بایگانی دسته‌ها: ذن

هایکو و تاریخچه‌ی آن

هایکو

«هایکو» یک قالب شعری بسیار مشهور ژاپنی‌ست که بیانی‌ست بسیار کوتاه از ذهنیت و دیدگاه‌های مردم سرزمین آفتاب تابان به جهان هستی. این دیدگاه ممکن است گاه آن‌قدر متمرکز باشد که در یک شکوفه‌ی گیلاس خلاصه شود و یا جهیدن غوکی در آب.

صدها سال پیش در نتیجه‌ی مسابقات شعر، یک قالب شعری در ژاپن پیدا شد که به «هوکو» (Hokku) یا «های‌کو» (Haiku) معروف شد. چنین شعرهایی را «های‌کای» (Haikai) هم می‌گفتند، اما واژه‌ی هایکو اکنون کاربردی عمومی‌تر یافته‌است. هایکو دارای قالبی بسیار ساده است. فقط سه سطر دارد، پنج هجا در سطر اول، هفت هجا در سطر دوم و پنج هجا در سطر سوم، رویه‌هم‌رفته هفده هجا.

اندیشه‌های بسیار گوناگونی را می‌توان در این دایره‌ی محدود بازگفت. این‌ها برخی از مضامین دلخواه شاعران هایکو‌سرای ژاپنی‌ست: کوتاهی عمر، زن، پرندگان و جانوران دیگر، حشرات، درختان و گل‌ها، کوه‌ها، ماه و آفتاب، برف و باران و مه و جلوه‌های دیگر طبیعت .

در هایکو، نماد‌گرایی، فراوان به‌کار برده می‌شود و نیز اشاره‌هایی پنهان که غالبا لطیف است، گر چه به زبانی ساده بیان شده‌باشد. برای شاعر هایکوسرا، مشاهده‌ی دقیق طبیعت و عشق به آن، در هایکو باز گفته می‌شود. بسیاری از هایکوها، نگاره‌ها یا تصویرهای کلامی زیبایی‌ست، اما نه توصیف پر از ریزه‌کاری و پرکار. نگفته‌ها و نیامده‌ها در آن بسیار است و خواننده مختار است که آن‌ها را در اندیشه‌ی خود پر کرده و به هر شکلی که می‌خواهد تعبیر کند. کم نیست هایکوهایی که می‌توان آن‌ها را به چندین‌گونه تعبیر کرد، زبان ژاپنی از این‌نظر بسیار انعطاف‌پذیر است.

نفوذ نیرومند آیین بودایی «ذن» (Zen) با تاکید آن بر عرفان و نظاره‌ی احوال درونی، در بسیاری از این‌گونه شعرها آشکار است. تعجبی هم ندارد، چون بسیاری از هایکوسرایان، یا از رهروان زائر بودند یا از دیر‌نشینان.

هایکو را باید بارها و بارها خواند، زیرا اغلب در هر بار خواندن به کشف تعبیر تازه‌ای می‌رسیم. خواننده در این شعر‌ها نباید پی وزن و قافیه و این‌جور چیزها بگردد.

هایکو شکل کوتاه شده‌ی قالب شعری «تانکا» (Tanka) است. «تانکا» سی‌و‌یک هجا دارد و در پنج خط به ترتیب 7-7-5-7-5  هجا نوشته می‌شود.

شکل‌گیری هایکو و تکامل آن روند مدت‌داری را پیمود، اما بسیاری بر این باورند که سر آغاز جهش هایکو‌سرایی، با هایکویی به نام «برکه‌ی کهن» (Furu ike ya)  شکل گرفت.

این هایکو را «ماتسوئو باشو» (1694-1644) (Matsuo Basho) سرود. متن هایکو این‌ست  :

«برکه‌ی کهن‌، آه !

جهیدن غوکی،

صدای آب»

باشو را عموما بزرگ‌ترین هایکو‌سرای ژاپن قلمداد می‌کنند که در اوایل دوره‌ی «ادو» (Edo) در ژاپن می‌زیست. (نام وی، باشو، به‌معنای درخت موز است.) وی که از رهروان مکتب ذن بودایی بود، با خلاقیت و احساسات عمیق خود، مظامین نو و پر‌باری را در هایکو خلق کرد که تاثیر «ذن» بر آن کاملا مشهود است. بسیاری معتقدند که هایکو‌سرایی باشو، آغاز دوران جدیدی در شعر‌سرایی ژاپن بود.

در‌خصوص باشو و هایکوسرایی، دکتر «سوزوکی»(Suzuki)  – محقق برجسته‌ی ذن بودیسم و از جمله اولین کسانی که ذن و بن‌مایه‌های آن را به غرب معرفی کرد – معتقد است: «پیش از باشو، کار هایکوسرایان بازی با کلمات بود و همین باشو را بر آن داشت که شأن هایکو را به مرتبه‌ی بالاتر برساند. می‌توان گفت که هایکو از راه‌های گوناگون، بازتاب منش ژاپنی‌ست. ژاپنی‌ها به دراز‌گویی خوگر نیستند، استدلالی نیستند و از انتزاعات عقلی می‌پرهیزند. بیش‌تر شهودی‌اند و چنین می‌پسندند که واقعیت‌ها را چنان‌که هستند، بی‌هیچ تفسیر، خواه تفسیر عاطفی و خواه مفهومی، بیان کنند.»

«باشو» در سفرهای بسیاری که داشت، هایکوهای ناب و زیبایی سرود که از هایکوهای بزرگ و برجسته‌ی جهان محسوب می‌شوند. پس از وی بسیاری از هایکو‌سرایان به پیروی از باشو روی آوردند و البته در این میان، سبک‌های گوناگون و مختلف دیگری نیز پدید آمد.

آن‌چه مسلم است، «ذن» تاثیر عمیقی بر بن‌مایه‌های هایکو‌سرایی بر‌جای گذاشت و بر ظرافت‌ها و عمق آن افزود. برای درک و نفوذ به اعماق هایکو، در ابتدا شناخت و نفوذ به تار و پود تاریخ و فرهنگ ژاپن بسیار موثر خواهد بود، و نیز رویت هایکو از منظری فاقد قضاوت و صرفا نگاهی نظاره‌گر‌گونه، به روند درک هایکو کمک بسیاری خواهد کرد. شاید نتوان هایکو را شعر ذن نامید اما مسلما نمی توان تاثیرات ذن بر هایکو را انکار کرد و یا بنیان‌های این دو را از یکدیگر مجزا دانست.

برانداز یک هایکوی اصیل، بدون توجه به فرهنگ و سنت‌های ژاپن، عموما برداشت‌های درست و عمیقی را به همراه نخواهد داشت.

به‌طور مثال به این هایکو توجه کنید:

«هیچ‌یک سخنی نگفتند،

نه میزبان، و نه میهمان

و نه گل‌های داوودی»

برای ما شاید این هایکو، تلخ به‌نظر برسد و روایت یک کدورت باشد. اما این هایکو در زیباترین شکل ممکن، در حال بیان یک مراسم چای ژاپنی‌ست که در طول آن، هیچ سخنی به میان نمی‌آید و حاضران، فقط از مراسم تهیه‌ی چای و نوشیدن آن، لذت می‌برند و بس.

 

علی فرح‌بخش

 

Haikuاین مقاله، ۲۵ فروردین 1391 در رادیو کوچه منتشر شد.

هایکو و تاریخچه‌ی آن – دانلود فایل پی‌دی‌اف مقاله

**********

 

 منبع‌ها:

1- بیوکان، دانیل‌سی، صد هایکوی مشهور، ترجمه‌ی ع. پاشایی، نشر دنیای مادر، 1369

2- دبون، گونتر، شکوفه‌های آلوبن، ترجمه‌ی علی عبدالهی، نشر مینا، 1381

3- سوزوکی، د.ت، ذن و فرهنگ ژاپنی، ترجمه ع. پاشایی، نشر میترا، 1378

4- شاملو، احمد و ع. پاشایی، هایکو، نشر چشمه، 1376

 


دوگن ذنجی

زندگینامه‌ی دوگن ذنجی

پایه‌گذار مکتب سوتو ذن بودایی

دوگن ذنجی

دوگِن ذِنجی1 در نوزدھم ژانویه 1200 میلادی، در خانواده‌ای نجیب‌زاده و اشرافی در ژاپن متولد شد. نام وی «دوگن» به‌معنای «سرچشمه‌ی راه» است. وی در نوجوانی، والدین خود را از دست داد و پس از آن، در سیزده سالگی، به سلک راهبان، در کوه هی‌ای2 پیوست، مکانی که مرکز اجتماع مکتب تندای3 بودایی در آن واقع شده‌ بود. پس از آن، دوگن برای آموزش، نزد استاد ذن، میوذن4 رفت و به‌مدت نه سال تعلیم دید.

در بیست‌و‌چهار سالگی، وی به‌همراه معلم خود، میوذن، برای آشنایی با آموزه‌های دیگر به چین رفت. او پس از بازدید از دیرهای گوناگون، به شاگردی جوتسینگ5 (ژاپنی: نیوجو6) درآمد. پس از گذشت دو سال، به اشراق رسید. وی بعد از گذشت چهار سال به کشورش بازگشت و در سال 1244 میلادی، دیری را با نام ایهی‌جی7 در ایچی‌ذن8 (یا فوکویی9 امروزی) تاسیس کرد. این معبد امروزه یکی از دو معبد بزرگ فرقه‌ی سوتو10 ذن محسوب می‌شود؛ طریقتی که دوگن، پایه‌گذار آن بود.

وی به‌مدت نه سال در دیر، به آموزش رهروان پرداخت و در این مدت، دست‌نوشته‌هایی نیز از خود بر جای گذاشت و در بیست‌و‌دوم سپتامبر 1253 میلادی درگذشت.

دوگن، کتابی تحت عنوان شوبوگنزو11 به زبان محلی تالیف کرد و نیز، نوشته‌های دیگری از وی به یادگار مانده‌‌است. نبوغ و تلاش او در راه یافتن رهایی و گسترش عامیانه‌ی آن، نام وی را در زمره‌ی مشهورترین اساتید تاریخ ذن قرار داد.

وی مکتب سوتو ذن را بر سه اصل اساسی، پایه‌گذاری کرد: 1- مراقبه‌ی اینجا و اکنون 2- دیگری من نیست و من دیگری نیستم 3- فقط نشستن12

دوگن، راه رسیدن به رهایی را ذاذن13 می‌دانست و بر آن تاکید داشت، او گفته‌است: «آموختن ذن، یعنی یافتن خود. خود را یافتن، یعنی خود را فراموش کردن. خود را فراموش کردن، یعنی یافتن طبیعت بودایی، طبیعت اصلی و ذاتی ما.»

وی بر این باور که تمامی انسان‌ها بودا هستند، مصر بود و بر رهایی تمامی موجودات، استمرار داشت. راه رهایی دوگن، بر مراقبه استوار بود، رها از انگیزه‌های کسب قدرت‌های فوق بشری. همانگونه که گفته‌است: «نیازی به تذکر نیست که بگوییم آن‌ها که در فکر دست یافتن به نیروهای فوق بشری هستند، در طریقت ذاذن، به پیشرفت‌های زیادی نائل نمی‌گردند.»

او بر یکساندلی و خودشناسی، تاکید داشت. پس از بازگشت از چین، از وی سوال کردند که آن‌جا چه یافتی؟ وی در پاسخ گفت: «چیز زیادی نبود مگر نرم‌دلی14 (خود ناپرستی).»

تعلیمات دوگن، بر اساس زیستن و مراقبه در اکنون استوار بود و وی، روند بیداری را قرار گرفتن در مسیر مراقبه معرفی کرد، تجربه‌ای که تنها خودِ فرد، مسئول و مجری آن است.

امروزه مکتب سوتو ذن، از مکاتب بزرگ و جهانیِ ذن بودیسم محسوب می‌شود.

 

«آب زلال است و از این راه، به اعماق زمین نفوذ می‌کند. برای ھمین است که وقتی ماھی در آن شنا می‌کند «ماھی» است. آسمان وسیع و شفاف است تا کھکشان‌ھای دیگر. برای ھمین است که وقتی پرنده در آسمان پرواز می‌کند «پرنده» است. ھنگامی‌که ذھن آدمی آزاد است، ھنگامی که جان انسان آزاد است، او «انسان» است.» دوگن ذنجی

 Dogen

 

 پی نوشت ها:

Dogen Zenji -1

Hiei -2

Tendai -3

Myozen -4

Ju-tsing-5

Nyojo -6

Eiheiji-7

Echizen -8

Fukui -9

Soto -10

Shobogenzo -11

Shikantaza -12

Zazen-13

Jinzo-14