بایگانی دسته‌ها: ذن

باغ سیب و تعلیم ذنِ کودوی بی‌خانمان

 کودو ساواکی روشی

نقطه‌ی عطف آشنایی و شناخت من از مکتب ذن، به کتابی بر‌می‌گردد که سال‌ها پیش – در دوره‌ی نوجوانی‌ام – گذری، در یک کتابفروشیِ کتاب‌های دست‌ دوم پیدا کردم. کتابی که به‌خاطر رطوبت و فرسوده شدن در انبار، مچاله و زهوار در‌‌رفته شده‌ بود. عنوانش، «ذن مدیتیشن» بود، «ذن ناب»، تالیف «شوهاکو اوکومورو».

آن‌وقت‌ها، مجذوب بودیسم و ذن بودم. فقط کتاب می‌خواندم و اگر مقاله‌ای هم گیرم می‌آمد، به‌راحتی از آن نمی‌گذشتم. خواندن آن کتاب، برایم کمک بزرگی بود به‌سوی شناختِ هر چه بهتر ذن، به این دلیل که «ذاذن» را که جوهره‌ی ذن است، به‌تصویر کشیده بود. راه عمل، و نه صرفا واژه و لغت. پس شروع به تکاپوی شناختِ آن چیزی کردم که خارج از کلام بود، و تنها راه، همان ذاذن بود و بس. (شناخت بسیاری از ما پیرامون ذن و مفاهیم شرقی، کلیشه‌هایی‌ست که دانش آکادمیک غرب منتشر کرده، دانشی که فقط روی کاغذ و مقاله و کتاب اعتبار دارد، اما جانِ کلام نیست. این به‌معنای بیهودگی دانش – که عموما در دست اندیشمندانِ غرب بوده – نیست، اما باید توجه داشت که بودا و لائوتزه و غیره، برای دانشگاه، انستیتو و نگارش کتاب‌های بی‌شمار و پایان‌نامه‌های دانشجویی، تعلیم نداده‌اند، بلکه پیام آن‌ها، روایت زندگی واقعی بوده، فارغ از قالب‌های انتزاعی. «واژه‌»هایی که باید به «فعل» بدل شوند، و نه به واژه‌های بیشتر. بنابراین، مسلما چیزی فراتر از «واژه» بوده و هست، هرچند که دانش آکادمیک، حتا این «ورای کلمات» را هم می‌خواهد «بیان» کند!)

کتاب، با نمایی از ذاذنِ «کودو ساواکی روشی»1، آغاز می‌شد. شخصیتی که سال‌ها بعد، به‌طرز شگفت‌انگیزی مرا مجذوب خود کرد و ماجراهایی پیش آمد که بیشتر به داستان‌های خیالی شباهت دارد.

در هر حال، کودو ساواکی یا کودوی بی‌خانمان، شد استاد من. از او تعلیم می‌گرفتم… با چشم‌های بسته، گوش‌های بسته، و بی‌دل… یگانه استاد… کسی که پانزده سال قبل از تولد من، در دیر آنتای‌جی و در سن هشتاد‌و‌پنج سالگی، درگذشت.

سال 1385، پس از یک سال تحقیق و تهیه‌ی مطالب، اولین وب‌سایت رسمی ذن به زبان فارسی (ذنیران) را راه‌اندازی کردم. پس از آن‌که سایت تعطیل شد، نگذاشتم به‌ خاطره‌ها بپیوندد. مطالبش را جمع و جور کردم و سال 1390، به‌شکل کتابی با فرمت پی‌دی‌اف تحت عنوان «راهنمای ذاذن» (تعالیم سوتو ذن برای همه)، گذاشتمش در دسترس عموم، در همین وبلاگ. دوست داشتم که به‌شکل یک کتاب واقعی در‌می‌آمد، اما نشد. خارج از ایران، انتشاراتی‌ها روی این قبیل موضوعات، اصلا کار نمی‌کنند، چون خواننده‌ی زیادی ندارد. هر چند در ایران هم اوضاع بهتر از این نیست. صفحات همان کتاب بی‌نوایی که سال‌ها خاک و رطوبت خورده بود، شرح مفصلی‌ست از این ماجرا.

رسم است که نویسنده‌ها، گاهی کتاب‌شان را تقدیم می‌کنند به کسی. نه طرفدار این کار هستم و نه منتقدش. به‌قول پدرم، در دنیا، هر کس برای خودش حال و هوایی دارد… این جمله را پدرم آنقدر با آرامش می‌گوید که گویا نمی‌خواهد حال و هوای آن دیگری را – حالا هر کس که می‌خواهد باشد‌ – به‌هم بریزد.

کار کتاب که تمام شد، نمی‌خواستم اولِ کار، هیچ «تقدیم» و «به…»‌ای در کار باشد. اما نشد. خواستم بنویسم تقدیم به روح استاد کودو ساواکی، که ته دلم یکی گفت: «توی اون روحت! روح کیلو چنده؟!» کلی کلنجار رفتم. آخر سر هم دیدم که یکی به میخ بزنم و یکی به نعل، کمی هم چاپلوسی کنم. پس نوشتم: «یادواره‌ی استاد اعظم ذن، ساواکی کودو». همان صدا از ته دلم گفت: «خودتی! حالا اشکال نداره، زیاد به‌ خودت فشار نیار….». اما گذشته از مزاح، این کتاب را از صمیم قلب، به‌یاد استاد نوشتم.

کودو ساواکی، هم‌چنان هست… اینجا و اکنون… به‌یاد باغ سیب، دوستیِ دیرین، و چای سبز…  

Mugen

سال‌ها در تقلای به‌دست آوردن کتابی بودم از زندگی یا تعالیم او. البته می‌دانم که هیچ تعلیمی وجود ندارد. آن ضربه‌ی کاری، کار خودش را کرد… شیکان تازا… اما مشتاق‌ام. نمی‌دانم چرا. تمام تعلیم ذن، در ذاذن نهفته است. چیزی ورای آن نبوده و نیست. خالی بزرگ، بی هیچ چیزِ مقدس… خالی بزرگ…  

دوستی وعده داده که کتاب را برایم تهیه می‌کند. وقتی که گفت کتاب را برای کِی می‌خواهی، گفتم عجله‌ای نیست، شش ماه دیگر، یک سال هم شد، موردی ندارد. عادت عجیبی‌ست که دارم. زیاد کنجار نمی‌روم. هر کس برای خودش حال و هوایی دارد…

چند وقت پیش، مثل بچه‌هایی که هر از گاه، ونگ می‌زنند که فقط ببینند مادرشان آن اطراف هست یا نه، دوباره رفتم سایت آمازون که کتاب2 را ببینم. کارت اعتباری هم ندارم. زده بود کتاب از فهرست فروش، خارج شده. شاید به این علت که مخاطب خیلی کمی دارد و پرطرفدار نیست. فکر نکنم آدم خوشحال‌هایی که در به در دنبال این کتاب هستند، تعدادشان در این حد باشد که پرچم را بالا نگه دارند. دیدم آمازون نوشته «زور نزن داداش، نداریم.» و من هم با خنده گفتم: «عجب!»

حالا نمی‌دانم که دوستم می‌تواند کتاب را پیدا کند یا نه. تا آن‌وقت، شیکان تازا … 

کتاب به‌دستم نرسیده، بخشی از آن را در جایی دیدم. قبلا چسباندمش به دیوار فیس‌بوک، اما دیدم حیف است که لابه‌لای آن شلم شوربا، گم و گور شود. لااقل این‌جا جایش کمی راحت‌تر و امن‌تر است. این هم تعلیم ذنِ کودوی بی‌خانمان. مختصر و مفید…    

 

تعلیم ذن کودوی بی خانمان

 

 

The Zen Teaching of “Homeless” Kodo

 

.The Buddha-Dharma is the ultimate way of life

.To practice Zazen is to become the transparent self

.To practice Zazen is to do self by the self with the self

.To practice Zazen is to become the self which is one with the universe

.Zazen is good for nothing


 

 

پی‌نوشت:

1- زندگی‌نامه‌ی ساواکی کودو ˂ لینک

2- The Zen Teaching of ‹Homeless Kodo› (1990) by Uchiyama Kōshō


ماهاکاشیاپا و ریشه‌های تاریخی ذن بودیسم

ذن

پیدایش ذن بودیسم، با نام پایه‌گذار این طریقت، بودی‌دارما (Bodhidharma) پیوند دارد. با این‌حال، سرآغاز ذن، به گوتمه بودا (Gautama Buddha) و تعالیم او (دارما – Dharma) باز می‌گردد.

بر طبق گزارشات تاریخی، بودی‌دارما در هند زاده شد. وی به‌مدت چهل سال، نزد پراجناتارا (Prajnatara) به شاگردی پرداخت و به‌عنوان جانشین استادش، بیست‌و‌هشتمین جانشین از سلسله جانشینان گوتمه بودا شد. در خصوص تاریخ و محل تولد بودی‌دارما، نظرات مختلفی وجود دارد، حتا بعضی وی را ایرانی می‌دانند. رد پاین (Red Pine) در گزارشی پیرامون بودی‌دارما، سال تولد او را 440 میلادی، در کانچی (Kanchi)، پایتخت پادشاهی جنوب پالاوا (Pallava) در هند ذکر می‌کند1. با وجود اختلاف نظرهای تاریخی در خصوص سال و محل تولد بودی‌دارما، در خصوص شاگردی وی نزد پراجناتارا و دست یافتن او به لقب بیست‌و‌هشتمین جانشین از سلسله جانشینان بودا، تردیدی وجود ندارد.

در سنت بودایی، مفهومِ انتقال دارما2، در همان زمانِ بودا پدید آمد. همچنین، شکل‌گیری اولین جرقه‌های سنگه (Sangha) یا انجمن نیز با مفهوم انتقال دارما، توسط یکی از برجسته‌ترین شاگردان و پیروان بودا به‌نام ماهاکاشیاپا (ماهاکاسیاپا) (Mahākāśyapa) شکل گرفت.

در بررسی زندگی و تعالیم بودا، نام آناندا (Ananda) یکی از شاگردان محبوب بودا، بیشتر از هر نام دیگری شناخته شده‌است. اما اولین شخصی که توانست جوهره و ذاتِ دارما (آموزه‌های بودا) را کاملا درک کرده و به جانشینی بودا برسد، ماهاکاشیاپا بود. همچنین، وی نخستین کسی بود که پس از درگذشت بودا، اولین انجمن بودایی را تشکیل داد.

در فصل ششم سوترای نیلوفر (Saddharma Puṇḍarīka Sūtra) ذکر شده‌است که بودا، رسالت روشنگری را به چهار تن از شاگردان خود واگذار کرد:

ماهاکاشیاپا،

سوبوتی (Subhuti)،

ماها کاتیایانا (Maha Katyayana)

و ماهامائوگالیایانا (Mahamaudgalyayana).

بنابر سنت ذن، ماهاکاشیاپا، اولین کسی بود که بودا، جوهر انتقال آیین را به وی سپرد. در روایت‌ها آمده‌است که بودا، شاگردان خود را فرا خواند، آن‌گاه آرام نشست و بی‌هیچ سخنی، گل سفیدی را در دست گرفت و بالا برد. جمعیت رهروان، در سکوت بودند. فقط ماهاکاشیاپا بود که لبخند آرامی زد. آن‌گاه، بودا اعلام کرد که ماهاکاشیاپا، به‌راستی تعالیم او را درک کرده، و آیین را به وی منتقل کرد.  

در خطابه‌ی بودا که به موعظه‌ی گل3 شهرت یافته، این‌چنین آمده‌است:

«من حامل چشم دارمای راستین هستم، درک حیرت‌آور نیروانا، حقیقتِ بی‌شکل، دروازه‌ی آرام دارما که با واژگان و کلمات، قابل بیان نیست و فارغ از متون مقدس است. من این حقیقت راستین را، به ماهاکاشیا واگذار می‌کنم.»

و به این ترتیب، آیین و تعالیم بودا، که در نهایت، ورای تمامی واژگان و کلمات و متون مقدس است، به ماهاکاشیاپا رسید و بعد از او نیز، جوهره و ذات تعالیم گوتمه بودا به بودایان بعدی، منتقل شد. انتقالی که ورای متون مذهبی و کلمات و شرح و تفسیر است. به‌همین دلیل، در سنت ذن نیز، تجربه‌ی طریقت، فارغ از دست‌نوشته‌ها و متون مقدس آیینی، اصلی اساسی شد که بر پایه‌ی تجربه‌ی فردی، استوار بود و هست.

در رساله‌ی نغمه‌ی بیداری4 (Zhèngdào gē) اثر یونگ‌جیا سوآن‌جوئه (Yongjia Xuanjue) (713-665) – که یکی از شاگردان مشهور هویی‌نِنگ5 (Huìnéng)، ششمین پیشوای ذن در چین بود – ذکر شده‌است که بودیدارما، بیست‌و‌هشتمین پیشوا پس از ماهاکاشیاپا، شاگرد شاکیامونی بودا (Śākyamuni Buddha) و اولین پیشوای طریقت چن (Chan) بودایی بود. در متن کتاب، این‌گونه آمده‌است:

«ماهاکاشیاپا، نخستین بود، و پس از وی، گوهر انتقال آیین، جریان یافت

در غرب6، بیست‌و‌هشت پدر7 (پیشوا)، در راه وی قدم نهادند

چراغ راه، از فراز دریا گذشت و به این سرزمین8 رسید

و بودی‌دارما، در این‌جا نخستین پدر شد

ردای9 او، همان‌گونه که همگان می‌دانیم، شش پدر را در برگرفته‌است10

و بدینسان، ذهن‌های بی‌شماری، به‌سوی روشنی، رهسپار شدند»

 

بدین ترتیب، در بن‌شناسی ریشه‌های تاریخی ذن، ماهاکاشیاپا نقش برجسته‌ای دارد. بودی‌دارما، حامل معرفتی بود که از بودا به ماهاکاشیاپا و سلسله بودایان پس از وی رسید. ماهاکاشیاپا را گاهی، «پدر سنگه» (انجمن بوداییان) نیز می‌نامند.

 

در پایان این یادداشت، نام و شهرت سلسله جانشینان بودا از ماهاکاشیاپا تا بودی‌دارما را می‌توانید مشاهده کنید. 

 

*        Buddha / Gautama Buddha

1        Mahākāśyapa

2        Ānanda        

3        Śāṇavāsa

4        Upagupta

5        Dhṛṭaka

6        Miccaka

7        Vasumitra

8        Buddhānandi

9        Buddhamitra

10      Pārśva

11      Puṇyayaśas

12      Ānabodhi / Aśvaghoṣa

13      Kapimala      

14      Nāgārjuna

15      Kāṇadeva

16      Rāhulata

17      Saṅghānandi

18      Saṅghayaśas

19      Kumārata

20      Śayata

21      Vasubandhu

22      Manorhita

23      Haklenayaśas

24      Siṃhabodhi

25      Vasi-Asita

26      Puṇyamitra

27      Prajñātāra

28      Dharma / Bodhidharma

 

 

علی فرح‌بخش

**********

 

 پی‌نوشت‌ها:

 

1-  مرگ بودی‌دارما احتمالا در 528 میلادی بوده‌است.

2- Dharma transmission

3- این سوترا در واقع روایت یک رویداد است که در مکتب ذن، توجه خاصی به آن دارند. این روایت در ژاپنی به nengemishō شهرت دارد؛ به‌معنای تحت‌اللفظی «نشان دادن گل، لبخند زیرکانه»

4- Song of Enlightenment

5- پس از ھویی‌ننگ، نظام جانشینی در ذن، به سبک و سیاق پیشین آن از بین رفت و ذن به فرقه‌ھای گوناگون تقسیم شد.

6- در این متن و متون مشابه در مکتب چن بودایی، غرب، به‌معنای غربِ سرزمین چین است، و نه به‌معنای متداول امروزین این واژه.

7- در ترجمه‌ی انگلیسی متن، واژه‌ی Father آمده‌است.

8- منظور، سرزمین چین است.

9- در سنت ذن، اعطای ردا و کاسه‌ی استاد به شاگردش، به‌شکل نمادینِ انتقال دارما درآمد.

10- منظور از «شش پدر»، خودِ بودی‌دارما و پنج جانشین بعدی او است. این پنج پیشوا عبارتند از:  1-هوئی‌که 2-سنگ‌زن 3-دائو سین 4-هونگ‌ژن 5-هویی‌ننگ

 

دانلود فایل پی‌دی‌اف مقاله

Mahakashyapa

 

استفاده از مقاله با ذکر منبع بلامانع است.