بایگانی ماهانه: سپتامبر 2011

در

 

علاقه‌ی من به «در»، خصوصا درهای قدیمی، به اندازه‌ی فامیل دور نیست، اما به اندازه‌ای هست که همیشه با دیدن یه در قدیمی، میخکوب میشم. نمی‌دونم چرا و به چه علت، در هر حال هر جا که یه در قدیمی باشه، چه ایرانی و چه غیر ایرانی، میخکوب میشم و نگاه می‌کنم.

چند سال پیش با موبایل عکس می‌گرفتم. توی یکی از سفرهام به کاشان که نصف روز بیشتر طول نکشید، یکی از دوستان به نام مهدی که بسیار به من لطف داشت و به من کمک‌های زیادی کرده بود، من رو به دیدن بافت‌های قدیمی کاشان و همین‌طور باغ فین برد.

با دیدن درها، ناخودآگاه می‌ایستادم و عکس‌های کاملا غیر حرفه‌ای می‌گرفتم. طبق معمول، روی خیلی از درهای چوبی قدیمی، یادگاری نوشته بودن و با چاقو کنده‌کاری شده بود. اینم یه قسمتی هست از «هنر نزد ایرانیان است و بس».

درهای قدیمی، خاطرات زیادی رو به همراه دارن و از روی اون‌ها میشه به نوع فرهنگ، مذهب و بافت جامعه‌های قدیمی نگاهی انداخت. اصلا دنیا بدون در نمیشه!

اینم چند تا عکس از درهای قدیمی کاشان که دیدم و خوشبختانه روش خیلی یادگاری ننوشته بودن….

 

 

 

 


گفتاری پیرامون ذن

 

ذن، رنج است، ذن، در رنج غوطه‌ور است. انسان امروز می‌خواهد از درد و رنج بگریزد و این موجب ضعف و بی‌دفاعی او می‌شود. او دیگر در مقابل استرس‌های زندگیِ جدیدِ امروز، قدرت دفاعی ندارد. ذن نه به گریز از برابر دشواری‌ها توصیه می‌کند و نه توصیه به جستجوی شرایط دشوار.

ذن، بازگشت به شرایط طبیعیِ وجود است برای جسم و روح. هدف، بالا بردن انرژی، به‌دست آوردن هشیاری و رفتار صحیح است تا هر چیز در جای مناسب خود قرار گیرد، در جایی که بدون مبالغه‌های تخیل باید باشد.

یاد‌آوری معادله‌ی حیات و مرگ، دائما در ذن حضور دارد. این یادآوری، نیروی جسمانی و اخلاقی زیادی را در زندگی روزمره ایجاد می‌کند. 

 

 استاد تایزن دشی‌مارو

 

taisen_deshimaru