چند سال پیش مقاله ای خوندم از «میهالی هوپال» (عضو انستیتو قومشناسی فرنگستان علوم مجارستان) به نام «صدای واسطه» که در مورد وسایل ارتباط جمعی شمنی و تکنیک های کهن ارتباطات مقدس بود. توی قسمتی از مقاله، نویسنده بعد از یه مقدمه چینی، مطلبی رو مطرح میکنه با این مضمون که واقعاً برای من عجیب و جالب بود:
« . . . این دقیقاً همان چیزی ست که پس از یازده سپتامر اتفاق افتاد! «جنگ بر علیه تروریسم» در رسانه ها و توسط رسانه ها آغاز شد. رسانه به قدرت مطلق بدل شد و امکان تردید در مورد آن وجود نداشت. در این مفهوم، رسانه مقدس است. رسانه میتواند هر کاری انجام دهد. اصحاب رسانه را میتوان در خصوص برخی موضوعات ساکت نگه داشت، آنها می توانند حقایق را مورد غفلت و فراموشی قرار دهند و از هیچ و پوچ (یا دست کم از حوادث کم اهمیت)، اخباری وحشتناک بسازند.
گاو مقدس رسانه، دست نیافتنی و مصون است و در فرایند دائمی دروغگویی به سر میبرد. این واقعیت غیر واقعی، مثلاً واقعیت مجازی دروغ پردازی ها، یکی از ویژگی های هستی شناسانه رسانه های گروهی جهانی است. در یک جامعه کوچک محلی، دروغگویی تقریباً غیر ممکن است چرا که امکان بازبینی وسیع واقعیات وجود دارد. «دهکده جهانی» معروف هم یک دروغ است؛ چنین چیزی اصلاً وجود ندارد مگر در واقعیت مجازی. این فقط یک شعار است… »
این قسمت از مقاله ی میهالی واقعاً جالب بود، دهکده جهانی هم یک دروغ است. اگر بخوایم به عنوانی مثل عنوان «دهکده ی جهانی» نگاه کنیم، که متعاقب اون خیلی از مسائل و مباحث دیگه مثل جهانی شدن، جهان وطنی و غیره تحت الشعاع اون قرار میگیره، آیا باید دهکده جهانی رو باور کنیم یا صحبت های میهالی رو قبول کنیم و بپذیریم که دهکده ی جهانی هم دلخوشکنکی بیش نیست؟!
