
آموزه های بودا به «دارما» یا آیین مشهور است. خود بودا همواره آیین را مرجع قلمداد میکرد و نه آموزگار آیین را. سه اصل اساسی طریقت بودا عبارتند از بودا، آیین و انجمن. هر فرد بودایی ملزم است به این سه اصل معتقد بوده و پیرامون آن آگاهی یابد و همواره به این اصول پایبندی داشته و آنها را محترم شمارد. اصول آیین، بسیار گسترده و گاه پیچیده است.
نخستین ویژه گی اساسی آیین، فانی بودن و ناپایداری جهان هستی ست، از این رو، تمامی موجودات هستی و تمامی جهان، فاقد پایداری و جاودانگی میباشند و دل بستن به چنین عناصر فناپذیری، رنج و زایش های مجدد را خلق خواهد کرد. چهار اصل اولیه ی آیین، بر همین اساس استوار است و «چهار حقیقت عالی» نام دارد.
حقیقت اول: حقیقت رنج؛ بودا زیستن را ذاتاً رنج میدانست. تولد و مرگ، پیری، بیماری، عدم رسیدن به خواسته ها و آرزوها و غیره، همگی رنج آورند. حقیقت دوم: خاستگاه رنج؛ ریشه ی رنج و ناخوشی در این جهان، همانا آرزوها، تمنا، طمع و خواسته های آدمی ست که هرگز پایانی ندارد. حقیقت سوم: رهایی از رنج؛ رهایی از رنج، همانا دل کندن از آرزو و ریشه های به وجود آورنده ی رنج است. حقیقت چهارم: راه رهایی از رنج؛ این راه همان طریقت میانه است و به گردش در آوردن چرخ آیین، یعنی قرار گرفتن در مسیر «راه های هشتگانه ی عالی» که عبارتند از:
1- شناخت درست: درک حقیقت رنج، خاستگاه رنج، رهایی از رنج و راه رهایی از رنج و همچنین شناخت آیین. 2- اندیشه درست: اندیشه ی آزاد، فارغ از جهل و نادانی. 3- گفتار درست: خوداری از دروغگویی، بدگویی، درشتگویی، یاوه گویی و هر کلام نادرست. 4- کردار درست: پرهیز از قتل موجودات زنده، دزدی، بی عفتی و زنا، و پرهیز از هر آنچه موجب رنج و آزردگی انسان ها و تمامی موجودات هستی شود. 5- زیست درست: خوداری از درآمدهایی که برای دیگران و یا موجودات زنده ی دنیا، ایجاد رنج و مزاحمت کند. خودداری از خرید و فروش موجودات زنده، خرید و فروش اسلحه، خیانتکاری، کلاهبرداری، رباخواری، طالع بینی، شعبده بازی و غیره. 6- کوشش درست: تلاش و کوشش بسیار برای دوری از بدی و ناپاکی و نزدیکی به نیکی و رستگاری. 7- آگاهی درست: کسب آگاهی و دانش پیرامون «آیین» و به کار بستن آن در راه مراقبه و راه میانه. 8- یکدلی درست: تمرکز صحیح و آگاهی پیرامون نگرش اصولی با حسی از همدردی و شفقت.
این هشت طریق در کنار هم سمبلی را به وجود می آورند که به «چرخ آیین» یا «چرخ دارما» مشهور است. رهروان، در راه رسیدن به رهایی و بیداری مطلق، موظف هستند که هشت راه عالی را به وادی عمل کشانند و نه فقط اینکه آن را حفظ کرده و یا در مورد آن بخوانند و صحبت کنند. بودا در اولین موعظه ی خود در «گردشتگاه آهوان»، پیرامون این هشت طریق سخن گفت. لذا به گردش در آوردن چرخ آیین، همانا به معنای عمل به تمامی این موارد است و رهرو در این راه موظف است در راه میانه قدم بردارد و در طی مسیر، همواره با احترام و یکساندلی نسبت به تمامی موجودات هستی، به سوی مقصد رهسپار شود.

۱ دیدگاه | برچسبها: چهار حقیقت عالی, چرخ آیین, چرخ دارما, گردشگاه آهوان, آموزه های بودا, آیین بودا, انجمن بوداییان, اصول بودایی, بودیسم, بودا, بودایی, حقیقت رنج, خاستگاه رنج, دارمه, دارما, رنج, رهایی از رنج, راه های هشتگانه ی عالی, راه رهایی از رنج, علی فرحبخش | نوشته شده دربودیسم

حدود دو هزار و پانصد سال پیش، در قلمرو پادشاهی «شاکیا» در هند باستان، شاهزادها ی تولد یافت که امروزه او را از بزرگترین اندیشمندان و تاریخ سازان جهان قلمداد میکنند. نام واقعی وی، «گوتمه سیدارتا» بود. در داستان ها و افسانه ها آمده است که مادر سیدارتا، «ملکه مایا» که همسر پادشاه قلمروی «شاکیا» به نام «شاه سود هدانا» هم بود، شبی در خواب دید که فیل سپیدی از پهلوی وی وارد رحم اش شد. پیشگویان و بزرگان دربار، خبر تولد فرزندی را پیش بینی کردند. قصر پادشاهی، سرشار از شادی و شور گشت، زیرا راجه و ملکه مایا، پس از بیست سال صاحب فرزند میشدند. همانطور که انتظار می رفت، ملکه مایا باردار شد و بنابر رسم آن دوران، برای تولد فرزندش، رهسپار خانه ی پدری خود شد. در مسیر این سفر، در منطقه ای به نام «لومبینی»، ملکه قبل از رسیدن به مقصد، فرزند خود را در زیر یک درخت، به دنیا آورد. تاریخ دقیق تولد وی به وضوح مشخص نیست. تاریخ نگاران، بر این باورند که تولد بودا در سال 563 قبل از میلاد بوده است.
زاهدی وارسته، پیشگویی کرد که ولیعهد تازه متولد شده، در صورت دیدن رنج ها و مشقات جهان، زندگی درباری را رها کرده و به بیخانمانی روی می آورد و نجات دهنده ای بزرگ خواهد شد. از این رو پادشاه، فرزند خود را در نهایت خوشی و لذتهای دنیوی پرورش داد. سه قصر برای بودای کوچک ساخته شد، قصرهایی برای فصل باران، زمستان و تابستان. شاهزاده از هفت سالگی دروس و فنون حکومتی و نظامی را آموخت و در جوانی، تیرانداز و سوارکاری ورزیده شد. در شانزده سالگی و یا در روایتی نوزده سالگی، با دختردایی خود «شاهزاده یَسودرا» ازدواج کرد.
بودا در یکی از گشت و گذارهایش در خارج از قصر به چهار پدیده برخورد که تا آن زمان چنین مسائلی را ندیده بود. این چهار مورد که به چهار نشانه معروف هستند عبارتند از پیری، بیماری، مرگ و ترک خانمان. برخورد با این نشانه ها که وی تا آن زمان ندیده بود، انقلابی ذهنی در او به وجود آورد. آنگاه بود که رنج و سختی را دریافت و برای درک حقیقت زندگی و رهایی از رنج، مخفیانه قصر پادشاهی را ترک کرد. این واقعه درست در زمانی روی داد که فقط یک روز از تولد تنها فرزندش «راهوله» گذشته بود. وی در سحرگاه با همسر و فرزند خود که در خواب بودند وداع کرد، قصر را ترک گفت و زندگی بی خانمانی را آغاز نمود؛ در آن زمان، وی بیست و نه ساله بود.
در آغاز راهش به سوی بیداری، با مکاتب و اساتید مختلفی آشنا شده و انواع راه ها را پیمود، در این میان با پنج مرتاض همگام شد. پس از شش سال ریاضت و سختی در راستای کشف حقیقت، هیچ راهی از پیش نبرد، از این رو بر بیهودگی ریاضت پی برد. بودا در واقع دو مرحله افراط و تفریط را طی کرده بود و هر دو راه را عبث و بی نتیجه یافت. دوران خوشگذرانی و ریاضت را پیمود و ناگاه به راه میانه پی برد. از این رو ریاضت را رها کرده، تن شست و خوراک خورد. پنج مرتاض، او را به علت شکستن ریاضتش ترک کردند.
پس از آن، بودا به مراقبه ی عمیق پرداخت و راه میانه را پیمود، راهی میان افراط و تفریط. در مراقبه ای زیر یک درخت که بعدها به «درخت بُدی» مشهور شد، وی به مبارزه با شیطان یا نفس خویش پرداخت. مبارزه ی وی با شیطان، یک داستان نمادین و افسانه ایست. در این داستان شیطان یا مارا، پنج دختر خود را که نمادی از تکبر، طمع، ترس، جهل و شهوت هستند، برای فریفتن سیدارتا به سوی او فرستاد، اماشکست خورد و آنگاه خود به فریب بودا پرداخت، اما کاری از پیش نبرد و نابود شد. پس از آن، بودا به بیداری رسید و حقیقت جهان بر وی نمایان گشت. از آن پس بود که وی را «بودا» نامیدند، به معنای روشن شده و کسی که به بیداری رسیده است. در آن زمان وی سی و پنج ساله بود.
از آن پس، بودا به گسترش دریافت ها و آموزه های خود پرداخت. ابتدا به سمت «گردشگاه آهوان ایسیپته»، محلی که پنج مرتاض دوران ریاضت وی در آنجا ساکن بودند رفت و اولین موعظه ی خود که به «موعظه ی بودا در بنارس» مشهور است را بیان کرد و پنج مرتاض، نخستین شاگردان وی شدند. وی تا پایان عمر، به گسترش آیین خود پرداخت و راه رهایی را در پیمودن راه میانه، که راهی ست میان افرط و تفریط دانسته و آن را روشنگری کرد.
وی در راستای آموزش آیین یا «دارما»، به اقصی نقاط کشور سفر کرده و همواره به ارشاد و آموزش رهروان می پرداخت. آموزه های منحصر به فرد، بی چشمداشت و ناب او، نام وی را در ردیف معلمان بزرگ تاریخ جهان قرار داد. وی طریق رهایی و رستگاری را بر پایه های یکساندلی، احترام و شفقت بنا نهاد. بودا پس از چهل و پنج سال تلاش و کوشش پیگیر در راه بیداری رهروان، کمک به تمامی انسانها و ابراز عشق به تمامی موجودات هستی، در سن هشتاد سالگی، زیر دو درخت در منطقه ی «کوسینارا»، کالبد جسملانی اش را بدرود گفت و به نیروانا پیوست. جسد وی چند روز بعد از مرگش، سوزانده و خاکسترش بین هفت خاندان بزرگ تقسیم شد.

بیان دیدگاه | برچسبها: فرزند بودا, لومبینی, ملکه مایا, مایا, مارا, محل تولد بودا, مرگ بودا, مرتاض, نیروانا, همسر بودا, یاسودرا, یاشودرا, کوسینارا, گوتمه, گوتمه سیدارتا, گردشگاه آهوان, پنج دختر مارا, آموزه های بودا, بودا, بیداری, بُدی, درخت بُدی, رنج, روشنگری, ریاضت, راه میانه, راهوله, راجه, سیدارتا, شاه سودهدانا, شاهزاده یاسودرا, شاکیا, طریق رهایی, علی فرحبخش | نوشته شده دربودیسم