بایگانی نویسنده: علی فرح‌بخش

معابد بودایی برمه (میانمار)

پیرامون پیشینه‌ی آیین بودا در برمه (میانمار)، در کتاب هینه‌یانه، این‌گونه گزارش شده: «بنا به سنتی که در گاهنامه‌های سیلانی آمده، آشوکا (Ashoka) دو رهرو بودایی به‌نام‌های سونه (Sona) و اوتره (Uttara) را برای بشارتِ آیین بودا به سوورنه‌بوم (Suvarnabhumi) فرستاد که امروزه عموما آن‌را همین برمه می‌دانند. برخی هم آن‌را سیام یا تمام هند‌و‌چین دانسته‌اند.

روشن نیست که آیین بودا پیش از قرن پنجم میلادی در برمه رواج یافته باشد، گرچه به سبب نزدیکی برمه به هند و وجود راه‌های نه‌چندان دشوار میان هند و برمه، که حتا پیش از میلاد مسیح هم در آن آمد و شد می‌کردند، این امکان هست که پای آیین بودا پیش از این تاریخ به برمه رسیده باشد. اما از قرن پنجم به این طرف، گزارش‌های دقیقی مبنی بر رواج آیین بودای تیره‌واده در این سرزمین در دست است، خاصه در قلمرو کهن پیوس (Pyus)، معروف به شری‌کشیتره (Sriksetra)، که پایتخت آن نزدیک پرومه (Prome) بود و خرابه‌های آن در هماوازا (Hmawaza) به‌چشم می‌خورد. از جانب شرق هند، آیین مهایانه به برمه رسیده بود. دلیل‌های خوبی در دست است که تیره‌واده در میان مون‌های (Mon) هندو شده یا تلینگ‌های (Talaing) ساکن پیگو (Pegu) و سایر مناطق مجاور که مجموعا رامنیه‌-‌دیسه (Ramanna-desa) خوانده می‌شد، رواج داشته‌است.

کمی پیش از قرن یازدهم میلادی، تتون (Thaton)، مرکز مهم این دین شد. پیش از این هم، مرمه‌ها (Mramma)، که قبیله‌ای تبتی-دراویدی بودند، قلمرو نیرومندی بنا نهاده بودند که پایتخت آن در پاگان (Pagan) بود. مرمه‌ها قومی چندان با فرهنگ نبودند و شکلی از آیین بودای تانتری در میان‌شان رواج داشت. در سال 1044، شاهِ تازه‌یی به‌نام انورته (Anwartha) بر تخت پاگان نشست و به‌دست یک رهرو تلینگ از مردم تتون به‌نام ارهن (Arhan) یا درمه‌درشی (Dharma-darsi) به تیره‌واده گروید و همین موجب رواج این آیین در این قلمرو شد. جنگی میان این پادشاه و شاه تتون درگرفت و پاگانی‌ها پیروز شدند و همین خود سبب شد که مردم این سرزمین، آیین بودا و ادبیات و خط مون‌ها را بپذیرند. پس از این، کم‌کم تیره‌واده در سراسر برمه رواج یافت و دین برهمنی، جای خود را به آیین بودا داد.

به کوشش انیروده بود که پاگوداهای (Pagoda) بی‌شمار و دیرهای بسیاری در سراسر برمه ساخته شد و همو بود که نسخه‌های کامل سه سبد (کتاب مقدس بودایی‌ها) را از سیلان به برمه ‌آورد. پسرش کیان‌زیته (Kyanzittha) راه پدر را دنبال کرد و معبد معروف آننده (Ananda) را در پاگان ساخت.»

از معابد باستانی برمه که امروزه بسیار مشهور است می‌توان به معبد شویداگون پایا (Shwedagon Paya) (یا شویداگون پاگودا) اشاره کرد. این معبد، در واقع یک استوپای (Stupa) مطلای 98 متری‌ست که در شهر یانگون (Yangon) برپا شده‌است. پایا معبدی بسیار مقدس برای بوداییان برمه به‌حساب می‌آید که – احتمالا – بقایایی از بودا در آن نگه‌داری می‌شود. در افسانه‌ها نقل شده‌است که این معبد، دو هزار و پانصد سال پیش ساخته شد، اما کارشناسانِ معماری، بر این باورند که ساختمان امروزی معبد احتمالا بین قرن‌های ششم و دهم میلادی ساخته شده‌است.

بر طبق داستان‌ها، دو برادر بازرگان، پس از ملاقات مستقیم با بودا، هشت عدد از موهای وی را دریافت کردند و به برمه انتقال دادند. این دو برادر، به کمک پادشاه محلی منطقه، ابتدا تپه‌ای به‌نام سینگوتارا (Singuttara) را برای حفاظت از بقایای بودا در نظر گرفتند که بعدها به معبد بدل شد. آن‌گاه که موهای بودا را در یک جعبه‌ی طلایی قرار دادند، اتفاق شگفت‌انگیزی رخ داد که در افسانه‌ها این‌گونه نقل شده: «آن‌جا، در میان آدمیان و ارواح و اجانین، آشفتگی و همهمه بر قرار بود. به ناگاه، پرتوهایی از آن تارهای مو به‌سوی آسمان (بهشت) و دوزخ انتشار یافت. کور، بینا شد. ناشنوا، شنوا. گنگ، به‌وضوح زبان گشود. زمین به لرزه درآمد. بادهای اقیانوس وزیدن آغاز کردند. کوه‌ها متزلزل شدند. آسمان غرید و درخش در آن رخ نمود. باران جواهر از آسمان به فرودست باریدن گرفت، آن‌چنان که زمین، تا سر حد زانوان، پُر گوهر شد. تمامی درختان هیمالیا، هرچند که در موسم رویش نبودند، پر میوه و غرق در شکوفه شدند.»

این استوپا در طول تاریخ بر اثر حوادث طبیعی از قبیل زلزله، بارها تخریب و بازسازی شد.

معبد دارای چهار دروازه‌ی ورودی‌ست که شما را به‌سوی صحن اصلی، هدایت می‌کنند. در ورودی‌های شرقی و جنوبی، دستفروشانی هستند که انواع طلسم‌های خوشبختی، تمثال‌های بودا، چوب‌های بخور و گل می‌فروشند. دو چنته (Chenthe) که حیوانی‌ست با نیم‌تنه‌ی شیر و نیمِ دیگر اژدها، و نمادی‌ست از محافظت معبد، در دروازه‌ی جنوبی رؤیت می‌شود. پایه‌های معبد با آجرهای پوشش یافته با طلا، مزین شده. تاجِ استوپا با 5448 قطعه الماس و 2317 قطعه یاقوت، زینت یافته که در راس آن، یک قطعه الماس به وزن 76 قیراط قرار دارد. تمامی طلاهایی که به‌صورت ورقه، آجرها را پوشش داده‌اند از طلای خالص تهیه شده که گاه با پرچم‌های باستانی، مزین شده‌اند. مراجعین و زائرانی که از سراسر کشور برای زیارت این معبد حضور می‌یابند، ورقه‌های نازک طلا را به‌رسم پیشکش به معبد اهدا می‌کنند. این رسم از صدها سال پیش مرسوم بوده و هست. مراجعین، قبل از ورود به معبد باید کفش‌های خود را در آورده و در استوپا نیز در جهت گردش عقربه‌های ساعت حرکت کنند. این معبد، آن‌چنان مشهور و خیره کننده است که حتا نام آن در کتاب‌های ادبی جهان، از قبیل کتاب «از دریا تا دریا» نوشته‌ی رودیار کپلینگ (Rudyard Kipling) نیز مشهود است. این نویسنده در طول سفرهای خود، در سال 1889 معبد را رؤیت، و ده سال بعد، گزارش‌های خود پیرامون آن‌را در کتاب‌اش روایت کرد. 

علی فرح‌بخش


معابد بودایی اندونزی

پیرامون پیشینه‌ی آیین بودا در اندونزی، در کتاب هینه‌یانه، این‌گونه گزارش شده: « فا هی‌ئن (Fa Hei-an)، زائر چینی که در حدود 414 میلادی از جزیره‌ی جاوه دیدن کرده می‌نویسد:»وضع آیین بودا در این‌جا شایسته‌ی ذکر نیست.» در حالی‌که دین‌های دیگر، خصوصا دین برهمنی در آن رواج داشت. اما با آمدن گونه‌ورمن (Gunavarman) رهرو هندی به جاوه، آیین بودا رونق گرفت و پایگاهی نیرومند یافت و این در حدود بیست‌و‌پنج سال پس از دیدن فا هی‌ئن از این جزیره بود. آیین بودا، خیلی زود در جزیره‌ی سوماترا، خصوصا در قلمرو شری‌ویجیه (Sri-vijaya)، که معمولا آن‌را همان پلمبنگ (Palembang) می‌دانند، رواج یافت. از برخی کتیبه‌ها معلوم می‌شود که پادشاهی که در سال‌های 84-683 بر شری‌ویجیه فرمان می‌راند، بودایی بود. یی-زینگ، که در ربع آخر قرن هفتم از هند دیدن کرده می‌گوید که شاهِ شری‌ویجیه و نیز فرمانروایان سرزمین‌های مجاور، آیین بودا را دوست می‌داشتند و شری‌ویجیه مرکز بسیار مهم دانش بودایی در جزایر جنوب آسیا بود. او فهرستی از ده کشور به‌دست می‌دهد و می‌گوید که «آیین بودا را در همه‌ی این جزایر و جزایر کوچک‌تر با آغوش باز پذیرفته‌اند و در غالب جاها، مکتب هینه‌یانه را قبول دارند مگر در ملیو (Malayu) (شری‌ویجیه) که اندک کسانی در آنند که به مهایانه وابسته‌اند.»

از روی حقایق دیگری نیز ثابت شده‌است که اندونزی، از قرن هفتم تا قرن یازدهم، مرکز مهم آیین بودا بوده‌است. درمه‌پاله (Dharma-pala) که استاد معروف دانشگاه نالنده بود، از سوورنه-دویپه (Suvarna-dvipa) دیدن کرد و این نامی‌ست که در قرن هفتم عموما به اندونزی داده می‌شد. دودمان شیلندره (Sailendra)، انگیزه‌ی نیرومند در گسترش مهایانه بوده‌است. این دودمان، بر مجمع‌الجزایر مالایا و بخش بزرگی از اندونزی حکومت می‌کردند. شاهان شیلندره، حامیان بزرگ مهایانه بودند، بناهای عظیمی چون بوروبودور (Borobudur)، لکسن و مندوت را در جاوه ساختند. امروزه شکی نیست که شاهان سلسله‌ی بنگالی پاله و شاهان سلسله‌ی چوله‌ی جنوب هند، در مسائل دینی دوره‌ی شیلندره نفوذ بسیاری در جاوه داشتند. گویا از تاثیر بنگال بود که شکل‌های تانتری آیین بودا در جاوه و سوماترا رواج یافت. علاوه بر سوماترا و جاوه، دلایلی در دست است که آیین بودا در سایر جزایر مالایا، خصوصا در بالی و بورنئو (Borneo) نیز رواج داشته‌‌است. اما دین برهمنی در این مناطق برتری یافت و آیین بودا به‌تدریج از آن رخت بربست.»

پس از مهاجرت مسلمانان به اندونزی، این کشور رفته رفته به یک کشور اسلامی بدل گشت، آن‌گونه که امروزه بیش از هشتاد درصد از مردم این سرزمین را مسلمانان تشکیل می‌دهند که در کنار مسیحیان، بوداییان و پیروان دیگر ادیان، به زندگی مشغول‌اند.

از معابد بودایی بسیار مشهور و عظیم اندونزی که امروزه از آثر باستانی و بناهای تاریخی ارزشمند این کشور محسوب می‌شود، می‌توان به معبد بوروبودور اشاره کرد. این بنای تاریخی زیبا، در مرکز جاوه قرار دارد و احتمالا در قرن نهم میلادی بنا شده‌است. این بنا، هرمِ بی‌سری را شامل می‌شود که با بلوک‌های سنگیِ تراشیده شده و کنده‌کاری‌های مصوری از بودا و آموزه‌های وی بر طبق اصول مهایانه احاطه گشته‌است.

بوروبودور یکی از جاذبه‌های بسیار دیدنی اندونزی محسوب می‌شود که در مرکز جاوه و در چهل کیلومتری شمال غربی یوگیاکارتا (Yoggakarta) قرار دارد و یکی از بزرگ‌ترین معابد بودایی جهان قلمداد می‌شود. تاریخ ساخت معبد به‌وضوح مشخص نیست اما تاریخ حدودی آن‌را بین 750 تا 850 میلادی می‌دانند.

نمای معبد از بالا، یک ماندالای (Mandala) بودایی را مجسم می‌کند. بسیاری از رهروان آیین بودا بر این باور بودند که آموزه‌های بودا، مردم را به‌سوی بیداری رهسپار می‌کند، از این‌رو آموزه‌های بودا بر دیوارهای معبد حک شده‌است و برای بررسی این سنگ‌نوشته‌ها و حکاکی‌ها، زائران و بازدیدکنندگان باید مسیری بیش از دو مایل را پیاده طی کنند.

شکل ظاهری معبد، تجسم بسیار کاملی‌ست از جهان‌بینی بودایی که سه سطح را شامل می‌شود. این سه سطح در فلسفه‌ی بودایی عبارتند از: کاماداتو (Kamadhatu) (جهان امیال و آرزوها)، روپا داتو (Ruphadatu) (جهان اشکال و صور) و آروپاداتو (Arupadhatu) (جهان بی‌شکلی).

معبد، مساحتی در حدود پنجاه‌و‌شش هزار متر مربع را شامل می‌شود که دستِ کم، در آن از دو میلیون بلوک سنگی استفاده شده‌است.

این معبد عظیم، قرن‌ها در زیر خاکسترهای آتشفشانی، مخفی بود. این امر پس از فوران کوه آتشفشانی مراپی (Merapi) در مرکز جاوه رخ داد. ساکنین منطقه، محل زندگی خود را ترک کردند و شهر برای مدت‌های بسیار مدیدی، خالی از سکنه بود.

پس از قرن‌ها، مردم جدیدی در منطقه ساکن شدند و بر این گمان بودند که معبد، یک تپه‌ی باستانی‌ست، زیرا در زیر توده‌های خاکستر محو شده بود. در سال 1814 سِر توماس استمفورد رافلس (Sir Thomas Stamford Raffles) لوحه‌های سنگی بسیاری در این تپه یافت و گروهی را برای کاوش، به خدمت گماشت. تلاش گروه تا سال 1835 ادامه یافت تا تمامی معبد از خاکسترهای آتشفشانی پاک‌سازی شد و مورد تمهیدات حفاظتی قرار گرفت، هر چند که در سال 1896 معبد مورد تجاوز دولت هلند قرار گرفت و آثار باستانی ارزشمندی از معبد توسط آنان به یغما برده شد. طی یک برنامه‌ی بهبودسازی بین سال‌های 1973 تا 1984 معبد سازمان یافته شد و به یکی از مراکز بزرگ زیارتی بوداییان بدل گشت.

علی فرح‌بخش