بایگانی برچسب‌ها: بودا

آیین بودای تبتی

Tibet
آیین بودای تبتی – فرقه­ ی لاماییسم (کلاه زرد) 

زمان ورود اندیشه­ های بودایی به تبت به وضوح مشخص نیست، اما احتمالاً در سده­ ی هفتم میلادی صورت یافته است. این سرزمین كوهستانی و فاقد جغرافیای  ایده­ آل برای تشكیل جوامع سازمان یافته، آن­چنان پیشرفت كرد تا به یكی از مراكز بزرگ مذهبی در جهان تبدیل شد. اولین پادشاهی در تبت، در حدود سال 600 میلادی پایه­ ریزی شد. نخستین جرقه ­های گرایش به آیین بودا در سال ­های 792 تا 794 میلادی در «لهاسا» شكل گرفت و پس از آن، کیش بودایی، دین رسمی مردم تبت شد و در تار و پود فرهنگ و سنن آنان نفوذ كرد. در این میان، آیین بودایی با فرود­هایی نیز مواجه گشت.

پر آوازه­ ترین مكتب بودایی تبت، مكتب بودایی  «لاماییسم» یا مكتب «كلاه زرد» است. این مکتب در اوایل قرن پانزدهم شكل گرفت و رهبران آن، تحت عنوان «دالایی­ لاما»، یكی پس از دیگری، رهبری مذهبی تبت را بر عهده می­گرفتند.

در سال 1642، دالایی­ لامای پنجم به فرمانروایی سراسر تبت منصوب شد و این روال ادامه داشت تا سال 1959 كه دولت چین کمونیست،  دالایی­ لامای چهاردهم  (كنونی) را از تبت اخراج كرد. وی هم ­اکنون در شمال هند در تبعید به سر می­برد.

واژه­ ی «دالایی» در زبان مغولی به معنی «اقیانوس» است و «لاما» به معنای معلم. لازم به ذکر است که واژه­ ی «لاما»(Lama) در حقیقت «bla-ma»ست، با ساکن روی حرف« b ». این لقب، توسط مغول­ های مهاجم به سرزمین تبت، به بزرگان بودایی داده شد و نشانی­ ست از احترام آن­ها به آیین بودا و رهبران آن.

 

لاماییسم تبتی

 


آموزه های بودا؛ آیین (دارما)

آموزه­ های بودا به «دارما» یا آیین مشهور است. خود بودا همواره آیین را مرجع قلمداد می­کرد و نه آموزگار آیین را. سه اصل اساسی طریقت بودا عبارتند از بودا، آیین و انجمن. هر فرد بودایی ملزم است به این سه اصل معتقد بوده و پیرامون آن آگاهی یابد و همواره به این اصول پایبندی داشته و آن­ها را محترم شمارد. اصول آیین، بسیار گسترده و گاه پیچیده است.

نخستین ویژه­ گی اساسی آیین، فانی بودن و ناپایداری جهان هستی ­ست، از این رو، تمامی موجودات هستی و تمامی جهان، فاقد پایداری و جاودانگی می­باشند و دل بستن به چنین عناصر فنا­پذیری، رنج و زایش­ های مجدد را خلق خواهد کرد. چهار اصل اولیه­ ی آیین، بر همین اساس استوار است و «چهار حقیقت عالی» نام دارد.

حقیقت اول: حقیقت رنج؛ بودا زیستن را ذاتاً رنج می­دانست. تولد و مرگ، پیری، بیماری، عدم رسیدن به خواسته­ ها و آرزو­ها و غیره، همگی رنج ­آورند. حقیقت دوم: خاستگاه رنج؛ ریشه ­ی رنج و ناخوشی در این جهان، همانا آرزوها، تمنا، طمع و خواسته­ های آدمی­ ست که هرگز پایانی ندارد. حقیقت سوم: رهایی از رنج؛ رهایی از رنج، همانا دل­ کندن از آرزو و ریشه­ های به وجود آورنده ­ی رنج است. حقیقت چهارم: راه رهایی از رنج؛ این راه همان طریقت میانه است و به گردش در آوردن چرخ آیین، یعنی قرار گرفتن در مسیر «راه­ های هشتگانه­ ی عالی» که عبارتند از:

1- شناخت درست: درک حقیقت رنج، خاستگاه رنج، رهایی از رنج و راه رهایی از رنج و هم­چنین شناخت آیین. 2- اندیشه درست: اندیشه ی آزاد، فارغ از جهل و نادانی. 3- گفتار درست: خوداری از دروغ­گویی، بدگویی، درشت­گویی، یاوه­ گویی و هر کلام نادرست. 4- کردار درست: پرهیز از قتل موجودات زنده، دزدی، بی­ عفتی و زنا، و پرهیز از هر آن­چه موجب رنج و آزردگی انسان­ ها و تمامی موجودات هستی شود. 5- زیست درست: خوداری از درآمد­هایی که برای دیگران و یا موجودات زنده ­ی دنیا، ایجاد رنج و مزاحمت کند. خودداری از خرید و فروش موجودات زنده، خرید و فروش اسلحه، خیانتکاری، کلاهبرداری، ربا­خواری، طالع­ بینی، شعبده­ بازی و غیره. 6- کوشش درست: تلاش و کوشش بسیار برای دوری از بدی و ناپاکی و نزدیکی به نیکی و رستگاری. 7- آگاهی درست: کسب آگاهی و دانش پیرامون «آیین» و به کار بستن آن در راه مراقبه و راه میانه. 8- یکدلی درست: تمرکز صحیح و آگاهی پیرامون نگرش اصولی با حسی از همدردی و شفقت.

این هشت طریق در کنار هم سمبلی را به­ وجود می­ آورند که به «چرخ آیین» یا «چرخ دارما» مشهور است. رهروان، در راه رسیدن به رهایی و بیداری مطلق، موظف هستند که هشت راه عالی را به وادی عمل کشانند و نه فقط این­که آن را حفظ کرده و یا در مورد آن بخوانند و صحبت کنند. بودا در اولین موعظه­ ی خود در «گردشتگاه آهوان»، پیرامون این هشت طریق سخن گفت. لذا به گردش در آوردن چرخ آیین، همانا به معنای عمل به تمامی این موارد است و رهرو در این راه موظف است در راه میانه قدم بردارد و در طی مسیر، همواره با احترام و یکساندلی نسبت به تمامی موجودات هستی، به سوی مقصد رهسپار شود.

Dharma