بایگانی برچسب‌ها: آیین بودا

بوشیدو، طریقت سامورایی

بوشیدو

 

در تاریخ پر فراز و نشیب ژاپن (نیهون1)، سامورایی‌ها2، از جایگاه خاصی بر خوردارند. این سلحشوران و مبارزان بی‌باک، از سلسله قوانین و راه و رسم‌هایی پیروی می‌کردند که تابع یک طریقت آیینی به‌نام «بوشیدو»3 بود. واژه‌ی بوشیدو از دو کلمه‌ی مجزای «بوشی»4 و «دو»5 تشکیل یافته که به احتمال بسیار زیاد ریشه‌ای چینی دارند، به‌خصوص لغت «دو» که از واژه‌ی چینی «دائو»6 به‌معنای راه اتخاذ شده، لغت «بوشی» نیز به‌معنای سلحشور و جنگاور می‌باشد، در نتیجه لفظ «بوشیدو» به‌معنای «راه سلحشوران» است.

واژه‌ی «سامورای» یا «سامورایی» به‌معنای خدمتگذار و ملازم بوده و ریشه‌ای چینی دارد. این کلمه در ژاپن و پیش از دوره‌ی «هی‌آن»7، به‌صورت «سابورایو»8 و سپس «سابورای»9 تلفظ می‌شد که بعدها به‌صورت واژه‌ی «سامورای» تغییر شکل یافت. اولین سند مکتوبی که این کلمه در آن به‌ثبت رسیده «کوکینشو»10 است که در اوایل قرن دهم میلادی نگاشته شد.

قبل از دوره‌ی «هی‌آن»، نظامیان ژاپنی با الگوهایی از ارتش امپراتوری چین، به سازماندهی ارتش می‌پرداختند. در آغاز دوره‌ی «هی‌آن»، یعنی اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم میلادی، امپراتور «کامو»11 برای فتح سرزمین‌های شمالی ژاپن و شکست یاغیان «امیشی»12، گارد ویژه‌ای را فراهم آورد که بعدها سامورایی‌ها به‌صورت رسمی از این گارد امپراتوری مشتق شده و تکامل یافتند.

سامورایی‌ها به‌عنوان محافظان و مردان جنگی، استخدام می‌شدند و گاه در خدمت یک خانواده‌ی اشرافی و یا ملاکان و نجیب‌ز‌ادگانی که به آن‌ها «دای‌میو»13 گفته می‌شد، درآمده و به ارباب خود بسیار وفادار بودند. به سامورایی‌هایی که ارباب و یا «دای‌میو»ای نداشتند، «رونین»14 گفته می‌شد که این افراد، گاه بسیار خطرناک قلمداد می‌شدند.

در قرن دوازدهم میلادی، جنگ‌های طایفه‌ای میان دو خاندان «تایرا»15 و «میناموتو»16 شکل گرفت و این امر سبب شد تا در دوره‌ی «توکوگاوا»17، سامورایی‌های بسیاری به‌قدرت برسند و هنرهای جنگی، بسیار پیشرفت کند. از این‌رو در دوران شوگونی18 «توکوگاوا» (1867- 1603)، سامورایی‌ها به مقامات بالایی دست یافتند و در این میان، رونین‌های بسیاری نیز پدیدار شدند.

سامورایی‌های ناراضی و نزول یافته که اکثر آن‌ها به قلمرو‌های «چوشو»19 و «ساتسوما»20 تعلق داشتند،  در این جنجال قدرت، نظام شوگونی را در سال 1867 برانداختند و پس از آن، تمامی نیروها به‌صورتی واحد در خدمت امپراتور درآمده و امپراتور که در دوران شوگونی، تنها به‌صورت یک نماد ملی بود و در امور سیاسی نقشی نداشت، به‌طور مستقیم در راس امور کشور ژاپن قرار گرفت.

در این میان، هنوز قبایل و طایفه‌هایی با دولت به مخالفت می‌پرداختند اما به‌مرور، این قبایل نیز به حکومت مرکزی پیوستند.

سامورایی‌ها به‌عنوان سلحشورانی متعهد به اصول اخلاقی، پیرو طریقت «بوشیدو» یا «راه و رسم سامورایی» بودند. بنابر گزارش‌های تاریخی، قوانین بوشیدو در دوره‌ی «کاماکورا»21 (1333-1185) شکل گرفت و متونی نیز پیرامون آن به‌نگارش در آمد. اصول آیینی و اخلاقی بوشیدو، از دو منبع عمده اتخاذ شد: یکی مکتب «ذن»22 و دیگری «آیین کنفوسیوس»23.

طریقت ذن، از مکاتب بودایی «مهایانه»24 محسوب می‌شود که در حدود قرن ششم میلادی در چین تولد یافت. این مکتب که اساس آن، مراقبه و عدم اتصال به عناصر ذهنی‌ست، در حدود قرن سیزدهم میلادی به ژاپن راه یافت و در این سرزمین به شکوفایی فوق‌العاده‌ای نائل آمد. بسیاری از سامورایی‌ها، به‌سوی این طریقت سوق یافتند و به‌مرور، بنیان‌های آیینی ذن، در تار و پود ساموراییسم نفوذ پیدا کرد و جزیی از آن شد. آرامش ذهنی در ذن و نیز نگرش خاص آن به محیط و به‌خصوص دست‌آورد‌های ارزشمند این طریقت پیرامون مرگ، برای سامورایی‌ها بسیار مهم و گیرا بود. آیین کنفوسیوس هم که پانصد سال قبل از میلاد در چین متولد شد، به‌صورتی غیر مستقیم، بر فرهنگ و تاریخ ژاپن تاثیر گذاشت.

اصول اخلاقی بوشیدو بسیار تحت تاثیر اصول کنفوسیوس قرار گرفت و با بن‌مایه‌های اخلاقی ژاپنی‌ها، پایه‌های جدیدی تشکیل شد. شاید بتوان گفت اصول اخلاقی بوشیدو تحت تاثیر کنفوسیوس قرار داشت و پایه‌های آیینی و ذهنی آن، از مکتب ذن شکل یافت.

ذن، شمشیر سامورایی را از یک ابزار سلاخی، به عنصری تعالی‌بخش ارتقا داد. در این میان نقش آیین باستانی ژاپن، «شینتو»25 بر چنین  تکاملی را نمی‌توان انکار کرد. احترام به نیاکان و ارزش نهادن به روح واحد جهان هستی، که در تمامی عناصر مادی و معنوی زندگی تجلی می‌یابد، یکی از بزرگ‌ترین بازتاب‌های مکتب شینتو محسوب می‌شود. از این‌رو پیوند شنیتو و ذن، یک فرانگری بسیار شگرف را در بینش و شعور سامورایی خلق کرد که در آن، درک زندگی و مرگ، تحقق یافت و با چنین بینشی، یک سامورایی، آن‌چنان ذهنی قدرتمند یافت که حتا در برابر قوانین اخلاقی بسیار دشوار بوشیدو نیز، ترسی به‌خود راه ندهد، از جمله می‌توان به مواقعی که سامورایی شکست می‌خورد و یا شرافتش لکه‌دار می‌شد و باید مراسم انتحار (خودکشی) یا هاراکیری26 را انجام می‌داد، اشاره داشت.

نمونه‌ی بسیار شگفت‌آور این رویداد را می‌توان در زمان جنگ جهانی یافت. پس از انفجار دو بمب اتمی در «هیرو‌شیما» و «ناکازاکی» و اعلام تسلیم رسمی ژاپن از سوی امپراتور، بسیاری از سربازان و افسرانی که هنوز با ذهنیت ساموراییسم می‌زیستند، دست به هاراکیری سنتی زدند.

اصول اخلاقی بوشیدو، بر پایه‌های احترام و وفاداری نسبت به ارباب و مقامات بالا و به‌خصوص خدمت به امپراتور و ملت استوار شد. حفظ اصالت، شرافت و راستی، اصول اخلاقی راه را رقم زد و تخطی از این ارزش‌های گران‌بها، غیرقابل بخشش بود، و ننگ آلوده‌شدن به عدم رعایت چنین اصولی، تنها با ریخته شدن خون سامورایی با دست‌های خودش پاک می‌شد.

 

بنیان‌های فضیلت بوشیدو، با تعهد و استواری بر هفت اصل اساسی و بنیادین  استوار بود:

1- گی (Gi) : راستی

2- یو (yu) : شهامت

3- جین (Jin) : نیکخواهی

4- ری (Rei) : احترام

5- ماکوتو (Makoto) : درستی

6- می‌یو (Meiyo) : شرافت

7- چویوگی (Chaugi) : وفاداری

 

علی فرح‌بخش

 

بوشیدو – دانلود فایل پی‌دی‌اف مقاله

تصویری از میاموتو موساشی

این مقاله 15 اردیبهشت 1391در رادیو کوچه منتشر شد.

 

  پی‌نوشت‌ها :

1 . Nihon

2 . Samurai

3 . Bushido

4 . Bushi

5 . Do

6 . Dao

7 . Heian

8 . Saburau

9 . Saburai

10 . Kokinshu

11 . Kammu

12 . Emishi

13 . Daimyo

14 . Ronin

15 . Taira

16 . Minamoto

17 . Tokugawa

18 . Shogun

19 . Choshu

20 . Satsuma

21 . Kamakura

22 . Zen

23 . Confucianism

24 . Mahayana

25 . Shinto

26 . Harakiri


ماهاکاشیاپا و ریشه‌های تاریخی ذن بودیسم

ذن

پیدایش ذن بودیسم، با نام پایه‌گذار این طریقت، بودی‌دارما (Bodhidharma) پیوند دارد. با این‌حال، سرآغاز ذن، به گوتمه بودا (Gautama Buddha) و تعالیم او (دارما – Dharma) باز می‌گردد.

بر طبق گزارشات تاریخی، بودی‌دارما در هند زاده شد. وی به‌مدت چهل سال، نزد پراجناتارا (Prajnatara) به شاگردی پرداخت و به‌عنوان جانشین استادش، بیست‌و‌هشتمین جانشین از سلسله جانشینان گوتمه بودا شد. در خصوص تاریخ و محل تولد بودی‌دارما، نظرات مختلفی وجود دارد، حتا بعضی وی را ایرانی می‌دانند. رد پاین (Red Pine) در گزارشی پیرامون بودی‌دارما، سال تولد او را 440 میلادی، در کانچی (Kanchi)، پایتخت پادشاهی جنوب پالاوا (Pallava) در هند ذکر می‌کند1. با وجود اختلاف نظرهای تاریخی در خصوص سال و محل تولد بودی‌دارما، در خصوص شاگردی وی نزد پراجناتارا و دست یافتن او به لقب بیست‌و‌هشتمین جانشین از سلسله جانشینان بودا، تردیدی وجود ندارد.

در سنت بودایی، مفهومِ انتقال دارما2، در همان زمانِ بودا پدید آمد. همچنین، شکل‌گیری اولین جرقه‌های سنگه (Sangha) یا انجمن نیز با مفهوم انتقال دارما، توسط یکی از برجسته‌ترین شاگردان و پیروان بودا به‌نام ماهاکاشیاپا (ماهاکاسیاپا) (Mahākāśyapa) شکل گرفت.

در بررسی زندگی و تعالیم بودا، نام آناندا (Ananda) یکی از شاگردان محبوب بودا، بیشتر از هر نام دیگری شناخته شده‌است. اما اولین شخصی که توانست جوهره و ذاتِ دارما (آموزه‌های بودا) را کاملا درک کرده و به جانشینی بودا برسد، ماهاکاشیاپا بود. همچنین، وی نخستین کسی بود که پس از درگذشت بودا، اولین انجمن بودایی را تشکیل داد.

در فصل ششم سوترای نیلوفر (Saddharma Puṇḍarīka Sūtra) ذکر شده‌است که بودا، رسالت روشنگری را به چهار تن از شاگردان خود واگذار کرد:

ماهاکاشیاپا،

سوبوتی (Subhuti)،

ماها کاتیایانا (Maha Katyayana)

و ماهامائوگالیایانا (Mahamaudgalyayana).

بنابر سنت ذن، ماهاکاشیاپا، اولین کسی بود که بودا، جوهر انتقال آیین را به وی سپرد. در روایت‌ها آمده‌است که بودا، شاگردان خود را فرا خواند، آن‌گاه آرام نشست و بی‌هیچ سخنی، گل سفیدی را در دست گرفت و بالا برد. جمعیت رهروان، در سکوت بودند. فقط ماهاکاشیاپا بود که لبخند آرامی زد. آن‌گاه، بودا اعلام کرد که ماهاکاشیاپا، به‌راستی تعالیم او را درک کرده، و آیین را به وی منتقل کرد.  

در خطابه‌ی بودا که به موعظه‌ی گل3 شهرت یافته، این‌چنین آمده‌است:

«من حامل چشم دارمای راستین هستم، درک حیرت‌آور نیروانا، حقیقتِ بی‌شکل، دروازه‌ی آرام دارما که با واژگان و کلمات، قابل بیان نیست و فارغ از متون مقدس است. من این حقیقت راستین را، به ماهاکاشیا واگذار می‌کنم.»

و به این ترتیب، آیین و تعالیم بودا، که در نهایت، ورای تمامی واژگان و کلمات و متون مقدس است، به ماهاکاشیاپا رسید و بعد از او نیز، جوهره و ذات تعالیم گوتمه بودا به بودایان بعدی، منتقل شد. انتقالی که ورای متون مذهبی و کلمات و شرح و تفسیر است. به‌همین دلیل، در سنت ذن نیز، تجربه‌ی طریقت، فارغ از دست‌نوشته‌ها و متون مقدس آیینی، اصلی اساسی شد که بر پایه‌ی تجربه‌ی فردی، استوار بود و هست.

در رساله‌ی نغمه‌ی بیداری4 (Zhèngdào gē) اثر یونگ‌جیا سوآن‌جوئه (Yongjia Xuanjue) (713-665) – که یکی از شاگردان مشهور هویی‌نِنگ5 (Huìnéng)، ششمین پیشوای ذن در چین بود – ذکر شده‌است که بودیدارما، بیست‌و‌هشتمین پیشوا پس از ماهاکاشیاپا، شاگرد شاکیامونی بودا (Śākyamuni Buddha) و اولین پیشوای طریقت چن (Chan) بودایی بود. در متن کتاب، این‌گونه آمده‌است:

«ماهاکاشیاپا، نخستین بود، و پس از وی، گوهر انتقال آیین، جریان یافت

در غرب6، بیست‌و‌هشت پدر7 (پیشوا)، در راه وی قدم نهادند

چراغ راه، از فراز دریا گذشت و به این سرزمین8 رسید

و بودی‌دارما، در این‌جا نخستین پدر شد

ردای9 او، همان‌گونه که همگان می‌دانیم، شش پدر را در برگرفته‌است10

و بدینسان، ذهن‌های بی‌شماری، به‌سوی روشنی، رهسپار شدند»

 

بدین ترتیب، در بن‌شناسی ریشه‌های تاریخی ذن، ماهاکاشیاپا نقش برجسته‌ای دارد. بودی‌دارما، حامل معرفتی بود که از بودا به ماهاکاشیاپا و سلسله بودایان پس از وی رسید. ماهاکاشیاپا را گاهی، «پدر سنگه» (انجمن بوداییان) نیز می‌نامند.

 

در پایان این یادداشت، نام و شهرت سلسله جانشینان بودا از ماهاکاشیاپا تا بودی‌دارما را می‌توانید مشاهده کنید. 

 

*        Buddha / Gautama Buddha

1        Mahākāśyapa

2        Ānanda        

3        Śāṇavāsa

4        Upagupta

5        Dhṛṭaka

6        Miccaka

7        Vasumitra

8        Buddhānandi

9        Buddhamitra

10      Pārśva

11      Puṇyayaśas

12      Ānabodhi / Aśvaghoṣa

13      Kapimala      

14      Nāgārjuna

15      Kāṇadeva

16      Rāhulata

17      Saṅghānandi

18      Saṅghayaśas

19      Kumārata

20      Śayata

21      Vasubandhu

22      Manorhita

23      Haklenayaśas

24      Siṃhabodhi

25      Vasi-Asita

26      Puṇyamitra

27      Prajñātāra

28      Dharma / Bodhidharma

 

 

علی فرح‌بخش

**********

 

 پی‌نوشت‌ها:

 

1-  مرگ بودی‌دارما احتمالا در 528 میلادی بوده‌است.

2- Dharma transmission

3- این سوترا در واقع روایت یک رویداد است که در مکتب ذن، توجه خاصی به آن دارند. این روایت در ژاپنی به nengemishō شهرت دارد؛ به‌معنای تحت‌اللفظی «نشان دادن گل، لبخند زیرکانه»

4- Song of Enlightenment

5- پس از ھویی‌ننگ، نظام جانشینی در ذن، به سبک و سیاق پیشین آن از بین رفت و ذن به فرقه‌ھای گوناگون تقسیم شد.

6- در این متن و متون مشابه در مکتب چن بودایی، غرب، به‌معنای غربِ سرزمین چین است، و نه به‌معنای متداول امروزین این واژه.

7- در ترجمه‌ی انگلیسی متن، واژه‌ی Father آمده‌است.

8- منظور، سرزمین چین است.

9- در سنت ذن، اعطای ردا و کاسه‌ی استاد به شاگردش، به‌شکل نمادینِ انتقال دارما درآمد.

10- منظور از «شش پدر»، خودِ بودی‌دارما و پنج جانشین بعدی او است. این پنج پیشوا عبارتند از:  1-هوئی‌که 2-سنگ‌زن 3-دائو سین 4-هونگ‌ژن 5-هویی‌ننگ

 

دانلود فایل پی‌دی‌اف مقاله

Mahakashyapa

 

استفاده از مقاله با ذکر منبع بلامانع است.