بایگانی برچسب‌ها: هایکوی ژاپنی

شعر‌هایی از سرزمین آفتاب

شعرهایی از سرزمین آفتاب

هنوز هم می‌شکوفند، می‌شکوفند

بنفشه‌ها و قاصدکان.

سرشار اشتیاق

از راهی که آمده‌ام

باز می‌گردم.

(اوچی‌آی نااوبومی)

 

روز سال نو

نه خوبی‌ای هست و نه ناخوشی؛

تنها موجودات زنده !

(ماسا اوکاشیکی)

 

میوه‌های خرمالو

به نارا می‌اندیشم، به مهمانخانه

به رخساره‌ی خدمتکار

(ماسا‌اوکا شیکی)

 

ما، مسخ می‌شویم

از خود دیروزین

و من امروزین

من حقیقی

به‌راستی، کدام است؟

(ساساکی نوبوتسونا)

 

این‌که بر راه

جاپایی بر جای بخواند ماند یا نه

چه توفیر.

من اندیشناک، بر آنم

که راهم را در نوردم.

(ساساکی نوبوتسونا)

 

از اتاق مجاور

صدای کتابخوانی کودکان می‌آید.

از ته دل

به زندگی چنگ می‌زنم.

(شیماکی آکاهیکو)

 

گیسوان سیاه

هزار بافه مو

موهای وحشی

اندیشه‌های وحشی

اندیشه‌های ژولیده‌ی وحشی

(یوسانو آکیکو)

 

آه، سزد آیا به جهان دیگر

اعتماد کنیم؟

آن هنگام که این آدمی

و سایه‌ی این گل‌ها

دیگر آن‌جا نیست؟

(کاوادا جون)

Japan

(برگرفته از کتاب شکوفه‌های آلوبن؛ شعر معاصر ژاپن)