بایگانی برچسب‌ها: بودا

معابد بودایی ژاپن

طبق گزارش‌های تاریخی، ورود رسمی آیین بودا به ژاپن در سال 552 میلادی بوده‌است. این عزیمت آیینی، با تقدیم پیکره‌ها و سوتراهای بودایی از طرف پادشاهِ کره در جهت دریافت کمک از ژاپن در مقابل دشمنانش انجام گرفت.

آیین بودا در ابتدا با مخالفت‌هایی روبرو شد و آن‌چنان محبوبتی نداشت، اما پس از مدتی، گروهی از درباریان، به آن گرایش یافتند. نخستین‌بار دودمان «سوگا» (Soga) در قرن ششم میلادی، به آیین بودا روی آورد. پس از آن، اندیشه‌های بودایی با آیین باستانی مردم ژاپن «شینتو» (Shinto) در هم آمیخت. ژاپنی‌ها نیز مانند چینی‌ها، آیین بودا را بنابر ذهنیات و باورهای خود، تغییر داده و آن‌را با سبک و سیاق فرهنگی خود پایه‌ریزی کردند، به‌گونه‌ای که باورهای دیرین‌شان، دچار خلل نشود. آن‌ها در ابتدا، بودا را به‌عنوان خدای فرهنگ چین پذیرفتند و پس از آن، بودا به‌صورتی مجزا و جدا شده از خدایان شینتو، مورد توجه قرار گرفت و آیین بودا رو به پیشرفت نهاد.

معابد بودایی در ژاپن، با الگوهای معابد شینتو و ورود فنون معماری چینی، شکل گرفت. معماری چین، بیش‌ترین تاثیر را بر هنر معماری ژاپن برجای گذاشت و در این میان، معماران و طراحان ژاپنی نیز، به خلق سبک‌های جدید و منحصر به‌فردی پرداختند که به مرور زمان، گسترش پیدا کرد و شهرت یافت. معابد بودایی بسیاری در ژاپن ساخته شد و راهبان بسیاری نیز در آن‌ها ساکن شدند.

جنگ‌های داخلیِ ژاپن، صدمات بسیاری به معابد وارد آورد و تعداد زیادی از معابد در جنگ‌های بی‌شمار داخلی، به آتش کشیده شد.

امروزه معابد بودایی ژاپن، به‌عنوان مراکزی برای بازدید زائران و گردشگران است و جالب آن‌که گاه، جشن‌ها، مراسم و آیین‌های شینتو نیز در این معابد برگزار می‌شود و این نشان از همآغوشی بسیار نزدیک و تنگاتنگ آیین بودا و شینتو دارد.  

در ذیل، اطلاعات مختصری پیرامون بیست‌و‌یک معبد بودایی مشهور ژاپن، ذکر می‌شود: (تمام تاریخ‌ها به میلادی‌ست.)

آداشینو نمبوتسوجی (Adashino Nembutsuji)

این معبد بودایی، در شهر کیوتو و بر تپه‌ای مشرف به شمال غربی شهر واقع شده‌است و گورستانی را شامل می‌شود که پیشتر، خاکستر درگذشتگان را در آن در برابر باد و باران قرار می‌دادند تا پراکنده شود. امروزه هزاران تمثال، به‌رسم یادبود برای ارواح درگذشتگان، در این معبد وجود دارد.

ایهی‌جی (Eiheiji)

این معبد، یکی از دو معبد بسیار مشهور و مهم مکتبِ سوتو ذن (Soto Zen) در ژاپن محسوب می‌شود و در ده کیلومتری شرق شهر فوکویی از استان فوکویی واقع شده‌است. موسس این معبد، بنیانگذار مکتبِ سوتو ذن، دوگن ذنجی (Dogen Zenji) (1245-1200) بود. این معبد امروزه فعال بوده و در آن، تعالیم سوتو ذن آموزش داده می‌شود که طول مدت قانونی آن، دو سال تمرین ممتد در معبد می‌باشد.

معبد بیودوئین (Byodoin)

معبد بیودوئین در شهر ئوجی (Uji) در منطقه‌ی کیوتو واقع شده‌است. این معبد، در سال 998 و در دوران هی‌آن (Heian) بنا شد و مشهورترین ساختمان آن، تالاری به‌نام ققنوس (Hoo) یا تالار آمیدا (Amida) است. دیگر ساختمان‌های معبد در زمان جنگ‌های داخلی در سال 1336، بر اثر آتش‌سوزی ویران شد.

ساختمان اصلی بیودوئین، مرکب است از یک تالار مرکزی با دو راهرو مجاور در دو طرف و یک کریدور دنباله‌دار. تالار اصلی، یک تمثال از آمیدا بودا را در خود جای داده و بر بام تالار، ققنوس‌هایی به‌نمایش گذاشته شده‌اند. در مقابل ساختمان، یک باغ قرار دارد که در آن، یک حوضچه‌ی برکه مانند واقع شده. این حوضچه در سال 1997 برای انجام کاوش‌های باستان‌شناسی، لایروبی شد. تالار ققنوس، تمثال عظیم‌الجثه‌ی بودا و دیگر دارایی‌های معبد، جزیی از دارایی و گنجینه‌ی ملی ژاپن محسوب می‌شود و نام معبد نیز در سال 1994 در فهرست میراث جهانی یونسکو، قرار گرفت.

تایسه‌کی‌جی (Taisekiji)

معبد تاهوفوجی‌داینیچیرنگی-ذان تایسه‌کی‌جی (Taho Fuji Dainichirenge-zan Taisekiji) با نام عمومی تایسه‌کی‌جی در رأسِ معابد فرقه‌ی نیچیرن ششو (Nichiren Shoshu) آیین بودایی نیچیرن (Nichiren) قرار دارد. این معبد در دامنه‌ی کوهی در منطقه‌ی فوجی‌نومیا (Fujinomiya) و در استان شیزوئوکا (Shizuoka) واقع است و در سال 1290 توسط نیکّو (Nikko)، یکی از مریدان بزرگ نیچیرن (1282-1222) بنا نهاده شد. معبد در ابتدا یک ساختمان کوچک بود که بعدها شاگردان و مریدان نیکّو آن‌را ترقی دادند و به‌تدریج، ساختمان‌های جدیدی به آن افزوده شد. ساخت دیگر قسمت‌ها و ساختمان‌های معبد در دوره‌ی اِدو (Edo) و نیز در زمان جنگ جهانی دوم پیشرفت بسیاری داشت. این معبد، علاوه بر قرار گرفتن در رأس معابد فرقه‌ی نیچیرن، مرکز اداری این مکتب نیز محسوب می‌شود که ریاست آن‌را راهب اعظم نیکن آبه (Nikken Abe) بر عهده دارد که او را نیکن‌شونین (Nikken shonin)، نیکن‌شونین گی‌کا (Nikken shonin Geika) و یا گی‌کا ساما (Geika-sama) نیز می‌نامند. وی از سال 1979 به‌عنوان شصت‌و‌هفتمین جانشین نیچیرن، به‌سمت راهب اعظم دیر منسوب شد. معبد هر سال توسط صدها هزار زائر و گردشگر و مریدان نیچیرن مورد بازدید قرار می‌گیرد. این معبد، علاوه بر ساختمان‌ها و قسمت‌های گوناگون، دارای یک جاده‌ی پیاده‌رو به‌‌نام تاتچو (Tatchu) می‌باشد که در دو طرف آن، درخت‌های با شکوه گیلاس قرار دارند و از زیبایی‌های طبیعی معبد محسوب می‌شود.

دروازه‌ی اصلی، سان‌مون (Sanmon) نام دارد و در سال 1717 توسط پیشکش‌های اهدایی از طرف بانو تن‌یین (Tenneiin)، همسر ششمین شوگون (Shogun)، توکوگاوا آی‌نوبو (Tokugawa Ienobu) ساخته شد. در این معبد، بخش‌های بسیار زیبا و ارزشمندی وجود دارد، از جمله یک سرسرا به‌نام مای‌ای‌دو (Mieido) که در سال 1522 ساخته شد و در آن تمثالی از نیچیرن قرار دارد و نیز یک پاگودای (Pagoda) پنج طبقه که در سال 1749 ساخته شده و در سال 1966 در فهرست میراث ملی – فرهنگی ژاپن قرار گرفت. این پاگودا هر ساله در زادروز نیچیرن، یعنی شانزدهم فوریه، جهت انجام آیین‌ها و مراسم مذهبی، باز می‌شود.

توجی (Toji)

معبد توجی از معابد برجسته‌ی مکتب شینگون (Shingon) بودایی‌ست که در کیوتو واقع شده‌است. نام این معبد به‌معنای معبد شرقی‌ست و در فاصله‌ای از معبد سای‌جی (Saiji) (به‌معنای معبد غربی) قرار دارد. راهب اعظم معبد به‌نام کوبودایشی (Kobo Daishi) یا کوکای (Kukai) این معبد را به فرمان امپراتور ساگا (Saga) در سال 823 تاسیس کرد. نام رسمی معبد کیو-ئو گوکوکو-جی (Kyo-o Gokoku-ji) بوده که نشانی‌ست از حفاظت ملت.

تمثال این معبد، بودای شفادهنده یا یاکوشی‌نیورای (Yakushi Nyorai) نام دارد. معبد دارای یک پاگودای بلند به ارتفاع 57 متر است که بلندترین برج چوبیِ سراسر ژاپن محسوب می‌شود. این پاگودا در دوران اِدو و به‌فرمان سومین شوگون توکوگاوا، ای‌میتسو (Iemitsu) بازسازی کامل شد. سازمان یونسکو، این معبد و چندین گنجینه‌ی ارزشمند دیگر واقع در کیوتو را در فهرست میراث جهانی، قرار داد.

تودای‌جی (Todaiji)

تودای‌جی یک معبد بودایی‌ست که در نارا واقع شده است. شهرت این معبد به ساختمان اصلی آن باز می‌گردد که بزرگ‌ترین ساختمان چوبی جهان قلمداد می‌شود و نیز در این ساختمان، یک تمثال بسیار عظیم دای‌نیچی بودا (Dainichi) یا دای‌بوتسو (Daibutsu) قرار دارد. این معبد، همچنین اداره‌ی مرکزیِ مکتب بوداییِ کِگون (Kegon) نیز محسوب می‌شود. تاریخ این معبد به دوارن تمپیو (Tempyo) باز می‌گردد. در آن هنگام، مردم از بلایا و بیماری‌های واگیر در رنج بودند. بنابراین، در سال 743، امپراطور شومو (Shomu) فرمانی مبنی بر ساخت یک تمثال بودا را برای حفاظت مردم صادر کرد، زیرا وی بر این باور بود که نیروی بودا می‌تواند به کشور یاری رساند. بنابر گزارشات، چهارصد و بیست هزار نفر از مردم در کمک به این امر مشارکت کردند. طراحی این تمثال بر عهده‌ی یک هنرمند کره‌ای محول شد. بنابر گزارشی که به افسانه شبیه است، در مجموع، دو میلیون و ششصد هزار نفر در ساخت این تمثال یاری رساندند و پیکره، در سال 751، یعنی پس از چند سال استخراج برنز از معادن ژاپن ساخته شد.

تمثال مذکور و نیز ساختمان معبد، چندین بار بر اثر زلزله آسیب دیده و تخریب شدند و مورد بازسازی قرار گرفتند. ساختمان امروزی، در سال 1709 ساخته شد. هم‌چنین، در معبد دو پاگودای صد متری نیز وجود داشت که احتمالا در زمان خود، بلندترین ساختمان محسوب می‌شدند اما بر اثر زلزله فرو ریختند.

تودای‌جی یک معبد محلی‌ست که در رأس تمامی معابد منطقه‌ی یاماتو (Yamato) قرار دارد. تمثال مشهور بودای واقع در معبد، دارای 30 متر ارتفاع می‌باشد و در آن 440 کیلو طلا در کنار دیگر آلیاژها به‌کار رفته. صورت پیکره، 33/5 متر طول داشته و سر، دارای 966 دسته موی مجعد است که قطر هر یک، 18 سانتی‌متر می‌باشد. چشم‌های تمثال 02/1 متر و بینی آن 5/0 متر طول دارد.

توشودای‌جی  (Toshodaiji):

این معبد از معابد مکتبِ بودایی ریتسو (Ritsu) بوده و در شهر نارا از استان نارا واقع است. معبد در سال 759 در دوره‌ی نارا، توسط یک راهب به نام گان‌جین (Ganjin) ساخته شد. معبد به همراه چند مکان دیگر در نارا، در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد.

دایتوکوجی (Daitokuji):

دایتوکوجی معبدی متعلق به مکتبِ ذن رینزایی (Rinzai Zen) ست که در کیوتو واقع شده. این معبد در سال 1319 توسط شوهومیوچو (Shohomyocho) تاسیس شد که وی را دایتوکوکوشی (Daitokokushi) نیز می‌نامند. معبد در کوه‌ی مقدسی به نام دفینه‌ی اژدها قرار دارد و این کوه، جزء پنج کوه مقدس ژاپن محسوب می‌شود که زمانی، امپراطور گو-دای‌گو (Go-Daigo) به این معبدِ واقع شده در محیط طبیعی کوهستان، رفت و آمد بسیاری داشت. پس از دوران شوگونی آشیکاگا (Ashikaga)، معبد احیا گشته و مورد لطف دولتمردانِ زمان قرار گرفت و سپس به یکی از مراکز طریقت ذن بدل شد. در زمان جنگ‌های اونین (Onin)، قسمت‌هایی از معبد به آتش کشیده شد و پس از آن، توسط یک بازرگان توانا از اوساکا  (اوزاکا) (Osaka) مورد بازسازی قرار گرفت.

پس از سقوط نظام شوگونی آشیکاگا، ملاکان و اربابان بسیاری به معبد کمک کرده و آن‌را در لوای حمایت خود قرار دادند. بسیاری از قسمت‌ها و ساختمان‌های معبد، در اوایل و کمی پیش از دوران اِدو ساخته شد. اولین دروازه‌ی معبد نیز در سال 1526 شکل گرفت. معبد دارای شش ساختمان و دیر دیگر نیز هست که توسط کمک‌ها و حمایت‌های ملاکان نیرومند ساخته شد. این شش دیر عبارتند از:

اوبای‌-‌یین (Obai-in): که توسط تاکاکاگه کوبایاکاوا (Takakage Kobayakawa) ساخته شد.

شین‌جو‌-‌آن (Shinju-an): باور بر این است که استاد مشهور ذن، ایکّیو (Ikkyu) این دیر را بنا نهاد.

دای سی‌-‌یین (Daisei-in): معبد اصلی، که جزء گنجینه‌ی ملی ژاپن محسوب شده و یک باغ سنگی را نیز شامل می‌شود.

جوکو – یین (Juko-in): با نقاشی‌های دیواری از کانو ای‌توکو (Kano Eitoku)

ریو کو‌-‌یین (Ryoko-in): که توسط ناگاماسا کورودا (Nagamasa Kuroda) ساخته شد و دارای یک اتاق بسیار مشهور مخصوص مراسم چای (Cha-no-yo) به نام میتّان (Mittan) است.

کوهو -‌آن (Koho-an): این دیر توسط کوبوری اِنشو (Kobori Enshu) بنا شده و یک اتاق معروف مراسم چای با نام بوسِن (Bosen) را در بر دارد.

استادان ذن، ایکّیو و سن‌نو ریکیو (Sen no Rikyu)، دو تن از مشهورترین افرادی هستند که تاثیرات بسیاری بر این معبد گذاشته‌اند.

معبد ذنیومیتسو (Zenyomitsu):

معبد ذنیومیتسو در منطقه‌ی ستاگایای (Setagaya) شهر توکیو واقع شده و متعلق به مکتب شینگون ماهایانه بودیسم (Shingon of Mahayana) است. این معبد دارای یک مجموعه‌ی بسیار نفیس و ارزشمند آثار باستانی بودایی مربوط به هند، آسیای میانه و چین می‌باشد. بیشتر آثار این مجموعه‌‌ی استثنایی، به هنر گندهارا (Gandhara) مربوط است که توسط بزرگان معبد و در طول یک دوره‌ی بیست ساله گردآوری شده‌است. از جمله این آثار گران‌بها، می‌توان به سنگ‌تراشه‌هایی به نام رؤیای ملکه مایا (Maya)، بودا در سارنات (Sarnath)، و نیروانای (Nirvana) بودا اشاره کرد.

ریو‌آن‌جی (Ryoan-ji):

معبد اژدهای آرام یا ریو‌آن‌جی، یک دیر ذن است که در شمال غربی کیوتو قرار دارد. معبد، متعلق به فرقه‌ی میوشین‌جی (Myoshinji) از مکاتبِ ذنِ رینزایی‌ست و نام آن در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفته‌ است.

معبد در زمان گذشته، جزئی از مایملک و دارایی خانواده‌ی فوجیوارا (Fujiwara) محسوب می‌شد. ریوآن‌جی دارای یک باغ سنگی بسیار مشهور و بی‌نظیر است که احتمالا در اواخر سال 1400 شکل گرفته. این باغ، دارای یک فضای مستطیل شکل است که تمامی سطح آن از ماسه پوشیده شده و پانزده تخته سنگ طبیعی در آن به‌صورت پراکنده قرار دارد. نکته‌ی قابل توجه آن است که اگر از هر گوشه‌ی مستطیل به باغ شنی نگاه کنید، تنها چهارده تخته سنگ را خواهید دید. این باغ، همواره به عنوان یک فضای مراقبه‌ی خاص، مورد توجه محققین، صاحب‌نظران و مفسران ذن بوده‌است.

سنسوجی (Sensoji):

معبد کینریو – ذان سنسوجی (Kinryu-zan Sensoji) با نام عمومی سنسوجی، یکی از معابد باستانی ژاپن محسوب می‌شود که در آساکوسای (Asakusa) بخش تایتو (Taito) شهر توکیو واقع است و از قدیمی‌ترین معابد این شهر قلمداد می‌شود. این معبد، پیشتر مربوط به فرقه‌ی تندای (Tendai) بود، اما پس از جنگ جهانی دوم، به صورت مستقل به فعالیت پرداخت. معبد، در مجاورت یک دیرِ شینتو به نام آساکوسا جینجا (Asakusa Jinja) قرار دارد.

سنسوجی یکی از مراکز بزرگ برگزاری ماتسوری (Matsuri) یا فستیوال شینتو محسوب می‌شود. این جشنواره در اواخر فصل بهار بر پا می‌شود و خیابان‌های اطراف معبد، از طلوع خورشید تا اواخر شب، در رفت و آمد بسیار زیاد مردم قرار دارد. در این میان، دستفروشان بسیاری نیز به کسب می‌پردازند. مشهورترین قسمت معبد، دروازه‌ی اصلی آن با نام کامیناری‌مون (Kaminari-mon) یا دروازه‌ی رعد است. در صحن معبد نیز یک پاگودای پنج طبقه‌ی مشهور وجود دارد.

معبد کوتوکویین (Kotokuin):

این معبد از معابد فرقه‌‌ی دیارِ پاک (Pure Land) بودایی محسوب می‌شود که در شهر کاماکورای (Kamakura) استان کاناگاوا قرار دارد. پیکره‌ی برنزی آمیدا بودای این معبد، از نمادها و سمبل‌های مشهور و برجسته‌ی ژاپن تلقی می‌شود. این پیکره که در حیاط معبد قرار دارد، دارای 35/13 متر ارتفاع بوده و پس از تمثال معبد تودای‌جی، بزرگ‌ترین تمثال تاریخی ژاپن قلمداد می‌شود که احتمالا در سال 1252 و در دوره‌ی کاماکورا ساخته شده و یا شاید به معبد، اهدا شده باشد. این پیکره، به بودای کاماکورا شهره بوده و شهرت آن حتی در آثار ادبی مانند رمانِ کیم (Kim)، اثر رودیار کیپلینگ (Rudyard Kipling) نیز مشهود است.

کوفوکوجی (Kofukuji):

معبد کوفوکوجی در شهر نارای استان نارا واقع است و مرکز مکتبِ هوسو (Hosso) بودایی محسوب می‌شود که در سال 710، پس از یک نقل و انتقال، در دوره‌ی نارا بنا نهاده شد. این معبد، به‌همراه چند معبد بودایی دیگر و چندین ایزدکده‌ی شینتو و نیز آثار و بقایای بازمانده از قصر هی‌جو (Heijo) در نارا، در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌است.

کینکاکوجی (Kinkaku-ji):

معبد عمارت طلایی یا کینکاکوجی با نام عمومی روکوئون‌جی (Rokuonji) – به معنای باغ گوزن – در کیوتوی ژاپن قرار دارد. ساختمان اصلی معبد در سال 1397، جهت اقامت شوگون آشیکاگا یوشیمیتسو (Ashikaga Yashimitsu)، پس از کناره‌گیری از سمتِ سیاسی‌اش ساخته شد و معبدی مربوط به مکتب ذن رینزایی محسوب می‌شد. معبد در طول جنگ‌های اونین، چندین بار دچار حریق شد. شکل این معبد، به‌صورت یک خیمه‌ی بزرگ بوده و از این‌رو، کینکاکو نامیده می‌شود. معبد در یک باغ بسیار خوش‌منظره واقع، و تمامی سطح سقف ساختمان آن، از ورقه‌های طلای خالص پوشیده شده‌است.

معبد کیومیزو-درا (Kiyomizu-dera):

این معبد در بالای تپه‌های شرق کیوتو قرار داشته و دارای مناظر بسیار بدیعی‌ست. تاریخ معبد، به سال 798 باز می‌گردد، اما ساختمانِ مرکزی آن در سال 1633 ساخته شد. نام معبد، از یک آبشار به نام کیویی‌میزو (Kiyoi mizu) – به‌معنای آبِ پاک – گرفته شده که از تپه‌های اطراف معبد سرازیر می‌شود.

تالار اصلی ساختمان معبد، دارای یک ایوان بزرگ بسیار معروف است که با صدها ستون و پایه‌ی چوبی برپا شده. از این ایوان، مناظر طبیعی و منظره‌ی شهر، به‌ زیبایی قابل رؤیت است. بر طبق یک باور قدیمیِ مربوط به دورانِ اِدو، عقیده بر این است که اگر کسی از بالای ایوان معبد به پایین بپرد و سالم به زمین برسد، یکی از آرزوهایش برآورده می‌شود. امروزه، این عمل ممنوع است اما بنابر گزارش‌های ثبت شده در دوران اِدو، 234 نفر خود را از ایوان معبد به پایین انداخته‌اند که حدود 85 درصد آن‌ها زنده ماندند. لازم به‌ذکر است که ارتفاع ایوان از سطح زمین، 13 متر بوده و زمین زیر آن نیز از پوشش گیاهی برخوردار است. پایین‌تر از تالار معبد، آبشاری به‌نام اوتو-نو-تاکی (Otowa-no-taki) قرار دارد که آب آن از طریق سه کانال به‌سمت یک حوضچه ریخته می‌شود. زائران معبد، این آب را در ظرف‌های مخصوصی جمع‌آوری می‌کنند و بسیاری بر این باورند که این آب، دارای خواص درمانی بوده و نیز نوشیدن از سه جریان آب، برای سلامتی، طول عمر و موفقیت در تحصیل مفید است.

معبد دارای زیارتگاه‌های متعددی‌ست که بسیاری از زائران و گردشگران را به‌سوی خود جلب می‌کنند. در این میان، دستفروشان و دوره‌گردان بسیاری نیز به‌کار فروش طلسم‌های گوناگون، انواع بخورها‌، او-میکوجی (o-mikuji) یا کاغذنوشته‌های بخت و اقبال و … مشغول هستند.

گانگوجی (Gangoji):

این معبد باستانی، در نارا واقع شده و در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد. معبد گانگوجی، از سه بخشِ تاریخی تشکیل یافته، از جمله ساختمان گوکوراکوبو (Gokurakubo) که بسیار مطلوب حفظ شده‌است. این ساختمان به‌همراه یک تالار ذن، جزئی از گنجینه‌ی ملی ژاپن محسوب می‌شود.

گینکاکوجی (Ginkaku-ji):

گینکاکوجی که نام آن به‌معنای عمارت نقره‌ای‌ست، جفت تکمیلی معبد کنیکا کوجی (به معنای عمارت طلایی) محسوب می‌شود و در کیوتو واقع شده‌است. طرح این معبد قدیمی، کاملا ژاپنی بوده و نمادی‌ست از ظرافت و هنر اصیل ژاپن. معبد دارای قسمت‌های مختلفی، از جمله یک باغ با طرح کاملا ژاپنی‌ست.

مامپوکو-جی (Mampuku-ji):

معبد مامپوکو-جی، مرکز مکتبِ ذن اوباکو (Obaku) محسوب می‌شود که در منطقه‌ی یوجی (Uji) در نزدیکی کیوتو قرار دارد. این معبد در سال 1661 توسط یک راهب چینی به‌نام یین‌یوآن لونگ‌کی (Yinyuan Longqi) و شاگرد او، مویان (Muyan) بنا نهاده شد.

سبک معماری ساختمان معبد، مربوط به هنر دوره‌ی مینگ (Ming) در چین می‌باشد و طرح کلی آن، تصویری از یک اژدهاست. تمثال اصلی معبد، گوتمه بودای (Gautama Buddha) نشسته را به نمایش گذاشته که ساخته‌ی یک مجسمه‌ساز چینی به‌نام هان دو سِی (Han Do Sei) است. نرده‌های بسیار زیبای این معبد نیز به‌دست همین هنرمند خلق شده‌است.

خزانه‌ی معبد، شامل یک مجموعه‌ی ارزشمند متون و کتاب‌های بودایی‌ست که در سال 1678 تکمیل شد و شصت هزار لوحه را شامل می‌شود که امروزه نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند.

نان‌ذن‌جی (Nanzenji):

این معبد ذن، در کیوتو قرار گرفته و در سال 1291، توسط امپراطور کامه‌‌یاما (Kameyama) تاسیس شده‌است. نان‌ذن‌جی، یکی از پنج معبد بزرگ ذن در کیوتو قلمداد شده و هم‌چنین، اداره‌ی مرکزیِ مکتبِ ذنِ رینزایی نیز محسوب می‌شود.

هوریوجی (Horyu-ji):

این معبد بودایی که نام آن به‌معنای معبد شکوفایی شریعت است، در منطقه‌ی ایکاروگا (Ikaruga) در استان نارا قرار دارد. بعضی بر این اعتقادند که این معبد، قدیمی‌ترین ساختمان چوبی جهان است که محفوظ مانده. معبد در سال 607 و به دستور شاهزاده شوتوکو (Shotoku) بر‌پا گشت که در آن زمان، نام معبد ایکاروگا-درا (Ikaruga-dera) بود. در سال 670، معبد تخریب شد، اما به‌تدریج در اوایل قرن هشتم، مورد بازسازی قرار گرفت و پس از آن، به مرکز مکتب بودایی هوسو تبدیل شد. در سال 1993، نام معبد در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت و دولت ژاپن نیز این اثر باستانی ارزشمند را به‌عنوان گنجینه‌ی ملی معرفی کرد.

یاکوشی‌جی (Yakushiji):

معبد یاکوشی‌جی از معابد فرقه‌ی بودایی هوسو محسوب می‌شود که در شهر نارا از استان نارا قرار دارد. تمثال اصلی معبد، یاکوشی نیورای یا بودای درمانگر است. معبد اصلی در سال 680 در کاشی‌هارا (Kashihara) بنا شد، اما در سال 710، به مکان کنونی‌اش در نارا نقل مکان کرد. نام این معبد، به‌همراه چندین بنای تاریخی دیگرِ واقع شده در نارا، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است. 

علی فرح‌بخش


بودیسم و باورهای عمومی نادرست

بودیسم و باورهای عمومی نادرست

بودیسم و باورهای عمومی نادرست

 

مدتی پیش، مقاله‌ای قدیمی خواندم در خصوص ذن بودیسم و هنر1. در قسمتی از مقاله آمده بود «بودا»، یکی از پیامبران الهی‌ست که تعالیم او تحریف شده. این نظر، نه یک نظر عامیانه، بلکه نظری کارشناسانه از سوی یک استاد دانشگاه بود.

در طی سال‌هایی که پیرامون بودیسم، مشغول تحقیق و نگارش بوده و هستم، گه‌گاه این سوال مطرح می‌شد که آیا بودا هم پیامبر بوده یا خیر؛ و البته این قبیل سوالات  همیشگی هم وجود داشت که آیا با روش بودا، می‌شود کارهای خارق‌العاده انجام داد، مثلا ذهن افراد را خواند یا دیگران را تحت نفوذ خود درآورد، از زمین بلند شد یا مثل بودا معجزه کرد.2

سال گذشته که درگیری‌هایی مابین مسلمان‌ها و بودایی‌های برمه پیش آمد، عده‌ای (هر چند اندک) نظر دالایی‌لاما را در خصوص این درگیری‌ها و رفتار بودایی‌های برمه، جویا شده بودند که «رهبر بودایی‌های جهان»، چه نظری درباره‌ی این درگیری‌ها دارد و «باید» پاسخگو باشد. این سوال، و پرسش‌هایی از این‌دست که عموما با هیجان همراه است، اساسا از بنیاد، نادرست بوده و حتا دانش پایه‌ای نیز در آن وجود ندارد.

هیجان‌زدگی، کمبود دانش و اطلاعات پایه‌ای و هم‌چنین، اظهار نظر در هر زمینه‌ای و توسط هر شخصی، باعث می‌شود که ضریب خطای ذهنِ اجتماعی (عمومی)، افزایش بسیاری داشته‌باشد. دستاورد این خطا، گسترش هر چه بیشتر اطلاعاتِ نادرست، در سطح جامعه را به‌همراه دارد و اصلاح این امر، از ساخت پایه‌های دانشِ جمعی نیز دشوارتر است. برای نمونه، در همان مورد برمه، تصاویری به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی، گسترش یافت که در آن راهب‌های بودایی، بر سر جنازه‌های بی‌شماری ایستاده بودند.زلزله ی تبت اگر دانش پایه‌ای مخاطبِ عمومی، فارغ از هیجان به‌تصاویر می‌نگریست، می‌توانست در نظر اول و به‌راحتی مشاهده کند که ردای راهب‌های بوداییِ در تصویر، ردای پشمی و البسه‌ای مربوط به مناطق بسیار سردسیر است، و نه کشوری مانند برمه، که از نظر جغرافیایی، سرزمینی گرمسیر‌ محسوب می‌شود.3 در ادامه‌ی نشر همین اطلاعات نادرست، آمار و ارقامی از کشته شدگان درگیری‌ها منتشر شد که ناشر خبر، فقط زحمتِ افزودن چند صفر، جلوی عدد نامعلومی را به‌خود داده بود و بس.4

این نکته، هرگز دور از ذهن نبوده و نیست که باورهای عمومی جامعه در خصوص هر مسئله‌ای، عموما دچار تحریف‌ها، شایعات، اشتباهات و انحرافاتی‌ست که در گذر زمان، به پدیده‌هایی بدل می‌شوند که با وجود نادرست بودن، از دید اجتماعی، صحیح جلوه می‌کنند. شاید علت این امر آن‌ است که ذهن اجتماعی، عموما اطلاعات را نه از منبع معتبر، بلکه از گفته‌های مسافران تاکسی، همسایه، دوست و رفیق و ماهواره و غیره جویا می‌شود. جستجوهای اینترنتی نیز، در خیلی از مواقع، به‌علت نامشخص بودن منابع، اطلاعات تکمیلی را در اختیار مخاطب قرار نمی‌دهد و مملو از بازی‌های رسانه‌ای‌ست.5

برای هر فردی، دشوار است بپذیرد که بخش بزرگی از ذهن او، ذهن اجتماعی‌ست. و سخت‌تر آن است بپذیرد که به گفته‌ی اهل فن «ذهن اجتماعی، مبتذل است». مسلما، پذیرش این مهم، نخستین قدم است به‌سوی دست یافتن به ذهنی باز، مستقل و پویا، که نه‌تنها تحت تاثیرِ ذهنِ مبتذل اجتماعی نیست، بلکه با رهایی و خلاقیت نیز همراه است.

در سال‌های اخیر، رسانه‌ها به‌قدری ذهن اجتماعی را شرطی و دچار نوسان کرده‌اند که کار آن، از ابتذال گذشته و پوشالی شده‌است. در این میان، فقط عده‌ی اندکی که کنترل اذهان عمومی را برعهده دارند، سود برده و در خفا، به تنبان گشادی که خود بر تن جامعه کرده‌اند، می‌خندند.

دروغ رسانه

 در حاشیه نیز، پدیده‌ی شهروند-خبرنگار، به‌علت فقدان اطلاعات پایه‌ای شهروندان، در بیشتر مواقع به کج‌راهه افتاده و باعث تولیدِ بی‌نهایت فعال سیاسی و اجتماعی و غیره شده‌است که فعالیت اکثر آن‌ها در اشتراک‌گذاریِ مطالب و تصاویر تکراری در شبکه‌های اجتماعی خلاصه می‌شود.       

در راستای بررسی همین باورهای عمومی نادرست، نگاهی می‌اندازیم به سه مورد در زمینه‌ی بودیسم.6 باورهای نادرستی که حتا گاه چنان پیش می‌روند که دانش بعضی متخصصان را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهند، البته اگر بپذیریم که عمدی در کار آن‌ها نبوده‌است.

 

حضرت بودا

یکی از باورهای عمومی نادرست در مورد بودا7، پیامبر انگاشتن او است. 

بعضی از مذهبیون ایرانی، بودا را پیامبر می‌دانند یا حداقل، در گفتارشان، برای نامیدن او از پیشوند «حضرت» استفاده می‌کنند، هرچند که جمعیت قلیلی، چنین رفتاری دارند. این گروه، یا سعی در آن دارند روشنفکرنمایی کنند، و یا طالب آن هستند که با متصل کردن بودا به سلسله‌ی پیامبران الهی، این مکتب که نسبت به دیگر ادیان زنده‌ی جهان، نرم‌تر و مسالمت‌آمیزتر است را، جزئی از خود دانسته و البته در همین راستا، به خاتم انبیاء اشاره کرده و مُهر تاییدی بر آن زده و در نهایت امر نیز، مُهر تاکید و تایید پررنگ‌تری بر خداباوری و توحید بزنند.   

دین‌گریزان نیز گاهی برای ابرازِ مخالفت با دین (به‌‌ هر عنوان و شکل و شمایلی که باشد) بودا را پیامبر لقب می‌دهند و با همین عنوان ساده، پرونده‌ی بودیسم را نیز در پوشه‌ی ادیان (تمام باورهای مذهبی) می‌گذارند و در نهایت هم برای کل پرونده، حکم واحد صادر کرده و آن‌را محکوم اعلام می‌کنند. دالایی‌لاما، رهبر تبعیدیِ بوداییان تبت، در مصاحبه‌ای گفته بود که مسلمان‌ها می‌گویند او، یک بی‌دین (کافر) است و چینی‌ها (دولت کمونیست چین) وی را یک فرد مذهبی می‌دانند. این بازیِ لقب‌گذاری‌ها در جوامع و تفکرات و طبقه‌بندی‌های اجتماعی، مذهبی، سیاسی و غیره، امر مشهودی بوده و هست که همواره نیز منفعت گروه خاصی را در برداشته‌‌است.

دانش عمومی جامعه‌ای نظیر ایران نیز، در حدی‌ست که بسیاری از افراد، بودا را پیامبر می‌دانند. میزان اطلاع‌رسانی‌های متعارف در جامعه، به‌قدری ضعیف و در سیطره‌ی نظامِ حاکم است که اجازه‌ی معرفی عمومیِ اندیشه‌های گوناگون را هم نمی‌دهد. در این میان، به‌نظر می‌رسد اندیشه‌ی عمومیِ جامعه نیز، خواهان فراتر رفتن از محدوده‌ی مشخص و واضحی نیست. کسب اطلاعات پایه‌ای نیز عموما با مراجعه به ویکی‌پدیا و چند سایت و وبلاگ دیگر، سریعا انجام شده و بسیاری، در همان مرحله، متوقف شده و به اطلاعات مختصر و بسته‌بندی شده‌ای بسنده می‌کنند که برای داشتن دیالوگ‌های به‌اصطلاح، سطح بالا و روشنفکرانه یا اظهار نظر در تمام زمینه‌ها، کفایت می‌کند.

بعضی پژوهشگران و اساتید دانشگاه نیز، نه‌تنها به بنیان‌های تاریخی و اصالت تاریخی بودا و بودیسم، به‌شکل خلاقانه نپرداخته‌اند، بلکه با دلیل و سند، در پی اثبات آن هستند که بودا را یکی از پیامبران خدا معرفی کنند.

برای نمونه به بخشی از مقاله‌ی «آشنایی با طریقت چان (ذن)، و بررسی تاثیرات این طریقت بر نقاشان دربار سونگ جنوبی»8 توجه کنید که اشاره‌ای دارد به نظرات یک پژوهشگر، مترجم، مفسر قرآن و استاد دانشگاه:

«بی‌شک بودای شاکیامونی، یکی از آن صد و بیست و چهار هزار پیامبری است که از طرف خداوند برای هدایت و رستگاری مردمان در سرزمین هند ظهور یافته است، ولی آیین او با گذشت زمان، تحریف شد. استاد محمد حمداله، مترجم و مفسر قرآن به زبان فرانسه، در کتاب ترجمه و تفسیر قرآن خود، بیان می‌دارد که منظور از «ذالکفل» در آیه‌ی شریفه‌ی «و اسماعیل و ادریس و ذالکفل من الصابرین» که در سوره‌ی انبیاء آمده، اشاره به بودا دارد. او به نبی بودن بودا کاملا معتقد است. همچنین او بیان می‌دارد که کلمه‌ی «تین»در آیه‌ی شریفه‌ی «والتین و الزیتون» که به‌معنای انجیر است، همان درخت انجیری‌ است که بودا در زیر آن به تنویر و روشنایی رسید.»

البته در سال‌های اخیر و با تغییر رویه‌ی سیستم نظارتی جمهوری اسلامی در کنترل رشد باورهای غیر اسلامی (شیعه)، دیگر خبری از این‌دست نظرها نیز آن‌چنان مشهود نیست و این قبیل نقطه‌نظرات، جای خود را به واژه‌هایی مانند ادیان وارداتی، نوظهور و انحرافی و غیره داده‌اند.

باید توجه داشت که پیامبر قلمداد کردن بودا، منحصر به عصر معاصر و یا اندیشه‌های مذهبی یا مذهبی–سیاسی امروز نیست. حتا در متون قدیمی نیز مشابه این‌گونه روایات، مشهود است. روایاتی که بودا را به‌گونه‌ای پیامبر-وار توصیف می‌کنند، او را با نیروهای ماورایی یا خدایان، مرتبط می‌دانند و سعی در آن دارند تا از بودا، شخصیتی فرا انسانی بسازند که پیام‌آور آسمانی‌ست.

در بدو پیدایش و شکل‌گیری آیین بودا در هند، برهمن‌ها نیز دست به‌کار حضرت‌سازی زدند. با رشد تفکرات بودایی در هند، برهمنان هندو، کوشیدند تا این باور را در اندیشه‌ی مذهبیِ جامعه‌ی هند بپرورانند که بودا، ششمین تجلیِ «ویشنو» (یکی از الهه‌های برجسته‌ی هندوییسم) است. با همین ترفند، بودا که تاحدود زیادی، منکر باورهای برهمنی بود، در میان انبوهی از خدایان و الهه‌های هند باستان، تلفیق یافته و محو شد.9

بودا هرگز خود را یک پیامبر معرفی نکرد. وی – طبق متون به‌جا مانده که گردآوری گفته‌هایش است و نه تفسیر پیروانش – هرگز ادعا نکرد که از جانب خدا سخن می‌گوید.بودا او هرگز، معجزه‌ای نکرد. در هیچ زمان و مکانی، در مورد خدا، تفسیر و توضیحی ارائه نداد. بودا، انسانی معمولی بود که با تلاش فردی خویش، به بیداری رسید. وی هرگز کسی را مجبور به پذیرش اندیشه‌اش نکرد و برای گسترش تعالیمش، هرگز خود یا آموزه‌هایش را به خدا، فرقه‌ای خاص یا نیرویی ماورایی، منصوب نکرد.

در کالاما سوترا، به تفصیل آمده است که بودا، به درون‌بینی فردی، تاکید بسیار داشت و حتا به‌وضوح بیان می‌کند که هر فردی، ابتدا به آموزه‌ها گوش فرا دهد و سپس با تفکر و تعمق شخصی، تعالیم را به‌کار بسته و یا نپذیرد. این پذیرش، نباید از منشا ترس، ضعف و یا دلبستگی به رهایی باشد. بودا تاکید دارد چیزی که به آن دست یافت، در درونِ همگان، هست. وی تاکید فراوان دارد که همه‌ی انسان‌ها، بودا هستند. روشنی، نه در بیرون و یا در آسمان‌هاست، و نه در دستان خدا یا منتخبی از جانب او. روشنی، در درون هر انسانی، به‌شکل نهادینه وجود دارد، همان‌طور که یکی از استادان برجسته‌ی ذن بودایی گفت: «جان، فی‌نفسه بوداست». آگاهی و دست یافتن به جوهره‌ی درون، همان روشن‌شدگی یا «بودهی» (بُدی) است و فرد روشنی‌یافته، «بودا».

اختلاف برجسته‌ی «بودا» با یک «پیامبر»، آن است که پیامبر، خود را منتخبِ خاصی دانسته و معرفی می‌کند از جانب خدا (الله، پدر آسمانی، یهوه و غیره) که به وی، از آسمان‌ها وحی می‌شود. او خود را انسانی معمولی مانند دیگران می‌داند و معرفی می‌کند، اما در حقیقت امر این‌گونه نیست، زیرا او «یگانه» و «دردانه» است.10 هیچ فردی، نمی‌تواند به رتبه‌ی او برسد. پیامبر، یک مستثناست، یک بشر که با بقیه، متفاوت است. هیچ فردی در نهایت، نمی‌تواند به جایگاه او دست یابد. بودا، یک فرد عادی بود. او نه یک پیامبر، بلکه صرفا یک معلم است. آن‌گونه که بودا در تعالیمش ذکر می‌کند، در وجود هر انسانی، جوهره‌ی «بودا شدن» وجود دارد. یافتن این جوهره‌ی ذاتی، منوط به پرستش هیچ خدایی نیست. در آیین بودا، «خدا» نه تایید شده است و نه رد. رهروان بودایی، موظفند تا نیروی خود را به‌جای آن‌که صرف پیدا کردن پاسخ این پرسش کنند که آیا خدا وجود دارد یا خیر، در تکاپوی درون‌نگری، زیست سالم و مسالمت‌آمیز به‌کار بندند.

و در نهایت امر آن‌که، «بودا»، پیامبر نبود.

 

معجزات بودا

بودا، هیچ معجزه‌ای نداشت، اما باور عمومی، بر این اعتقاد است که وی نیروهای ماورایی داشت. این مسئله، یکی از بارزترین نکاتی‌ست که باعث جذب عده‌ای به بودیسم می‌شود. بعضی بر این باورند که با نشستن به سبک و سیاق بودا یا پیروی از مکتب او، می‌توانند ذهن‌ دیگران را خوانده، از زمین بلند شده و یا کارهایی انجام دهند که انسان معمولی، قادر به‌انجام آن نیست.

منسوب کردن بودا به نیروهای ماورایی و روایت داستان‌هایی مانند تکلم و راه رفتن وی پس از تولد، زاده‌ی باورهای فرهنگی‌ست، هر چند باید این نکته را به‌یاد داشت که افسانه‌های بودایی، صرفا افسانه بوده و هیچ سندیت تاریخی‌یی ندارند. این افسانه‌ها، در اسطوره‌شناسی، کاربرد فراوان و ارزشمندی دارد که ما را به شناخت عمیق‌تر مفاهیم باستانی، نزدیک‌تر می‌کند.  

بودا شاهزاده بود، در سه قصر زندگی می‌کرد و در سرزمین اجدادی‌اش «شاکیا»، شخصیت محبوبی به‌حساب می‌آمد. در روایت‌های منسوب به بودا که توسط خودِ بودایی‌ها نقل می‌شود، افسانه‌های پرشماری وجود دارد که گاه، پیروان آیین بودا را نیز چنان تحت تاثیر قرار می‌دهد که چنین روایاتی را، واقعی قلمداد کرده و معجزه می‌دانند.

علت پدید آمدن افسانه‌هایی در مورد بودا یا اشخاصی مشابه وی، این بوده که در زمان باستان، به‌علت فقدانِ سواد خواندن و نوشتن در سطح عمومی جامعه، داستان‌سرایی، بهترین روش برای حفظ و انتقال مفاهیم بود.بودا داستان‌های آغشته به افسانه و شگفتی، نسبت به روایت‌های ساده و معمولی و بی‌رنگ و لعاب، بهتر در خاطر و حافظه‌ی جمعی، حفظ می‌شد. بنابراین، افسانه‌ها و روایات تمثیلی، نه واقعیت تاریخی مطلق، بلکه داستان‌هایی هستند که علاوه بر جنبه‌ی آموزشی، در پس خود، تاریخ مستندی را حفظ، و به نسل‌های بعدی، منتقل می‌کردند.   

در پایان آن‌که، بودا هیچ معجزه‌ای در طول زندگی خود انجام نداد. او هیچ بیماری را شفا نداده و آرزویی را برآورده نکرد. وی، فقط راه رهایی، بیداری و یکساندلی را برای همگان، معرفی کرده و تعلیم داد. 

 

دالایی‌لاما، رهبر بودایی‌های جهان

دالایی‌لاما11، رهبر بودایی‌های جهان نیست، بلکه وی، فقط رهبر بوداییان تبت است، آن‌هم رهبر فرقه‌ی لاماییسم یا گلوکپا (گلوگپا) که از نظر آماری، بیشترین تعدادِ پیرو را در میان دیگر مکاتب آیین بودای تبتی دارد.

فرقه‌ی لاماییسم، پر آوازه‌ترین مکتب بودایی تبت محسوب می‌شود.دالایی لاما این دین در اوایل قرن پانزدهم شکل گرفت و رهبران آن، تحت عنوان «دالایی‌لاما»، یکی پس از دیگری، رهبری مذهبی تبت را بر عهده می‌گرفتند. در سال 1642، دالایی‌لامای پنجم به‌فرمانروایی سراسر تبت منصوب شد و این روال ادامه داشت تا سال 1959 که دولت چین پس از اشغال تبت، دالایی‌لامای چهاردهم (کنونی) را اخراج و تبعید کرد.12

درست است که دالایی‌لاما، چهره‌ی شناخته شده و محبوبی در سراسر جهان دارد و بسیار مورد توجه رسانه‌ها بوده و از نظر بسیاری از بوداییان فرقه‌های مختلف، مورد احترام و تکریم است، اما باید توجه داشت که او، رهبر بودایی‌هایی جهان نیست.

   

علی فرح‌بخش (موگِن)

 

———————————-

پی‌نوشت:

1- در ادامه‌ی متن به مقاله اشاره و منبع آن، ذکر شده‌است.

2- بعضی از این قبیل پرسش‌ها از سوی مخاطبان سایت ذنیران نیز مطرح و ارسال می‌شد. (در خصوص سایت ذنیران، مراجعه کنید به این یادداشت)

3- تصاویر، مربوط به زلزله‌ی تبت بود که راهبان بودایی، در مراسم تدفین کشته‌شدگان، حاضر بوده و کمک‌رسانی می‌کردند.

4- درگیری‌های خشونت‌آمیز برمه، بحث مفصل و خاصی می‌طلبد که در حجم این یادداشت نمی‌گنجد.

5- بخشی از یادداشت میهالی هوپال را که نگاهی‌ انتقادی به رسانه و دهکده‌ی جهانی‌ست، این‌جا بخوانید ˂ لینک

6- یکی دیگر از مفاهیمی که کمتر به آن پرداخته شده و از نظر عمومی، مبهم است، بحث دریوزگی (گدایی) راهبان بودایی‌ست که پیشتر در یادداشت مفصلی، به آن پرداخته‌ام. ˂ راهبان قلندر و سنت مقدس دریوزگی، ماهنامه اخبار ادیان (موسسه گفت‌و‌گوی ادیان)، شماره 24 و 25، اسفند 1386 ˂ دانلود پی‌دی‌اف مقاله

7- مختصری در خصوص زندگی بودا ˂ لینک – تعالیم بودا ˂ لینک

8- پژوهش: معصومه (مهستی) عباچی – نشریه هنرهای زیبا، شماره 18، تابستان 1383

9- عکس این مورد هم پدیده‌ای مشهود است. بسیاری از فرقه‌های بودایی، از دیگر مکاتبِ قالب جامعه‌ای که در آن وارد می‌شدند، وام می‌گرفتند. در این یادداشت، بحث فلسفه‌ی (اندیشه‌ی) تطبیقی در میان نیست. وام دادن و گرفتن باورها و اندیشه‌های گوناگون و تلفیق آن‌ها با یکدیگر در طول تاریخ نیز، مسئله‌ی مجزایی‌ست و غیر قابل انکار. بستر این یادداشت، بر اساس زندگی، اندیشه و تعالیم بنیادین بودا فارغ از دین بودایی (بودایی‌ها) است. 

10- برای نمونه در خصوص پیامبر اسلام، در قرآن این‌گونه آمده‌است: «بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى‏شود.» (سوره الکهف، آیه 110)  با این‌حال در آیه‌های دیگری، امتیازات خاصی به پیامبر داده شده‌است که وی را از دیگران – بیشتر از پدیده‌ای به‌نام وحی – مجزا می‌کند. به‌طور مثال رجوع کنید به آیه‌ی 50 از سوره‌ی احزاب (مشاهده‌ی متن و ترجمه‌ی فارسی سوره‌ی احزاب ˂ لینک). 

11- زندگی‌نامه‌ی دالایی‌لاما ˂ لینک

12- در خصوص مسئله‌ی تبت، مقالاتی نوشته‌ام که در این یادداشت آورده شده‌است. هم‌چنین رجوع کنید به این یادداشت: تبت و مدرنیزاسیون سوسیالیستی ˂ لینک