علاقهی من به «در»، خصوصا درهای قدیمی، به اندازهی فامیل دور نیست، اما به اندازهای هست که همیشه با دیدن یه در قدیمی، میخکوب میشم. نمیدونم چرا و به چه علت، در هر حال هر جا که یه در قدیمی باشه، چه ایرانی و چه غیر ایرانی، میخکوب میشم و نگاه میکنم.
چند سال پیش با موبایل عکس میگرفتم. توی یکی از سفرهام به کاشان که نصف روز بیشتر طول نکشید، یکی از دوستان به نام مهدی که بسیار به من لطف داشت و به من کمکهای زیادی کرده بود، من رو به دیدن بافتهای قدیمی کاشان و همینطور باغ فین برد.
با دیدن درها، ناخودآگاه میایستادم و عکسهای کاملا غیر حرفهای میگرفتم. طبق معمول، روی خیلی از درهای چوبی قدیمی، یادگاری نوشته بودن و با چاقو کندهکاری شده بود. اینم یه قسمتی هست از «هنر نزد ایرانیان است و بس».
درهای قدیمی، خاطرات زیادی رو به همراه دارن و از روی اونها میشه به نوع فرهنگ، مذهب و بافت جامعههای قدیمی نگاهی انداخت. اصلا دنیا بدون در نمیشه!
اینم چند تا عکس از درهای قدیمی کاشان که دیدم و خوشبختانه روش خیلی یادگاری ننوشته بودن….



بیان دیدگاه