندو.

 دارما (Dharma) (سانسکریت)، (Dhamma) (پالی)، (Ho) (ژاپنی) – آموزه‌ها و قوانین بودا. آیین.

 دوجو (Dojo) (ژاپنی) – هر مکانی که در آن، تعلیمی صورت پذیرد. عموما به معنای صومعه‌ی بودایی‌ست. امروزه به مراکز آموزش هنرهای رزمی ژاپنی نیز «دوجو» گفته می‌شود.

 دوگن (Dogen) (ژاپنی) – پایه‌گذار مکتب «سوتو ذن». دوگن (1253-1200) از بزرگ‌ترین اساتید و نوابغ ذن محسوب می‌شود. وی مکتب سوتو ذن را بر اساس سه اصل پایه‌گذاری کرد. 1- مراقبه‌ی اینجا و اکنون، 2- دیگری من نیست و من دیگری نیستم و 3- شیکان تازا (فقط نشستن). از تالیفات وی، کتاب مشهوری به یادگار مانده‌است تحت عنوان «شوبوگنزو» یا «گنجینه‌ی چشمِ حکمتِ حقیقی».

 ذاذن (Zazen) (ژاپنی) – نشستن ذن. «ذا» به‌معنای «نشستن». عملی‌ترین و مهم‌ترین بخشِ طریقت ذن که همانا مراقبه‌ی نشسته در حالت «که‌کافوزا» (Kekkafuza) است. 

 ذافو (Zafu) (ژاپنی) – بالشتکی گرد و مدور که به‌عنوان تکیه‌گاه در جریان ذاذن، زیر نشیمنگاه قرار می‌گیرد.

 ذان‌شین (Zanshin) (ژاپنی) – نگریستن، بدون توجه کردن و دقیق شدن.

 ذانیکو (Zaniku) (ژاپنی) – تشکچه‌ی مستطیل شکلی که به‌عنوان زیر انداز در جریان ذاذن از آن استفاده می‌شود و «ذافو» روی آن قرار می‌گیرد.

 ذن (Zen) (ژاپنی) – واژه‌ای‌ست معادل «چن» (Chan) در چینی که آن نیز از کلمه‌ی «دیانا» (Dhyana) در سانسکریت به‌معنای مراقبه و مدیتیشن گرفته شده‌است. مراقبه‌ی بی‌موضوع.

 ذن‌جی (Zen-ji) (ژاپنی) – استاد ذن. عنوان معلمِ ذن.

 ذندو (Zendo) (ژاپنی) – تالار و محل مخصوص ذاذن. برای اولین‌بار در قرن هشتم میلادی، فردی به‌نام «هیاکو» (Hyako) اولین «ذندو»ی رسمی را تاسیس کرد.

 راکو سو (Rakusu) (ژاپنی) – ردای (کسای) بسیار ساده‌ی رهروان، متشکل از پنج تکه پارچه.

 روشی (Roshi) (ژاپنی) – در لغت به‌معنای استاد پیر، و لقبی‌ست که به استادان ذن داده می‌شود. روشی‌ها، بر دروس عملی ذن در معابد نظارت دارند.

 رین‌زایی (Rinzai) (ژاپنی) – از مکاتب بزرگ ذن محسوب می‌شود که در سال 1190 میلادی در ژاپن پایه‌گذاری شد. در این مکتب، از «کوآن» و «موندو» استفاده می‌شود. پیروان این طریقت، به ناگهانی بودن «بیداری» یا «ساتوری»، معتقدند.

 زوئیسوکوکان (Zuisokukan) (ژاپنی) – توجه به تنفس در ذاذن.

 ساتوری (Satori) (ژاپنی)، (Wu) (چینی)، (Buddhi) (سانسکریت) – در مکتب ذن، به‌معنای بیداری و گذر از توهمات ذهن است. در مکتب رینزایی، برای رسیدن به ساتوری، از کوآن یا معمای بی‌پاسخ هم ممد می‌جویند. مکتب سوتو، بر تدریجی بودن ساتوری استوار است.

 سامو (Samu) (ژاپنی) – کلمات و جملات دست‌نویسی شده در ذندوها و دیرهای ذن.

سان‌ذن (San-Zen) (ژاپنی) – گفت‌و‌گوی سریع بین «روشی» یا استاد ذنِ «رین‌زایی» با راهب یا شخصی از مردم عادی که تحت تعلیم ذن است. موضوع این گفت‌و‌گو معمولا یک «کوآن» است که از آن پس، نوآموز باید روی آن کار کند. مصاحبه ممکن است چند ثانیه یا چند دقیقه بیشتر طول نکشد و گاهی امکان دارد هر روز یا چند بار در روز تکرار شود. سان‌ذن، قلب تعالیم ذنِ رین‌زایی‌ است.

 سشین (Sosshin) (ژاپنی) – یک دوره‌ی فشرده‌ی ذاذن گروهی در دیرهای ذن. این دوره ممکن است از سه تا هفت روز ادامه یابد. رهروان در این دوره‌‌ی فشرده از ساعت چهار یا پنج صبح تا نه شب به ذاذن می‌پردازند. در کنار ذاذن، آموزه‌های دیگر نیز از سوی روشی‌ها ارائه می‌شود.

 سوترا (Sutra) (سانسکریت)، (Sutta) (پالی) – نوشته‌های مذهبی. متون مقدس آیینی.

 سوتو (Soto) (ژاپنی) – مکتب سوتو ذن، توسط «دوگن ذنجی» (1253-1200) در ژاپن پایه‌گذاری شد. مهم‌ترین اصل این طریقت، ذاذن عملی‌ست. در آن، کمتر «کوآن» مشهود است و بر ذاذن عملی، تاکید فراوان می‌شود. این مکتب، بر تدریجی بودن ساتوری یا بیداری معتقد است و ذاذن را مسیر این روند تدریجی می‌داند.

 سوسو‌کوکان (Suso kukan) (ژاپنی) – شمارش تنفس‌ها در مراقبه.

 سوکون توشو (Sokkon-tosho) (ژاپنی) – این‌جا و اکنون. (یکی از سه اصل بسیار مشهور و ارزشمند دوگن ذنجی، پایه‌گذار مکتب سوتو ذن.)

 سی‌زا (Seiza) (ژاپنی) – وضعیت رسمی نشستن بر روی زمین، روی ساق پاها.

 شاشو (Shasho) (ژاپنی) – رجوع کنید به ایسشو (Issho).

 شیکان‌تازا (Shikantaza) (ژاپنی) – فقط نشستن. ذاذن مداوم. نشستن اصولی ذاذن بر طبق اصول طریقت ذن ناب. ذن اصیل. (یکی از سه اصل بسیار مشهور و ارزشمند دوگن ذنجی، پایه‌گذار مکتب سوتو ذن.)

 فوریو مونجی (Furyumonji) (ژاپنی) – عدم امید داشتن و دلبستگی به بیداری توسط سوتراها و نوشته‌ها. عدم راهبری متون، به بیداری مطلق.

 کاکوسوکو (Kakusoku) (ژاپنی) – آگاهی. حالت فرد در شرایط ذاذن که با عدم تمرکز روی موضوعی خاص یا عدم کنترل فکر، و با نفس‌های آرام همراه است.

 کای‌جو (Kaijo) (ژاپنی) – صدای زنگِ پایانِ ذاذن.

 کسا (Kesa) (ژاپنی)، (Kasaya) (سانسکریت)، (Kasaya) یا (Kasava) (پالی) – خرقه یا ردای راهبان.

 کن‌شو (Kensho) (ژاپنی) – «درون‌بینی خود» که هدف غایی آیین ذن و اولین تجربه‌ی ساتوری‌ است.

 کن‌شو جوبوتسو (Kensho jobutsu) (ژاپنی) – دیدن طبیعت مطلق و حرکت به‌سوی بیداری.

 کوآن (Koan) (ژاپنی) – کلمه، عبارت و یا سوالی که مفهوم و پاسخ منطقی ندارد و بیشتر، در طریقت رینزایی ذن مشهود است. کوآن، در راستای شکستن ساختار ذهنی رهروان، از طرف استاد مطرح می‌شود و رهرو را به فراسوی تفکر، رهنمون می‌سازد.

 کورومو (Koromo) (ژاپنی) – ردایی مشکی رنگ که راهبان ذن بر روی «کسا» بر تن می‌کنند.

 که‌کافوزا (Kekkafuza) (ژاپنی)، (Paryanka) (سانسکریت) – حالت صحیح و کامل نشستن در ذن. در این حالت، ابتدا پای راست روی ران پای چپ قرار می‌گیرد و سپس، پای چپ را بر روی ران پای راست می‌گذارند. در این وضعیت، نشیمنگاه، بر روی ذافو قرار دارد و به‌همراه زانوهای مستقر شده روی ذانیکو، برای بدن، حالتی همانند یک سه‌پایه‌ی مستحکم ایجاد می‌شود. ترتیب قرار گرفتن پاها، می‌تواند عکس ترتیب فوق هم باشد. اگر تنها پای چپ روی ران راست قرار گیرد، به این حالت، «نیمه ‌لوتوس» یا «هانکافوزا» (Hankafuza) گفته می‌شود.

 کی‌ساکو / کیوساکو (Keisaku) یا (Kyosaku) (ژاپنی) – چوب‌دستیِ بلند و خط‌کش مانندی‌ که در مراسم ذاذن، توسط مسئول و سرپرست مراقبه استفاده می‌شود و وی، با آن ضربه‌ای را روی شانه‌ی فرد مراقبه‌کننده (عموما روی شانه‌ی راست) وارد می‌آورد. این ضربه، علاوه بر جلوگیری از خواب‌آلودگی رهرو، عضلاتی که بر اثر نشستن مداوم، منقبض شده‌است را نرم می‌کند. ضربه‌ی کی‌ساکو، استرس، خواب‌آلودگی و عدم توجه را مورد هدف قرار می‌دهد.

کین‌هین (Kinhin) (ژاپنی) – نوعی راه رفتنِ بسیار کند و آرام که در فاصله‌ی دو دوره‌ی ذاذن انجام می‌گیرد و در ذندو متدوال است.

کیوگه بتسودن (Kyoge-betsuden) (ژاپنی) – انتقال خارج از نوشته. درک ماورای دانش تصوری.

گاسشو (Gassho) (ژاپنی)، (Anjali) (سانسکریت) – یک حالت احترام‌آمیز با چسباندن دو دست به‌هم و قرار دادن آن‌ها روی سینه.

گوروکو (Goroku) (ژاپنی) – اظهارات معماگونه‌ی استادان ذن به شاگردان‌شان، که اغلب گردآوری می‌شود تا مورد استفاده‌ی نسل‌های آینده نیز قرار گیرد.

گن‌مای (Genmai) (ژاپنی) – سوپ برنج که گاهی انواعی از سبزیجات هم به آن اضافه می‌شود. یک غذای بسیار رایج در رژیم غذایی رهروان طریقت ذن.

ماکیو (Makyo) (ژاپنی) – قلمرو شیطان. خیال. پرواز در عالم خواب. رویا پردازی.

موشین (Mushin) (ژاپنی) – عدم تفکر زائد. عدم جعل فکری.

مون‌جین (Monjin) (ژاپنی) – درود. تعظیم کردن با حالت گاسشو.

نیروانا (Nirvana) (سانسکریت)، (Nibbana) (پالی)، (Nihan) (ژاپنی) – مقصد نهایی رهروان. بهشت بوداییان. محلی که بودایان یا بیدارشدگان، پس از مرگ جسمانی، به آن وارد می‌شوند و دیگر تولدی دوباره نخواهند داشت. تهیای مطلق. آگاهی مطلق.

هارا (Hara) (ژاپنی) – مرکز ثقل بدن. مرکز انرژیِ حیاتی بدن. محلی در پایین ناف. نقطه‌ی زندگی. تنفس اصولی و صحیح، با این ناحیه صورت می‌گیرد.

هانکافوزا (Hankafuza) (ژاپنی) – حالت نشستن «نیمه‌لوتوس» در ذن. در این وضعیت، تنها پای چپ، روی ران پای راست قرار می‌گیرد. اگر هر دو پا روی یکدیگر قرار بگیرد، حالت «لوتوس کامل» یا «که‌کافوزا» (Kekkafuza) ایجاد می‌شود که حالت اصلی ذاذن است.

هوسو (Houssu) (ژاپنی) – عصای کوتاهی‌ست که استادان ذن با خود حمل می‌کردند. این عصاها، در اصل برای راندن مگس به‌کار می‌رفت و به انتهای آن، منگوله‌هایی از دم اسب آویخته می‌شد، ولی بعدها به‌صورت وسیله‌ای در اجرای مراسم مذهبی، مورد استفاده قرار گرفت و به یک نماد تبدیل شد.

هوکای‌جویین (Hokai-join) (ژاپنی) – وضعیت دست‌ها در حالت ذاذن. در این حالت، دست راست در زیر، و دست چپ روی آن قرار می‌گیرد و نوک شست‌ها، در راستای افق یکدیگر را لمس می‌کنند.

هوندو (Hondo) (ژاپنی) – تالار اصلی که معمولا در بنای جداگانه در صومعه‌های ژاپنی احداث و اصولا برای سخنرانی و صرف غذا به‌کار برده می‌شود.

هیشی‌ریو (Hishiryo) (ژاپنی) – تفکر بدون فکر کردن. آگاهی متعالی، ورای هرگونه تفکر و تعقل.

 

  علی فرح­بخش

ذن

 

دانلود

 

 


ذن

 

 

Zen Logo

 
 

ذن (Zen)، طريقت ديرينه سالی‌ست که در چين تولد يافت و در ژاپن، به اوج شکوفايی خود رسيد. دو مکتب بزرگ آن، سوتو (Soto) و رين‌زایی (Rinzai)، و فرقه‌ها و سبک‌های دیگری از ذن، امروزه در سراسر جهان گسترش يافته‌اند.

غرب، آگاهی خود پیرامون ذن را مدیون استاد بزرگی‌ست به‌نام دکتر د.ت.سوزوکی (D. T. Suzuki) (1966-1870). وی، پیچ و خم‌ها و ظرافت‌های ذن را برای غربی‌ها گشود و به‌مرور زمان، این مکتب شرقی، در سراسر جهان شناخته شد و گسترش یافت.

هرگز برای ذن تعريف خاصی ذکر نشده و بزرگان و اساتيد راه، همواره جويندگان را به وادی عمل دعوت کرده‌اند. ذن، تجربه‌ای‌ست که تنها از طريق تمارين خود محور و تلاش مستمر لمس خواهد شد، گويی که اين تلاش، در بطن خود، بی‌تلاش است.

در حدود هزار‌وپانصد سال پيش، راهبی هندی به‌نام بوديدارما1 (Bodhidarma) به چين سفر کرد. بر طبق گزارش‌های تاريخی، وی احتمالا در سال 440 ميلادی در هند زاده شد2 و به مدت چهل سال نزد پراجناتارا (Prajnatara) به شاگردی پرداخت. بوديدارما، بيست و هشتمين جانشين از سلسله جانشينان سيدارتا گوتمه بودا (Siddhartha Gautama Buddha) در هند شد. وی در سال 520 ميلادی به جنوب چين عزيمت کرد. پس از ملاقات امپراطور وو (Wu) از دودمان ليانگ (Liang)، به‌سوی شمال چين سفر کرد و پس از مدتی در معبد شائولين (Shaolin) در استان هنان (Henan) اقامت نمود. بوديدارما در طی سفرش به‌سوی معبد شائولين در چين، با مکتب کهنسال دائو (Dao یاTao ) آشنا شد. بنابر اسناد تاريخی، بنیان‌گذار آيين دائو را پير خردمندی به‌نام لائوزه3 ( Lao TzuیاLao Zi ) می‌دانند. لائوزه که هم‌دوره‌ی کنفوسيوس4 بود، کتابی با عنوان دائو دِ جينگ ( Dao De JingیاTao Te Ching ) از خود به‌يادگار گذاشته‌است. اين کتاب که در هشتاد و يک دفتر و در حدود پنج هزار کلمه نوشته شده‌است، مفاهيم آيينی مکتب دائو را به اختصار بيان می‌کند.

تعالیم لائوزه، بر اساس قوانین طبیعت و پیروی از دائو استوار است. این آیین، که با آیین کنفوسیوس، مغایرت و تضادهای بسیاری داشت، در طی ادوار گوناگون تاریخ و فرهنگ چین، همواره از مکاتب تاثیرگذار بر این سرزمین محسوب شده و تاثیرات به‌سزایی بر فرهنگ و زیرساخت‌های اجتماعی مردم چین گذاشته‌است.

بوديدارما در راه رسيدن به شمال چين، با آيين دائو آشنا شد و آن‌را بسيار عميق يافت. وی پس از ورودش به معبد شائولين، طريقت ذن را پايه‌گذاری کرد و به آموزش رهروان پرداخت. هر چند نحوه‌ی نشستن در هنگام مراقبه در ذن، همان است که بودا مبتکر آن بود، اما بوديدارما ديدگاه جديدی از اين مراقبه را پايه نهاد که بر اساس مراقبه مستمر استوار و پيوندی بود ميان انديشه‌های دائويی و بودايی.

ذن، واژه‌ای‌ست ژاپنی و معادلی‌ست برای لغت چن (Chan) در زبان چينی که آن نيز خود بر‌گرفته از واژه‌ی ديانا (Dyana) در زبان سانسکريت است، به‌معنای مراقبه. پس از مرگ بوديدارما (احتمالا در 528 ميلادی)، شاگرد برجسته‌ی او هوئی‌که  (Hui-Ke) جانشين وی شد. پس از هوئی‌که، به‌ترتيب سنگ‌زن (Seng-Tsan)، دائوسين (Tao-hsin) و هونگ‌ژن (Hung-Jen)، يکی پس از ديگری به جانشينی و مرتبه‌ی استادی طريقت ذن نائل آمدند. ششمين پيشوای ذن، هويی‌ننگ5 (Hui-neng) (713- 638) از برجسته‌ترين اساتيد تاريخ ذن محسوب می‌شود. آموزه‌های وی، بکر و خالص بود. پس از هويی‌ننگ، نظام جانشينی در ذن، به‌نوعی از بين رفت و ذن به فرقه‌های گوناگون تقسيم شد.

در سال 1191 میلادی، مکتب ذنِ رینزایی به‌وسیله‌ی لین‌تسی (Lin-tsi) – به ژاپنی: ایسایی (Eisai) – (1215-1141) به ژاپن برده شد. این راهب، مراکزی را در کیوتو و کاماکورا جهت آموزش ذن، تحت حمایت امپراطور، بنیاد نهاد. در مکتب رینزایی، علاوه بر ذاذن، از کوآن (Kuan) نیز بهره می‌جویند. کوآن، معما، جمله و یا حرکتی‌ست که توسط استاد، برای شاگرد مطرح می‌شود. این معما، هیچ جواب معقول و معمولی ندارد. کوآن، در راستای شکستن ساختارهای ذهنی رهروان به‌کار می‌رود. استاد ذن، هاکویین (Hakuyin) (1768-1685)، اولین کسی بود که سیستم کوآن را به‌هم پیوست و گفته می‌شود بیش از هشتاد جانشین تربیت کرد.

در آموزش ذن بین استاد و شاگرد، علاوه بر ارتباط لفظی، از ارتباط غیر لفظی مانند سکوت، خنده، ژست، نواختن سیلی، پس‌گردنی، پیچاندن گوش، اردنگی و غیره نیز استفاده می‌شود. در بعضی موارد، ضربات شدید فیزیکی نیز گزارش شده‌است. پیروان مکتب رینزایی، به ناگهانی بودن بیداری یا ساتوری6 معتقدند. آن‌ها در هنگام ذاذن، رو به قسمت میانی یا داخلی تالار ذن می‌نشینند.

در سال 1227 میلادی، مکتب سوتو ذن، توسط نابغه‌ی کم‌نظیری به‌نام دوگن ذنجی (Dogen Zenji) (1253-1200) در ژاپن پایه‌گذاری شد. آموزه‌های دوگن، بر سه اصل اساسی استوار است: «مراقبه‌ی اینجا و اکنون»، «دیگری من نیست، و من دیگری نیستم»، و «شیکان تازا (فقط نشستن)».

دوگن بر مراقبه‌ی مستمر و خالص که همان ذاذن است، تاکید بسیار داشت. مکتب سوتو، بر تدریجی بودن بیداری یا ساتوری استوار است و بزرگان این طریقت، راه رسیدن به تجربه‌ی مراقبه در اکنون را، ذاذن می‌دانند. در این طریقه، افراد در هنگام مراقبه، رو به دیوار ذندو می‌نشینند.

در طول مراسم ذاذن، از چوبِ نسبتا بلند و خط‌کش مانندی به‌نام کی‌ساکو (Keisaku) یا کیوساکو (Kyosako) استفاده می‌شود. سرپرست تالار، با این چوب، به شانه‌ی راست فرد مراقبه کننده ضربه وارد می‌آورد. این ضربه، علاوه بر جلوگیری از خواب‌آلودگی و غفلت رهرو، تنش‌ها و انقباضات شبکه‌ی عصبی شانه را رها می‌سازد.

ذاذن بخش اساسی و پايه‌ای طريقت ذن محسوب می‌شود، از اين‌رو رهروان همواره به ذاذن پرداخته و بر وضعيت بدنی ويژه در اين مراقبه، دقت فراوان دارند. شاگردان ذن در معابد، علاوه بر انجام ذاذن، به اموری چون نظافت، آشپزی، دوزندگی، نقاشی، خطاطی، ورزش، کشاورزی و بسیاری امور دیگر نیز اشتغال دارند.

امروزه مراقبه به سبک ذن، برای افراد عادی جامعه هم امکان‌پذیر است و با مطالعه و آموزش تحت نظر یک استاد، هر فرد عادی، با هر دین و مذهبی، می‌تواند ذن را به بخشی از زندگی خود وارد کند و به مرابقه‌ی عملی بپردازد.

جوهر ذن، دست نايافتنی‌ست، مگر با تجربه‌ی ذاذن. واژگان و کلمات، هرگز ما را به‌سوی درک ذن هدايت نمی‌کنند، از اين‌رو اجرای ذاذن، راه‌گشای ذهن جوينده است، جوينده‌ای که در هنگام ذاذن، بايد همه چيز را رها کند.

علی فرح‌بخش

پی‌نوشت‌ها:

1- در ژاپنی: Daruma

2- رد پاین (Red Pine) در گزارشی پیرامون بودیدارما، سال تولد او را 440 میلادی در کان‌چی (Kanchi)، پایتخت پادشاهی جنوب پالاوا (Pallava) در هند ذکر می‌کند.

3- نام وی را در فارسی، لائودزو، لائو تزو، لائوزه و غیره نیز نگاشته‌اند.

4- در واقع شهرت اصلی وی، کونگ‌زه (Kong Zi) به‌معنای استاد کونگ بوده‌است. نام اصلی وی «کونگ‌ کین» (Kong Qin) بوده است. غربی‌ها او را کنفسیوس می‌نامند.

5- یا وی‌لانگ (Wei-Lang) به ژاپنی: ئه‌نو (Eno)

6- واژه‌ای‌ست ژاپنی معادل «بُدی» یا «بُدهی» در سانسکریت، و «وو» (Wu) در چینی.