بایگانی دسته‌ها: ادبیات

مرگ نور

 

چند وقت پیش، کتاب «مرگ نور» از راه دور رسید و خوندم. کتاب تاثیرگذار و فوق‌العاده زیبایی که توصیه می‌کنم اگر فرصت کردین حتما بخونین. کتابی در مورد اسارت و امید و انسان؛ و البته کتابی که حرف و حدیث‌های زیادی هم به همراه داشته.

طاهر بن جلون، این کتاب رو به زبان فرانسه در سال 2001 منتشر کرد و ترجمه‌ی فارسی اون با برگردان بهمن یغمائی و محمد هادی خلیل‌نژاد توسط نشر چشمه منتشر شد (1389). این رمان بر اساس خاطرات واقعی یک زندانی زندان سیاسی تازمامارت (مراکش) نوشته شده.

این کتاب رو نمیشه راحت زمین گذاشت و گفت که حالا بعدا بقیه‌شو می‌خونم!

 

رمان این‌طور شروع میشه:

مدت‌ها دنبال آن سنگ سیاهی بودم که روح مرگ را تطهیر می‌کند. وقتی می‌گویم مدت‌ها، فکرم می‌رود سمتِ یک چاه خیلی عمیق؛ تونلی که با چنگ و دندان کنده‌ام. این مدت طولانی چیزی بیش از یک دقیقه نیست؛ یک دقیقه‌ی کش‌دار و اندی، که شعاعی از نور، اخگری که در عمق چشم‌هایم نشسته، و درونم آن‌را همچون رازی در خود حفظ می‌کند. این اخگر آن‌جا بود، در سینه‌ی من. در آن گور، در عمق خاک مرطوب، ابدیت شب‌های مرا روشن می‌کرد. خاکِ آن گور بوی مردی می‌داد تهی از انسانیت. گویی جسم و نگاه و صدا و عقل را از این خاک بیل‌زده بیرون برده باشند.

ما مدفون شده بودیم…..

 

 


سفر فیل . . .

 

 سفر فیل تموم شد. باز هم یه شاهکار دیگه از ژوزه ساراماگو که چند وقت پیش به دستم رسید، ترجمه‌ی سائنا حبیب. ترجمه خوب بود، با ذکر این نکته که ترجمه‌ی نوشته‌های ساراماگو، شجاعت می‌خواد. به‌خاطر نوع و سبک نوشتن منحصر به فردش که از نشانه‌های سجاوندی استفاده نمی‌کنه و فقط نقطه و ویرگول میشه دید، جمله‌های طولانی چسبیده به‌هم و دیالوگ‌هایی که هیچ علامتی ندارن و به هم چسبیده و پشت سر هم میان.

ژوزه ساراماگو، واقعا یکی از بزرگ‌ترین و منحصر به فردترین نویسنده‌های معاصر بود و مطمئنا نوشته‌هاش، حالا حالاها روی پیشخون کتابفروشی‌ها هست و خواهد بود. فرصتی کردین، حتما سفر فیل رو بخونید.