بایگانی ماهانه: فوریه 2013

ماهاکاشیاپا و ریشه‌های تاریخی ذن بودیسم

ذن

پیدایش ذن بودیسم، با نام پایه‌گذار این طریقت، بودی‌دارما (Bodhidharma) پیوند دارد. با این‌حال، سرآغاز ذن، به گوتمه بودا (Gautama Buddha) و تعالیم او (دارما – Dharma) باز می‌گردد.

بر طبق گزارشات تاریخی، بودی‌دارما در هند زاده شد. وی به‌مدت چهل سال، نزد پراجناتارا (Prajnatara) به شاگردی پرداخت و به‌عنوان جانشین استادش، بیست‌و‌هشتمین جانشین از سلسله جانشینان گوتمه بودا شد. در خصوص تاریخ و محل تولد بودی‌دارما، نظرات مختلفی وجود دارد، حتا بعضی وی را ایرانی می‌دانند. رد پاین (Red Pine) در گزارشی پیرامون بودی‌دارما، سال تولد او را 440 میلادی، در کانچی (Kanchi)، پایتخت پادشاهی جنوب پالاوا (Pallava) در هند ذکر می‌کند1. با وجود اختلاف نظرهای تاریخی در خصوص سال و محل تولد بودی‌دارما، در خصوص شاگردی وی نزد پراجناتارا و دست یافتن او به لقب بیست‌و‌هشتمین جانشین از سلسله جانشینان بودا، تردیدی وجود ندارد.

در سنت بودایی، مفهومِ انتقال دارما2، در همان زمانِ بودا پدید آمد. همچنین، شکل‌گیری اولین جرقه‌های سنگه (Sangha) یا انجمن نیز با مفهوم انتقال دارما، توسط یکی از برجسته‌ترین شاگردان و پیروان بودا به‌نام ماهاکاشیاپا (ماهاکاسیاپا) (Mahākāśyapa) شکل گرفت.

در بررسی زندگی و تعالیم بودا، نام آناندا (Ananda) یکی از شاگردان محبوب بودا، بیشتر از هر نام دیگری شناخته شده‌است. اما اولین شخصی که توانست جوهره و ذاتِ دارما (آموزه‌های بودا) را کاملا درک کرده و به جانشینی بودا برسد، ماهاکاشیاپا بود. همچنین، وی نخستین کسی بود که پس از درگذشت بودا، اولین انجمن بودایی را تشکیل داد.

در فصل ششم سوترای نیلوفر (Saddharma Puṇḍarīka Sūtra) ذکر شده‌است که بودا، رسالت روشنگری را به چهار تن از شاگردان خود واگذار کرد:

ماهاکاشیاپا،

سوبوتی (Subhuti)،

ماها کاتیایانا (Maha Katyayana)

و ماهامائوگالیایانا (Mahamaudgalyayana).

بنابر سنت ذن، ماهاکاشیاپا، اولین کسی بود که بودا، جوهر انتقال آیین را به وی سپرد. در روایت‌ها آمده‌است که بودا، شاگردان خود را فرا خواند، آن‌گاه آرام نشست و بی‌هیچ سخنی، گل سفیدی را در دست گرفت و بالا برد. جمعیت رهروان، در سکوت بودند. فقط ماهاکاشیاپا بود که لبخند آرامی زد. آن‌گاه، بودا اعلام کرد که ماهاکاشیاپا، به‌راستی تعالیم او را درک کرده، و آیین را به وی منتقل کرد.  

در خطابه‌ی بودا که به موعظه‌ی گل3 شهرت یافته، این‌چنین آمده‌است:

«من حامل چشم دارمای راستین هستم، درک حیرت‌آور نیروانا، حقیقتِ بی‌شکل، دروازه‌ی آرام دارما که با واژگان و کلمات، قابل بیان نیست و فارغ از متون مقدس است. من این حقیقت راستین را، به ماهاکاشیا واگذار می‌کنم.»

و به این ترتیب، آیین و تعالیم بودا، که در نهایت، ورای تمامی واژگان و کلمات و متون مقدس است، به ماهاکاشیاپا رسید و بعد از او نیز، جوهره و ذات تعالیم گوتمه بودا به بودایان بعدی، منتقل شد. انتقالی که ورای متون مذهبی و کلمات و شرح و تفسیر است. به‌همین دلیل، در سنت ذن نیز، تجربه‌ی طریقت، فارغ از دست‌نوشته‌ها و متون مقدس آیینی، اصلی اساسی شد که بر پایه‌ی تجربه‌ی فردی، استوار بود و هست.

در رساله‌ی نغمه‌ی بیداری4 (Zhèngdào gē) اثر یونگ‌جیا سوآن‌جوئه (Yongjia Xuanjue) (713-665) – که یکی از شاگردان مشهور هویی‌نِنگ5 (Huìnéng)، ششمین پیشوای ذن در چین بود – ذکر شده‌است که بودیدارما، بیست‌و‌هشتمین پیشوا پس از ماهاکاشیاپا، شاگرد شاکیامونی بودا (Śākyamuni Buddha) و اولین پیشوای طریقت چن (Chan) بودایی بود. در متن کتاب، این‌گونه آمده‌است:

«ماهاکاشیاپا، نخستین بود، و پس از وی، گوهر انتقال آیین، جریان یافت

در غرب6، بیست‌و‌هشت پدر7 (پیشوا)، در راه وی قدم نهادند

چراغ راه، از فراز دریا گذشت و به این سرزمین8 رسید

و بودی‌دارما، در این‌جا نخستین پدر شد

ردای9 او، همان‌گونه که همگان می‌دانیم، شش پدر را در برگرفته‌است10

و بدینسان، ذهن‌های بی‌شماری، به‌سوی روشنی، رهسپار شدند»

 

بدین ترتیب، در بن‌شناسی ریشه‌های تاریخی ذن، ماهاکاشیاپا نقش برجسته‌ای دارد. بودی‌دارما، حامل معرفتی بود که از بودا به ماهاکاشیاپا و سلسله بودایان پس از وی رسید. ماهاکاشیاپا را گاهی، «پدر سنگه» (انجمن بوداییان) نیز می‌نامند.

 

در پایان این یادداشت، نام و شهرت سلسله جانشینان بودا از ماهاکاشیاپا تا بودی‌دارما را می‌توانید مشاهده کنید. 

 

*        Buddha / Gautama Buddha

1        Mahākāśyapa

2        Ānanda        

3        Śāṇavāsa

4        Upagupta

5        Dhṛṭaka

6        Miccaka

7        Vasumitra

8        Buddhānandi

9        Buddhamitra

10      Pārśva

11      Puṇyayaśas

12      Ānabodhi / Aśvaghoṣa

13      Kapimala      

14      Nāgārjuna

15      Kāṇadeva

16      Rāhulata

17      Saṅghānandi

18      Saṅghayaśas

19      Kumārata

20      Śayata

21      Vasubandhu

22      Manorhita

23      Haklenayaśas

24      Siṃhabodhi

25      Vasi-Asita

26      Puṇyamitra

27      Prajñātāra

28      Dharma / Bodhidharma

 

 

علی فرح‌بخش

**********

 

 پی‌نوشت‌ها:

 

1-  مرگ بودی‌دارما احتمالا در 528 میلادی بوده‌است.

2- Dharma transmission

3- این سوترا در واقع روایت یک رویداد است که در مکتب ذن، توجه خاصی به آن دارند. این روایت در ژاپنی به nengemishō شهرت دارد؛ به‌معنای تحت‌اللفظی «نشان دادن گل، لبخند زیرکانه»

4- Song of Enlightenment

5- پس از ھویی‌ننگ، نظام جانشینی در ذن، به سبک و سیاق پیشین آن از بین رفت و ذن به فرقه‌ھای گوناگون تقسیم شد.

6- در این متن و متون مشابه در مکتب چن بودایی، غرب، به‌معنای غربِ سرزمین چین است، و نه به‌معنای متداول امروزین این واژه.

7- در ترجمه‌ی انگلیسی متن، واژه‌ی Father آمده‌است.

8- منظور، سرزمین چین است.

9- در سنت ذن، اعطای ردا و کاسه‌ی استاد به شاگردش، به‌شکل نمادینِ انتقال دارما درآمد.

10- منظور از «شش پدر»، خودِ بودی‌دارما و پنج جانشین بعدی او است. این پنج پیشوا عبارتند از:  1-هوئی‌که 2-سنگ‌زن 3-دائو سین 4-هونگ‌ژن 5-هویی‌ننگ

 

دانلود فایل پی‌دی‌اف مقاله

Mahakashyapa

 

استفاده از مقاله با ذکر منبع بلامانع است. 

 


هایکو و تاریخچه‌ی آن

هایکو

«هایکو» یک قالب شعری بسیار مشهور ژاپنی‌ست که بیانی‌ست بسیار کوتاه از ذهنیت و دیدگاه‌های مردم سرزمین آفتاب تابان به جهان هستی. این دیدگاه ممکن است گاه آن‌قدر متمرکز باشد که در یک شکوفه‌ی گیلاس خلاصه شود و یا جهیدن غوکی در آب.

صدها سال پیش در نتیجه‌ی مسابقات شعر، یک قالب شعری در ژاپن پیدا شد که به «هوکو» (Hokku) یا «های‌کو» (Haiku) معروف شد. چنین شعرهایی را «های‌کای» (Haikai) هم می‌گفتند، اما واژه‌ی هایکو اکنون کاربردی عمومی‌تر یافته‌است. هایکو دارای قالبی بسیار ساده است. فقط سه سطر دارد، پنج هجا در سطر اول، هفت هجا در سطر دوم و پنج هجا در سطر سوم، رویه‌هم‌رفته هفده هجا.

اندیشه‌های بسیار گوناگونی را می‌توان در این دایره‌ی محدود بازگفت. این‌ها برخی از مضامین دلخواه شاعران هایکو‌سرای ژاپنی‌ست: کوتاهی عمر، زن، پرندگان و جانوران دیگر، حشرات، درختان و گل‌ها، کوه‌ها، ماه و آفتاب، برف و باران و مه و جلوه‌های دیگر طبیعت .

در هایکو، نماد‌گرایی، فراوان به‌کار برده می‌شود و نیز اشاره‌هایی پنهان که غالبا لطیف است، گر چه به زبانی ساده بیان شده‌باشد. برای شاعر هایکوسرا، مشاهده‌ی دقیق طبیعت و عشق به آن، در هایکو باز گفته می‌شود. بسیاری از هایکوها، نگاره‌ها یا تصویرهای کلامی زیبایی‌ست، اما نه توصیف پر از ریزه‌کاری و پرکار. نگفته‌ها و نیامده‌ها در آن بسیار است و خواننده مختار است که آن‌ها را در اندیشه‌ی خود پر کرده و به هر شکلی که می‌خواهد تعبیر کند. کم نیست هایکوهایی که می‌توان آن‌ها را به چندین‌گونه تعبیر کرد، زبان ژاپنی از این‌نظر بسیار انعطاف‌پذیر است.

نفوذ نیرومند آیین بودایی «ذن» (Zen) با تاکید آن بر عرفان و نظاره‌ی احوال درونی، در بسیاری از این‌گونه شعرها آشکار است. تعجبی هم ندارد، چون بسیاری از هایکوسرایان، یا از رهروان زائر بودند یا از دیر‌نشینان.

هایکو را باید بارها و بارها خواند، زیرا اغلب در هر بار خواندن به کشف تعبیر تازه‌ای می‌رسیم. خواننده در این شعر‌ها نباید پی وزن و قافیه و این‌جور چیزها بگردد.

هایکو شکل کوتاه شده‌ی قالب شعری «تانکا» (Tanka) است. «تانکا» سی‌و‌یک هجا دارد و در پنج خط به ترتیب 7-7-5-7-5  هجا نوشته می‌شود.

شکل‌گیری هایکو و تکامل آن روند مدت‌داری را پیمود، اما بسیاری بر این باورند که سر آغاز جهش هایکو‌سرایی، با هایکویی به نام «برکه‌ی کهن» (Furu ike ya)  شکل گرفت.

این هایکو را «ماتسوئو باشو» (1694-1644) (Matsuo Basho) سرود. متن هایکو این‌ست  :

«برکه‌ی کهن‌، آه !

جهیدن غوکی،

صدای آب»

باشو را عموما بزرگ‌ترین هایکو‌سرای ژاپن قلمداد می‌کنند که در اوایل دوره‌ی «ادو» (Edo) در ژاپن می‌زیست. (نام وی، باشو، به‌معنای درخت موز است.) وی که از رهروان مکتب ذن بودایی بود، با خلاقیت و احساسات عمیق خود، مظامین نو و پر‌باری را در هایکو خلق کرد که تاثیر «ذن» بر آن کاملا مشهود است. بسیاری معتقدند که هایکو‌سرایی باشو، آغاز دوران جدیدی در شعر‌سرایی ژاپن بود.

در‌خصوص باشو و هایکوسرایی، دکتر «سوزوکی»(Suzuki)  – محقق برجسته‌ی ذن بودیسم و از جمله اولین کسانی که ذن و بن‌مایه‌های آن را به غرب معرفی کرد – معتقد است: «پیش از باشو، کار هایکوسرایان بازی با کلمات بود و همین باشو را بر آن داشت که شأن هایکو را به مرتبه‌ی بالاتر برساند. می‌توان گفت که هایکو از راه‌های گوناگون، بازتاب منش ژاپنی‌ست. ژاپنی‌ها به دراز‌گویی خوگر نیستند، استدلالی نیستند و از انتزاعات عقلی می‌پرهیزند. بیش‌تر شهودی‌اند و چنین می‌پسندند که واقعیت‌ها را چنان‌که هستند، بی‌هیچ تفسیر، خواه تفسیر عاطفی و خواه مفهومی، بیان کنند.»

«باشو» در سفرهای بسیاری که داشت، هایکوهای ناب و زیبایی سرود که از هایکوهای بزرگ و برجسته‌ی جهان محسوب می‌شوند. پس از وی بسیاری از هایکو‌سرایان به پیروی از باشو روی آوردند و البته در این میان، سبک‌های گوناگون و مختلف دیگری نیز پدید آمد.

آن‌چه مسلم است، «ذن» تاثیر عمیقی بر بن‌مایه‌های هایکو‌سرایی بر‌جای گذاشت و بر ظرافت‌ها و عمق آن افزود. برای درک و نفوذ به اعماق هایکو، در ابتدا شناخت و نفوذ به تار و پود تاریخ و فرهنگ ژاپن بسیار موثر خواهد بود، و نیز رویت هایکو از منظری فاقد قضاوت و صرفا نگاهی نظاره‌گر‌گونه، به روند درک هایکو کمک بسیاری خواهد کرد. شاید نتوان هایکو را شعر ذن نامید اما مسلما نمی توان تاثیرات ذن بر هایکو را انکار کرد و یا بنیان‌های این دو را از یکدیگر مجزا دانست.

برانداز یک هایکوی اصیل، بدون توجه به فرهنگ و سنت‌های ژاپن، عموما برداشت‌های درست و عمیقی را به همراه نخواهد داشت.

به‌طور مثال به این هایکو توجه کنید:

«هیچ‌یک سخنی نگفتند،

نه میزبان، و نه میهمان

و نه گل‌های داوودی»

برای ما شاید این هایکو، تلخ به‌نظر برسد و روایت یک کدورت باشد. اما این هایکو در زیباترین شکل ممکن، در حال بیان یک مراسم چای ژاپنی‌ست که در طول آن، هیچ سخنی به میان نمی‌آید و حاضران، فقط از مراسم تهیه‌ی چای و نوشیدن آن، لذت می‌برند و بس.

 

علی فرح‌بخش

 

Haikuاین مقاله، ۲۵ فروردین 1391 در رادیو کوچه منتشر شد.

هایکو و تاریخچه‌ی آن – دانلود فایل پی‌دی‌اف مقاله

**********

 

 منبع‌ها:

1- بیوکان، دانیل‌سی، صد هایکوی مشهور، ترجمه‌ی ع. پاشایی، نشر دنیای مادر، 1369

2- دبون، گونتر، شکوفه‌های آلوبن، ترجمه‌ی علی عبدالهی، نشر مینا، 1381

3- سوزوکی، د.ت، ذن و فرهنگ ژاپنی، ترجمه ع. پاشایی، نشر میترا، 1378

4- شاملو، احمد و ع. پاشایی، هایکو، نشر چشمه، 1376