بایگانی برچسب‌ها: گالری عکس

غبار زمان در عکس‌های هارا

نگاهی به آثار عکاس ژاپنی، هیساجی هارا

هیساجی هارا

«هیساجی هارا» (Hisaji Hara)، عکاس نوظهور ژاپنی، برای ما ایرانی­ها آن­چنان شناخته شده نیست. وقتی برای اولین بار عکس­های او را دیدم و کمی در مورد کارهایش خواندم، به یاد این جمله از «دالایی‌لاما» افتادم که گفت: «به استقبال تغییرات برو، ولی ارزش­هایت را از دست نده.»

عکس­های هارا که در چند نمایشگاه در ژاپن برپا شد، نام او را به‌عنوان یک عکاس حرفه­ای، سر زبان­ها انداخت. هارا، متولد 1964 در توکیوی ژاپن است. وی در سال 1986 از دانشگاه هنر «موساشینو» فارغ‌التحصیل شد. در 1993 به ایالات­متحده مهاجرت کرد و به فعالیت­های هنری در زمینه­ی عکاسی و تصویربرداری پرداخت. او با پرونده­ی کاری درخشانی، در 2001 به وطن خود بازگشت و به‌عنوان عکاس مستقل، به فعالیت پرداخت.

وی سه نمایشگاه عکس (انفرادی) در سال­های اخیر در توکیو برگزار کرده‌است:

2009 TOTEM POLE PHOTO GALLERY in Tokyo

2010 GALLERY BAUHAUS in Tokyo

MEM GALLERY in Tokyo 2011

همچنین در دو نمایشگاه گروهی در توکیو و اوساکا (اوزاکا) نیز حضور داشته‌است:

2010 OTO GALLERY in Osaka

GALLERY BAUHAUS in Tokyo 2010 – 2011

وی در سال 2010 جایزه­ی نخست فستیوال عکس «یوکوهاما» را به خود اختصاص داد.

بعضی از آثار هارا، چندی پیش در گالری عکس گروهی در «Grand Palais» پاریس به نمایش درآمد.

هارا، بیش‌تر مجموعه عکس­های خود در نمایشگاه­های اخیرش را بر اساس ایده­هایی از نقاش صاحب­نام معاصر «بالتوس» تهیه کرد. وی با الگویی از نقاشی­های این هنرمند، با مدل­های ژاپنی و در فضایی مه گرفته و تک رنگ، به باز­آفرینی تابلوهای این نقاش برجسته در قالب عکس پرداخت. هرچند که ژست­ در عکس­ها بسیار با نقاشی­های بالتوس همخوانی دارد، اما فضا و چیدمان­های زمینه، متمایز است. برداشت مخاطب از عکس­های هارا، شاید با نگاه مخاطب­های نقاشی­های اروتیک بالتوس، متفاوت و از منظرهای مختلف باشد، اما در هر حال این هنرمند ژاپنی، با شکستن مرزها و نگاهی نو، باعث زایش عکس­هایی شد که بیننده را به ذات هنر نزدیک­تر می­کند.

———-

 

مصاحبه­ ی مجله­ ی کوئه (Ko-e) با هیساجی هارا

 

میراث «شو-وا»1 (Showa) در ژاپن، قدمتی طولانی دارد و در عکس‌هایی که شما گرفته ­اید نیز به‌چشم می­خورد. چه چیزی توجه شما را به شو-وا جلب کرد؟

ساختمانی که در عکس به‌چشم می‌خورد یک درمانگاه خصوصی در دوره­ی تای­شو (Taisho) بین سال‌های 1912تا 1926 بوده که تا شو-وای چهلم مربوط به سال 1960 نیز استفاده می‌شده. اکتشاف این ساختمان، عامل اصلی برای من بود تا از این داستان سر در بیاورم. اگر این مجموعه، باعث زنده شدن قضیه شو-وا بشود، به این نتیجه می‌رسم که این قضیه تا حد زیادی بستگی به خود ساختمان داشته است. با وجود این­که در شو-وای سی‌و‌نهم به‌دنیا آمده‌ام، فکر می‌کنم که این مدت تجارب زیادی به من آموخته است. ارزش‌های شو-وا تاثیری روی شکل­گیری شخصیت من نداشته است. با این حال، برای هنرمندی مثل من که افکارش را از طریق عکس بیان می‌کند، شو-وا بیانگر قرن بیستم به شکل واقعی آن است. عکس‌هایی که در قرن نوزدهم گرفته شده، شیوه­ی زندگی در آن زمان را نشان می‌دهد و هم­چنین گذرگاهی برای رفتن به صد سال بعد است. و این صد سال نیز به‌طور کامل بر شو-وا منطبق بوده‌است. اکنون با زندگی کردن در قرن بیست­و­یکم، من در حال جست­وجو پیرامون معانی بیان شده از طریق عکس‌ها هستم و تا آن‌جایی که نیاز باشد با یک نگاه منتقدانه، می­توانم به قرن بیستم نیز باز­گردم.

عکس‌های شما معصومیت و شهوت­گرایی را به‌طرز خوبی متعادل نگه­داشته­اند. ممکن است در این‌باره توضیح دهید؟

آیا در حقیقت این اصلی برای همسان بودن معصومیت و شهوت­گرایی نیست؟ من شک دارم که خواندن تناقض­های بین این دو عامل در این مجموعه، از طریق بیان عکس‌ها در قرن بیستم نشئت گرفته باشد. در نقاشی‌های اصلی بالتوس2 که من به‌عنوان موضوع اصلی خودم برگزیده­ام، آثاری از دست­های یک دختر جوان و چیزهای دیگر مشاهده می­شود. این می‌تواند هم نشان­دهنده­ی شهوت­گرایی باشد و همزمان نیز حسی از آرامش را در مورد آن به انسان ببخشد، مانند نقاشی‌های مذهبی زمان رنسانس در ایتالیا. شاید دلیل این که بالتوس جرئت کشیدن بدن یک دختر جوان را پیدا کرده، به این خاطر بوده که وی می‌خواسته ذهن­های کوته­بین قرن بیستم را با نمادهایی از شهوت­گرایی تحریک کند. به‌همین خاطر در این سری تصویر­ها، وجود دو­گانه­ی معصومیت و شهوت­گرایی به‌صورت یک تجسم­گرایی از ارزش‌های قرن بیستم کشیده شده که قسمت مهمی از این کار به‌شمار می­رود.

آیا می‌توانید کمی هم در مورد روند کاری خود (ساخت و به تصویر درآوردن یک اثر هنری) توضیح دهید؟

در برابر هزاران و شاید ده‌ها هزار سال از عمر تاریخ نقاشی، تاریخ عکاسی تنها دویست سال عمر دارد. تا­کنون شما می­توانستید این تصور را داشته باشید که این قدمت، با تاریخ ساخت وسایل حساس به نور برابری می‌کند. با این فرض می‌توانیم بگوییم عکاسی، تجلی نگاه ما به جهان است و من اعتقاد دارم که عکاسی می­تواند در تاریخ بلند نقاشی نیز جایی داشته باشد. در این مجموعه عکس­ها، چیزهایی از نو خلق شده­است و حسی همانند نقاشی را القا می‌کند. من از ماشین دود­زا استفاده کردم تا به‌طور مصنوعی، حالت مه و غبار را به‌وجود بیاورم. در حالی که اتاق­های نمایش داده شده در نقاشی‌های بالتوس، نوعی نور­پردازی صاف را در خود دارند. او در نقاشی‌هایش هم­چنان سعی بر این داشته تا زمینه‌ای مناسب برای شخصیت‌ها و پشت پرده‌ی نقاشی‌های خود داشته باشد. من این نکته را درک کردم که وجود غبار در پس زمینه­ی عکس‌ها لازم است و با رساندن مقدار مناسب این غبار، می­توان حس عمق عکس را کنترل کرد.

همچنین در آن نقاشی‌ها، دور­نماها با دورنمای گرفته شده از لنز دوربین‌های عکاسی متفاوت است. زمان شروع این مجموعه عکس، من به­طور عمد، دقت دورنمای دوربین را کاهش دادم و به آن‌چه که در مورد عکس‌های گوناگون­ام می‌خواستم برسم، رسیدم. من یک جعبه­ی پوششی درست کردم تا به وسیله­ی آن، دوربین و لنز را احاطه کند. سپس یک پوشانه را به آن ضمیمه کردم که می‌توانست بخشی از عکس را پوشش دهد و دورنماهای مختلفی را برای عکس به‌وجود آورد. به این خاطر که من پس از گرفتن عکس در دورنماهای مختلف، میزان تمرکز دوربین را عوض می‌کردم، دورنمای ظاهری آن کاهش می­یافت و من می‌توانستم حس واقعی را از محل به بیننده القا کنم.

استفاده از دورنماهای مختلف، نکته­ی مفید دیگری نیز دارد. وقتی که شما قالب­های مختلفی را که گرفته­اید با هم یکی می‌کنید، می‌توانید مدلی تایید شده را برای خود باز تولید کنید و آن را در هرجایی از تصویر قرار دهید. بیش‌تر اوقات، هنرمندان از مدلی که دوست دارند استفاده می‌کنند و آن‌را برای چندین بار در عکس­های خود، رنگ می‌کنند.

شما برخی اوقات در عکس‌های خود نیز ظاهر می‌شوید. چرا؟

من در این مجموعه فقط یک‌بار ظاهر شدم. این قطعه بر اساس «خود تصویری» بالتوس بوده‌است. بر اساس تعاریف قرن بیستم، یک «خود تصویری» در عکاسی، با کشیدن تصویر در یک نقاشی، خیلی فرق می‌کند. در دوره­ای که تشخیص عکس‌ها به خاطر فن­آوری دیجیتالی می­تواند جعلی باشد، آیا معانی­یی که بر اساس تعاریف قرن بیستم شکل گرفته­اند می‌توانند واقعی باشند؟ من فکر می‌کنم که هنوز شانسی وجود دارد که در مورد این حرف کمی تحقیق کرد. درست است که این حرف تنها برای «خود تصویری» به‌کار نمی‌رود، اما می‌توان آن را برای تمامی انواع عکاسی نیز به‌کار برد.

شما کار کدام یک از عکاس­ها را می‌پسندید و چرا؟

این تنها در مورد عکاس­هایی نیست که من بخواهم بپسندم اما کارهای باور نکردنی تصویر­پرداز روس «آندره تارکوفسکی»3 را مورد تایید قرار می‌دهم. به‌نظرم وی تصویر­پردازی بوده که به‌جای این‌که بخواهد از وسایل تصویر‌برداری اکثر افرادی که در قرن بیستم از آن‌ها استفاده می­کردند سود ببرد، وسایل عکاسی و فیلم­برداری مخصوص به خود را ساخته‌است. به‌همین خاطر است که کارهای او هیچ­وقت کهنه نمی‌شوند.

—————————————-

پی‌نوشت‌:

1- Showa – دوره­ی شو-وا (به ژاپنی: Shōwa jidai) به دوره­ای در تاریخ ژاپن گفته می­شود که از بیست‌وپنجم دسامبر ۱۹۲۶ تا هفتم ژانویه ۱۹۸۹ (دوران پادشاهی امپراتور هیروهیتو) به درازا انجامید.

2- Balthus

3- Andrei Tarkovsky

  

علی فرح‌بخش

دانلود فایل پی‌دی‌اف مقاله

این مقاله 21 دی 1390 در رادیو کوچه منتشر شد.

تذکر: عکس­های پیوست این مقاله با کسب اجازه­ی رسمی از «هیساجی هارا» منتشر شده‌است.