روزی بودا از یک روستا دیدار میکرد. مردی از او پرسید: «تو هر روز میگویی که همه میتوانند به اشراق برسند. آنوقت چرا همه به اشراق نمیرسند؟» بودا گفت: «دوست من، کاری بکن، عصر که شد فهرستی از تمام افراد دهکده تهیه کن و خواستههای هر یک را مقابل نامشان بنویس.»
مرد به روستا رفت و از همه پرسید. روستایی کوچک بود و آنان پاسخ هایشان را دادند و او عصر نزد بودا بازگشت و آن فهرست را به بودا نشان داد. بودا پرسید: «چه تعدادی از این مردم جویای اشراق هستند؟» مرد تعجب کرد، زیرا حتا یک نفر هم نگفته بود که آرزوی اشراق را دارد. و بودا گفت: «من میگویم که هر انسان قادر است به اشراق برسد، نمیگویم که هر انسانی خواهان آن است.»
