زندگینامه دالاییلاما
مردم از من میپرسند، دین من چیست: به آنان میگویم، دین من مهربانیست.
عالیجناب دالاییلاما1، یکی از برجستهترین شخصیتهای مذهبی و سیاسی جهان شمرده میشود. تلاش پیگیر و مستمر در حفظ صلح و آرامش در تبت و در سراسر جهان، چهرهای برجسته و محبوب را از او خلق کردهاست. وی در ششم جولای 1935، در منطقهی لامودوندروب2، در یک خانوادهی روستایی در قریهی کوچکی بهنام تاکتسر3 متولد شد.
فرقهی بودایی لاماییسم، یکی از بزرگترین مکاتب تبت محسوب شده و پیروان آن بر این اعتقادند که رهبران یا لاماهای اعظم، پس از مرگ، به کالبدی جدید نقل مکان کرده و مجددا بهصورت انسان متولد شده تا راهنمای پیروان آیین شوند4. دالاییلامای عصر حاضر، چهاردهمین تناسخ این چرخه است. بوداییان تبت، وی را یکی از بودایان زندهی جهان میدانند و ایشان رهبری مذهبیِ قوم تبتیِ چین را بر عهده داشته و از سوی پیروان، یکی از تجلیاتِ بُدیستوه5 محسوب میشود.
نام اصلی وی، تنزینگیاتسو6 است. وی را با القابی نظیر اقیانوسِ خرد، عالیجناب و غیره خطاب میکنند؛ تبتیها وی را ییشینوربو7 و در حالت سادهتر، او را کوندون8 مینامند.
تنزین گیاتسوی کوچک، پس از شناسایی توسط بزرگان مذهبی، در بیست و دوم فوریه 1940، در پنج سالگی به لهاسا9، مرکز تبت وارد و رسما لقب دالاییلامای چهاردهم بهوی اعطا شد. عالیجناب، آموزشهای مذهبی و غبذه را از شش سالگی آغاز کرده و در سال 1959، در 25 سالگی، درجهی گشهلارامپا10 یا درجهی دکتری در فلسفهی بودیسم را تکمیل نمود.
در هفدهم نوامبر 1950، دالاییلاما رسما مسئولیت سیاسی تبت را تقبل کرد. این امر پس از ورود ارتش کمونیست چین به خاک تبت روی داد. دولت چین پس از انقلاب مائو، تبت را که تا آن زمان خودمختار بود، جزیی از خاک سرزمین مادری چین اعلام کرد و از این زمان اختلافات آغاز شد. دولت کمونیست، تبت را جزیی از چین میدانست و از سوی دیگر، تبت بر خودمختاری دولتش پا فشاری میکرد.
در سال 1954، دالاییلاما برای مذاکرهی صلحآمیز به پکن رفت و با مائو11، چواِنلای12، دینگسیائوپینگ13 و دیگر سران دولتی چین وارد مذاکره شد. در سال 1956 دالاییلاما برای شرکت در دو هزار و پانصدمین جشن سالیانهی بودا به هند سفر کرد و با نخستوزیر نهرو14 ملاقات نمود و با وی پیرامون وضعیت رو به زوال تبت گفتگو کرد. پس از آن، اختلاف و نزاعها میان چین و تبت بالا گرفت و نهضت مقاومت تبت با دولت کمونیست وارد جنگ شد و دالاییلاما در این میان سعی در حفظ صلح و آرامش نمود، اما کاری از پیش نبرد. در دهم مارس 1959 تبت رسما شکست خورد و لهاسا در هم شکست. بسیاری از راهبهای بودایی، قتل عام شدند. بیش از هشتاد هزار تبتی آواره شده و دالاییلاما به هند گریخت و تبعید شد.
امروزه بیش از صد و بیست هزار تبتی در تبعید به سر میبرند. از 1960 دالاییلاما در دارامسالای15 هند بهسر میبرد و این شهر، به لهاسای کوچک شهره یافتهاست. از آن تاریخ تاکنون، وی تلاش پیگیر و مستمر خود را در راستای آزادی تبت، با توسل به روشهای صلحآمیز حفظ کرده. وی گذشته از جنبههای سیاسی، از بزرگترین سران مذهبی جهان قلمداد شده و اهداف صلحجویانهی وی در راستای ایجاد صلح جهانی و انتشار آرامش، عشق و یکساندلی، مورد تکریم و احترام جهانیان است؛ در این راستا وی در سال 1989 مفتخر به دریافت جایزه صلح نوبل شد.
از سال 1967 عالیجناب، سفرهای دورهای خود را به سراسر جهان آغاز کرد و تا کنون به بیش از 46 کشور دنیا سفر کرده و در دانشگاهها و انجمنهای گوناگون، سخنرانیهایی پیرامون بودیسم، صلح و آرامش ارائه دادهاست. همچنین بسیاری از دانشگاهها و انجمنها در سراسر دنیا، مدارک دکترای افتخاری و تقدیرنامههای گوناگونی را به ایشان تقدیم کردهاند. وی با رهبران مذهبی گوناگون در سراسر جهان نشستهایی داشته و همواره جهانیان را به عشق، آرامش، مهربانی و احترام متقابل دعوت نمودهاست.
عشق ناب و بیپایان این شخصیت ارزشمند، نهتنها در راستای اهداف بشردوستانه بلکه در راستای گسترش همدردی و ایجاد امنیت برای تمامی موجودات هستی، گسترش یافتهاست، چنانکه خود میگوید: «ما باید عشق و همدردی را نسبت به تمام موجودات زندهی روی زمین روا داریم.»
ایشان هماکنون در یک خانهی روستایی در دارامسالای هند سکونت داشته و فعالیت روزانهی خود را از ساعت چهار صبح با تمرینات مدیتیشن آغاز کرده و سپس به ملاقاتهای کاری و شخصی خود پرداخته و به آموزش شاگردان و علاقمندان نیز میپردازد. وی چندین جلد کتاب نیز پیرامون بودیسم و صلح جهانی به رشته تحریر در آوردهاست.
پینوشتها:
1- His Holiness the 14th Dalai Lama
2- Lhamo Dhondrub (منطقهای در شمال شرقی تبت)
3- Taktser
4- نظام تناسخی
5- Bodhisattva (بودای رحم و شفقت)
6- Tenzin Gyatso
7- Yeshe Norbu
8- Kundun
9- Lhasa
10- Geshe Lharampa
11- Mao Tse-tung
12- Chou En-lai
13- Xiaoping
14- Nehru
15- Dharamsala
