بایگانی دسته‌ها: ادبیات

شعر چینی

 

از یک شاعر معروف چینی پرسیدند چگونه شعر می­سراید. جواب داد: شعر چینی معمولا چهار مصرع دارد. نکته­ی ابتکاری در مصرع یا سطر اول است. مصرع دوم ادامه­ی اولی ست. مصرع سوم متفاوت است و موضوع جدیدی را شروع می­کند و در در مصرع چهارم آنچه در سه قسمت اول آمده جمع و جور می­شود. برای مثال:

دو دختر یک بازرگان ابریشم ژاپنی در کیوتو زندگی می­کنند

بزرگتر بیست ساله و دیگری هجده ساله

سرباز ممکن است با شمشیرش به قتل رساند

ولی این دختران مردها را با دیدگان خود می­کشند

 

 


عمو گابـــو

بعضی وقتا سایه‌ی آدمایی از کنار ما می‌گذره و چنان اثری رومون میذاره  که نمیشه وصفش کرد. یکی از اون آدما برای من، گابریل گارسیا مارکز هست.

کسی که بی‌تعارف، منو ترکوند! تمام کتاب‌هاش رو که به فارسی ترجمه شده داشتم و شده بود مثل یه کلکسیون، کلکسیونی که با هجرت از ایران، توی انبار خونه‌ی پدری داره خاک می‌خوره. در هر حال اون چیزی که در نهایت می‌مونه، نه یه مشت کاغذ، بلکه خاطره‌ی سایه‌ی گذرایی هست که روح آدمو نوازش کرده و توی قلب حک شده.

احساس می‌کنم بعضی وقتا باید دِینی رو به کسی ادا کرد، هر چند که اون آدم شاید هیچ‌وقت نفهمه و ندونه که کسی، جایی، فقط از روی علاقه، چند خطی در موردش نوشته.

11 خرداد 89، توی روزنامه‌ی ایران، مقاله‌ای از من چاپ شد به نام «گابو و جادوی قلم» که نه برای قیافه گرفتن بود، نه برای روشنگری آهاد ملت شهیدپرور، و نه برای معرفی آدمی که به اندازه‌ی کافی شناخته شده‌اس، فقط برای ادای دِین بود و بس.

طبق معمول، مقاله یه کم سانسور شد. نپرسید چرا که خودمم نمی‌دونم. باور کنین صحنه‌ی مبتذل نداشت.

در هر حال، متن کامل اون رو براتون میذارم این‌جا که اگر دوست داشتین بخونین. مقاله‌ای برای عمو گابو.

دانلود فایل پی‌دی‌اف مقاله

Gabo