بایگانی برچسب‌ها: معبد شائولین

معابد بودایی چین

تاریخ‌نگاران، ورود رسمیِ آیین بودا از هند به چین را در سال 65 میلادی و در زمان سلطنت امپراطور مینگ (Ming) از سلسه‌ی متاخرِ هان (Han) یا هانِ غربی می‌دانند. آیین بودا، به‌سرعت در سراسر چین منتشر گشت و به کشورهای مجاور نیز راه یافت. در طی سالیان متمادی، بودیسم، فراز و نشیب‌های بسیاری را پیمود و گاه، بر پیکره‌ی آیین، صدمات بسیاری وارد آمد.

انقلاب مائو (Mao Tse-tung)، نقطه‌ی عطفِ دین‌گرایی در چین بود. بسیاری از مذاهب، در سیل کمونیسم محو شدند، اما بعد از مدت زمانی، دوباره سر برآوردند، هرچند نه با کمیت و کیفیت گذشته. در دوران انقلاب فرهنگی، بسیاری از معابد چین مورد هجوم قرار گرفت و راهبان بسیاری، از معابد اخراج و تبعید شدند. گروهی از معابد، به کارخانه تبدیل شد و گروهی دیگر نیز به‌صورت متروک باقی ماند. پس از گذشت مدت زمانی، مجددا گروهی از معابد به وضعیت اولیه بازگشتند و فعایت‌های خود را از سر گرفتند.

امروزه معابد بودایی چین، علاوه بر جذب بوداییان برای انجام مراسم، نیایش و غیره، گردشگران بسیاری را از اقصی نقاط جهان به‌سوی خود می‌کشانند. بسیاری از این معابد، به‌علت داشتن دیرینه‌ی تاریخی، مورد توجه عموم و محققان است. وجود سبک‌های معماریِ خاص، پیکره‌ها و نگاره‌های بودا، انجمن‌های بودایی و … در کنار هم، معابد را به مکان‌هایی مذهبی و گردشی بدل ساخته‌است. از این‌رو، زائران و گردشگران در کنار یکدیگر به این اماکن تردد می‌کنند.

شماری از معابد بودایی مشهور چین عبارتند از:

استان جانگ‌سو (Jangsu): معبد هان‌شان (Hanshan)

استان جانگ‌سی (Jangxi): معبد دونگ‌‌لین (Donglin)

استان زه‌جیانگ (Zhejiang): معبد بائوگوئو (Baoguo) و معبد پوجی (Puji)

استان شاندونگ (Shandong): معبد زان‌شان (Zhanshan)

استان شانگهای (Shanghai): معبد بودای یشمی (Jade Buddha) و معبد جینگ‌آن (Jing An)

استان فوجیان (Fujian): معبد گوانگ‌هوآ (Guanghua) و معبد وان‌فو (Wanfu)

استان گوانگ‌دونگ (Guangdong): معبد نان‌هوآ (Nanhua) و معبد شش درخت بانیان (Banyan)

استان هنان (Henan): معبد شائولین (Shaolin)، معبد کوهستان معطر و معبد اسب سفید

استان یونان (Yunan): معبد یوآن‌تونگ (Yuantong)

در ذیل، مختصری پیرامون وضعیت، تاریخچه و موقعیت 10 معبد بسیار مشهور بودایی چین، ارائه شده‌است: (تمام تاریخ‌ها به میلادی‌ست.)

معبد اسب سفید:

این معبد، اولین معبد بودایی چین محسوب می‌شود که در زمان پادشاهیِ امپراطور مینگ از سلسه‌ی متاخر هان یا هان غربی و در سال 68 میلادی تاسیس شد. بر طبق گزارش‌های تاریخی، شبی امپراطور در خواب دید که یکی از خدایان، بر فراز قصر وی در حال پرواز است. روز بعد، امپراطور، رؤیای خود را برای وزیرش بازگو کرد و وزیر دربار، زونگ هو (Zhong Hu) به پادشاه اعلام کرد این رؤیا، احتمالا مربوط به بودا در هند است. سپس امپراطور، هیئت‌ی متشکل از هجده نفر را به‌ریاست سای یین (Cai Yin)، کین جینگ (Qin Jing) و وانگ زون (Wang Zun) برای جستجویِ آیین بودا اعزام کرد. گروه اعزامی، به‌همراه یک پیکره‌ی بودا، متون مقدس بودایی و دو راهبِ برجسته به چین بازگشتند. امپراطور، پس از بازگشتِ هیئت اعزامی، دستور ساخت معبدی با نام اسب سفید را ابلاغ کرد. این نام به یاد اسبی که متون مقدس را تا چین حمل کرد به معبد داده شد و ساختمان معبد در غربِ پایتختِ امپراطوری، لوئویانگ (Luoyang)، شکل گرفت. محل این معبد در دوازده کیلومتری شرق شهر جدید لوئویانگ در استان هنان واقع شده‌است و محیطی در حدود سیزده هکتار را شامل می‌شود. به‌تازگی، یک گذرگاه سنگی طاق‌دار به‌طول صد‌و‌پنجاه متر در جلوی دروازه‌ی اصلی ساخته شده‌است. مابینِ گذرگاه و دروازه‌ی اصلی، یک استخر با فواره‌ها و سه پل سنگی وجود دارد.

معبد بائوگوئو:

این معبد که از معابد مهایانه محسوب می‌شود، در منطقه‌ی جیانگ‌بی (Jiangbei)، در پانزده کیلومتری شمال شهر نینگ‌بو (Ningbo) در استان زه‌جیانگ واقع شده‌است. نام اصلی این معبد، لینگ‌شان (Lingshan) بود اما در سال 880 و در زمان سلسله تانگ (Tang) به بائوگوئو تغییر نام یافت. تالار اصلی معبد که در سال 1013 و در زمان سلسله‌ی سونگ (Song) شمالی بازسازی شد، امروزه از قدیمی‌ترین بناهای چوبی جنوب چین محسوب می‌شود. این معبد، هم‌چنین دارای ستون‌هایی از سلسله‌ی تانگ، تالاری مربوط یه سلسله‌ی مینگ (Ming) و یک سرسرا و چند برج متعلق به سلسله‌ی چینگ (Qing) است. این معبد ارزشمند بودایی، امروزه شمار بسیاری از گردشگران را به‌سوی خود جلب می‌کند.

معبد بودای یشمی:

این معبد در شانگهای چین واقع است و پیروان دو مکتبِ دیار پاک (Pure Land) بودایی و ذن (Zen) را در خود جای داده. تاریخ تاسیس این معبد، 1882 است. در زمان پادشاهی امپراطور گوانگ‌سو (Guang Xu) از سلسله‌ی چینگ (1875-1908)، یک راهب اعظم بودایی به‌نام هویی‌گن (Hui Gen) سفری زیارتی را به‌سوی تبت انجام داد و در راه بازگشت، از برمه عبور کرد. نماینده‌ی سیاسیِ دولت چین در برمه، دو پیکره‌ی بودای ساخته شده از سنگ یشم را به وی اهدا کرد و هویی‌گن پس از بازگشت به چین، معبد بودای یشمی را برپاساخت. یکی از پیکره‌ها به ارتفاع 195 سانتی‌متر و وزن 3 تن، بودا را در حالت نشسته به‌نمایش گذاشته است. تمثال دیگر، بودا را در حالت درازکش توصیف می‌کند.

معبد جینگ‌آن:

این معبد در ناحیه‌ی جینگ‌آن در شانگهای واقع است. معبد اولیه در سال 247 و در دوران پادشاهی وو (Wu) شکل گرفت. معبد، در سال 1216 و در زمان سلسله‌ی سونگ، بازسازی و بنای امروزی، در زمان سلسله‌ی چینگ تکمیل شد.

در عصر انقلاب فرهنگی، معبد به یک کارخانه‌ی ساختِ پلاستیک تبدیل شد و پس از آن، در سال 1983، دوباره به‌صورت معبد بودایی تغییر یافت و فعال شد.

معبد دونگ لین:

این معبد در بیست کیلومتری خارج منطقه‌ی جیوجیانگ (Jiujiang) در استان جیانگ‌سی واقع شده‌است و در سال 386 ساخته شد. معبد، در دوران تانگ تکامل یافت، اما در زمان انقلاب فرهنگی، آسیب‌ها و خسارات بسیاری بر آن وارد آمد. امروزه این معبد، یک انجمن کوچک راهبان را در خود جای داده‌است و راهبان در کنار امور معبد، به برزگری اشتغال دارند.

معبد زان‌شان:

این معبد در منطقه‌ی کینگ‌دائو (Qingdao) در استان شاندونگ واقع است. معبد از بناهای متعددی ساخته شده‌است، به انضمام یک کتابخانه‌ی کتاب‌های مقدس بودایی و یک استوپای (Stupa) بلند. معبد در سال 2004 تعمیر شد.

معبد شائولین:

این معبد که از معابد بسیار مشهور چین می‌باشد، در سونگ‌شان (Songshan) و در استان هنان واقع است. معبد، حدودا در سال 497 و در زمان سلسله‌ی وی (Wei) شمالی برپا شد و از معابد مهم چن (ذن) و نیز هنرهای رزمی قلمداد می‌شود. معبد، در طی سالیان، با یورش‌ها و حملات بسیاری روبرو بود و خسارات زیادی به آن وارد آمد. شهرت فراوان این معبد، به حضور بنیانگذار طریقت ذن، بودیدارما (Bodhidharma) در آن باز می‌گردد و هم‌چنین، گسترش فنون رزمی. شهرت نظامی معبد، در اوایل دوران سلسله‌ی تانگ (907-618) نمایان شد و از آن پس، آموزش روش‌های رزم در کنار آموزه‌های بودایی در اختیار رهروان قرار گرفت.

معبد شش درخت بانیان:

این معبد در سال 537 و در زمان سلسله‌ی لیانگ (Liang) در گوانگ‌ژو (Guangzhou) و در استان امروزیِ گوانگ‌دونگ ساخته شد. معبد در ابتدا بائوزوآنگ‌یان (Baozhuangyan) نامیده می‌شد اما در زمان سلسله‌ی سونگ شمالی، یک نویسنده به‌نام سو شی (Su Shi)، نوشته‌ای تحت عنوان شش درخت بانیان (بانیان: انجیر هندی) به‌نگارش در‌آورد و از آن پس، نام معبد تغییر کرد. ساختمان معبد در دوران سلسله‌ی سونگ شمالی به آتش کشیده شد و مجددا مورد بازسازی قرار گرفت. ساختمان اصلی معبد، در سال 1097 ساخته شد.

معبد گوانگ‌هوآ:

این معبد در زمان سلسله‌ی وی شمالی ساخته شد و یکی از هشت معبد اطراف غار مشهور سربازانِ سنگی محسوب می‌شود. معبد در پانصد متری جنوب غار و در استان فوجیان واقع است. در زمان امپراطور سوآن‌زونگ (Xuanzong) از سلسه‌ی تانگ، گروهی از راهبان هندی، برای مذاکرات و مباحثات به این معبد عزیمت کردند، پس از آن، معبد دچار تنزل شد و امپراطور یک برج در معبد بنا نهاد. این معبد در دوران دو سلسله‌ی مینگ و چینگ، مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفت. در سال 1949، شصت راهب در این معبد اسکان داشتند. در 1965 این عده به پنحاه‌و‌هفت نقر کاهش یافت. در زمان انقلاب فرهنگی، معبد بسته شد، تمامی تمثال‌ها نابود و تمامی راهبان معبد، متفرق شدند. در فوریه‌ی 1980، معبد بار دیگر راه‌اندازی شد. در سال 1983، یک راهب سی‌و‌شش ساله به‌نام یی‌رن (Yiran) به سمتِ راهب اعظمی دیر درآمد و در سال 1990 یک راهب بیست‌و‌چهار ساله به‌نام سویی‌چنگ (Xuecheng) جانشین وی شد.

معبد وان‌فو:

این معبد در کوه هوانگ‌بو (Huangbo) و در استان فوجیان واقع است. شهرت این معبد به سی‌و‌سومین استاد اعظم آن، یین‌یوان ‌لونگ‌گی (Yimyuan Longgi) باز می‌گردد. وی که از اساتید بزرگ ذنِ چینی (چن) (Chan) محسوب می‌شود، به‌همراه مریدش مویان (Muyan) برای یافتن و درک مکتبِ ذنِ اوباکو (Obaku) به ژاپن سفر کرد.

علی فرح‌بخش


ذن

 

 

Zen Logo

 
 

ذن (Zen)، طريقت ديرينه سالی‌ست که در چين تولد يافت و در ژاپن، به اوج شکوفايی خود رسيد. دو مکتب بزرگ آن، سوتو (Soto) و رين‌زایی (Rinzai)، و فرقه‌ها و سبک‌های دیگری از ذن، امروزه در سراسر جهان گسترش يافته‌اند.

غرب، آگاهی خود پیرامون ذن را مدیون استاد بزرگی‌ست به‌نام دکتر د.ت.سوزوکی (D. T. Suzuki) (1966-1870). وی، پیچ و خم‌ها و ظرافت‌های ذن را برای غربی‌ها گشود و به‌مرور زمان، این مکتب شرقی، در سراسر جهان شناخته شد و گسترش یافت.

هرگز برای ذن تعريف خاصی ذکر نشده و بزرگان و اساتيد راه، همواره جويندگان را به وادی عمل دعوت کرده‌اند. ذن، تجربه‌ای‌ست که تنها از طريق تمارين خود محور و تلاش مستمر لمس خواهد شد، گويی که اين تلاش، در بطن خود، بی‌تلاش است.

در حدود هزار‌وپانصد سال پيش، راهبی هندی به‌نام بوديدارما1 (Bodhidarma) به چين سفر کرد. بر طبق گزارش‌های تاريخی، وی احتمالا در سال 440 ميلادی در هند زاده شد2 و به مدت چهل سال نزد پراجناتارا (Prajnatara) به شاگردی پرداخت. بوديدارما، بيست و هشتمين جانشين از سلسله جانشينان سيدارتا گوتمه بودا (Siddhartha Gautama Buddha) در هند شد. وی در سال 520 ميلادی به جنوب چين عزيمت کرد. پس از ملاقات امپراطور وو (Wu) از دودمان ليانگ (Liang)، به‌سوی شمال چين سفر کرد و پس از مدتی در معبد شائولين (Shaolin) در استان هنان (Henan) اقامت نمود. بوديدارما در طی سفرش به‌سوی معبد شائولين در چين، با مکتب کهنسال دائو (Dao یاTao ) آشنا شد. بنابر اسناد تاريخی، بنیان‌گذار آيين دائو را پير خردمندی به‌نام لائوزه3 ( Lao TzuیاLao Zi ) می‌دانند. لائوزه که هم‌دوره‌ی کنفوسيوس4 بود، کتابی با عنوان دائو دِ جينگ ( Dao De JingیاTao Te Ching ) از خود به‌يادگار گذاشته‌است. اين کتاب که در هشتاد و يک دفتر و در حدود پنج هزار کلمه نوشته شده‌است، مفاهيم آيينی مکتب دائو را به اختصار بيان می‌کند.

تعالیم لائوزه، بر اساس قوانین طبیعت و پیروی از دائو استوار است. این آیین، که با آیین کنفوسیوس، مغایرت و تضادهای بسیاری داشت، در طی ادوار گوناگون تاریخ و فرهنگ چین، همواره از مکاتب تاثیرگذار بر این سرزمین محسوب شده و تاثیرات به‌سزایی بر فرهنگ و زیرساخت‌های اجتماعی مردم چین گذاشته‌است.

بوديدارما در راه رسيدن به شمال چين، با آيين دائو آشنا شد و آن‌را بسيار عميق يافت. وی پس از ورودش به معبد شائولين، طريقت ذن را پايه‌گذاری کرد و به آموزش رهروان پرداخت. هر چند نحوه‌ی نشستن در هنگام مراقبه در ذن، همان است که بودا مبتکر آن بود، اما بوديدارما ديدگاه جديدی از اين مراقبه را پايه نهاد که بر اساس مراقبه مستمر استوار و پيوندی بود ميان انديشه‌های دائويی و بودايی.

ذن، واژه‌ای‌ست ژاپنی و معادلی‌ست برای لغت چن (Chan) در زبان چينی که آن نيز خود بر‌گرفته از واژه‌ی ديانا (Dyana) در زبان سانسکريت است، به‌معنای مراقبه. پس از مرگ بوديدارما (احتمالا در 528 ميلادی)، شاگرد برجسته‌ی او هوئی‌که  (Hui-Ke) جانشين وی شد. پس از هوئی‌که، به‌ترتيب سنگ‌زن (Seng-Tsan)، دائوسين (Tao-hsin) و هونگ‌ژن (Hung-Jen)، يکی پس از ديگری به جانشينی و مرتبه‌ی استادی طريقت ذن نائل آمدند. ششمين پيشوای ذن، هويی‌ننگ5 (Hui-neng) (713- 638) از برجسته‌ترين اساتيد تاريخ ذن محسوب می‌شود. آموزه‌های وی، بکر و خالص بود. پس از هويی‌ننگ، نظام جانشينی در ذن، به‌نوعی از بين رفت و ذن به فرقه‌های گوناگون تقسيم شد.

در سال 1191 میلادی، مکتب ذنِ رینزایی به‌وسیله‌ی لین‌تسی (Lin-tsi) – به ژاپنی: ایسایی (Eisai) – (1215-1141) به ژاپن برده شد. این راهب، مراکزی را در کیوتو و کاماکورا جهت آموزش ذن، تحت حمایت امپراطور، بنیاد نهاد. در مکتب رینزایی، علاوه بر ذاذن، از کوآن (Kuan) نیز بهره می‌جویند. کوآن، معما، جمله و یا حرکتی‌ست که توسط استاد، برای شاگرد مطرح می‌شود. این معما، هیچ جواب معقول و معمولی ندارد. کوآن، در راستای شکستن ساختارهای ذهنی رهروان به‌کار می‌رود. استاد ذن، هاکویین (Hakuyin) (1768-1685)، اولین کسی بود که سیستم کوآن را به‌هم پیوست و گفته می‌شود بیش از هشتاد جانشین تربیت کرد.

در آموزش ذن بین استاد و شاگرد، علاوه بر ارتباط لفظی، از ارتباط غیر لفظی مانند سکوت، خنده، ژست، نواختن سیلی، پس‌گردنی، پیچاندن گوش، اردنگی و غیره نیز استفاده می‌شود. در بعضی موارد، ضربات شدید فیزیکی نیز گزارش شده‌است. پیروان مکتب رینزایی، به ناگهانی بودن بیداری یا ساتوری6 معتقدند. آن‌ها در هنگام ذاذن، رو به قسمت میانی یا داخلی تالار ذن می‌نشینند.

در سال 1227 میلادی، مکتب سوتو ذن، توسط نابغه‌ی کم‌نظیری به‌نام دوگن ذنجی (Dogen Zenji) (1253-1200) در ژاپن پایه‌گذاری شد. آموزه‌های دوگن، بر سه اصل اساسی استوار است: «مراقبه‌ی اینجا و اکنون»، «دیگری من نیست، و من دیگری نیستم»، و «شیکان تازا (فقط نشستن)».

دوگن بر مراقبه‌ی مستمر و خالص که همان ذاذن است، تاکید بسیار داشت. مکتب سوتو، بر تدریجی بودن بیداری یا ساتوری استوار است و بزرگان این طریقت، راه رسیدن به تجربه‌ی مراقبه در اکنون را، ذاذن می‌دانند. در این طریقه، افراد در هنگام مراقبه، رو به دیوار ذندو می‌نشینند.

در طول مراسم ذاذن، از چوبِ نسبتا بلند و خط‌کش مانندی به‌نام کی‌ساکو (Keisaku) یا کیوساکو (Kyosako) استفاده می‌شود. سرپرست تالار، با این چوب، به شانه‌ی راست فرد مراقبه کننده ضربه وارد می‌آورد. این ضربه، علاوه بر جلوگیری از خواب‌آلودگی و غفلت رهرو، تنش‌ها و انقباضات شبکه‌ی عصبی شانه را رها می‌سازد.

ذاذن بخش اساسی و پايه‌ای طريقت ذن محسوب می‌شود، از اين‌رو رهروان همواره به ذاذن پرداخته و بر وضعيت بدنی ويژه در اين مراقبه، دقت فراوان دارند. شاگردان ذن در معابد، علاوه بر انجام ذاذن، به اموری چون نظافت، آشپزی، دوزندگی، نقاشی، خطاطی، ورزش، کشاورزی و بسیاری امور دیگر نیز اشتغال دارند.

امروزه مراقبه به سبک ذن، برای افراد عادی جامعه هم امکان‌پذیر است و با مطالعه و آموزش تحت نظر یک استاد، هر فرد عادی، با هر دین و مذهبی، می‌تواند ذن را به بخشی از زندگی خود وارد کند و به مرابقه‌ی عملی بپردازد.

جوهر ذن، دست نايافتنی‌ست، مگر با تجربه‌ی ذاذن. واژگان و کلمات، هرگز ما را به‌سوی درک ذن هدايت نمی‌کنند، از اين‌رو اجرای ذاذن، راه‌گشای ذهن جوينده است، جوينده‌ای که در هنگام ذاذن، بايد همه چيز را رها کند.

علی فرح‌بخش

پی‌نوشت‌ها:

1- در ژاپنی: Daruma

2- رد پاین (Red Pine) در گزارشی پیرامون بودیدارما، سال تولد او را 440 میلادی در کان‌چی (Kanchi)، پایتخت پادشاهی جنوب پالاوا (Pallava) در هند ذکر می‌کند.

3- نام وی را در فارسی، لائودزو، لائو تزو، لائوزه و غیره نیز نگاشته‌اند.

4- در واقع شهرت اصلی وی، کونگ‌زه (Kong Zi) به‌معنای استاد کونگ بوده‌است. نام اصلی وی «کونگ‌ کین» (Kong Qin) بوده است. غربی‌ها او را کنفسیوس می‌نامند.

5- یا وی‌لانگ (Wei-Lang) به ژاپنی: ئه‌نو (Eno)

6- واژه‌ای‌ست ژاپنی معادل «بُدی» یا «بُدهی» در سانسکریت، و «وو» (Wu) در چینی.