زلف بر باد مده…

آمد به نماز آن صنم کافر کیش          ببرید نماز مومنان و درویش

           می گفت امام مستنمند دلریش      ای کاش من از پس بودمی، وی از پیش

                                                                                                  «سعدی»

چند روز پیش یه گزارش خوندم تحت عنوان: «آمار عجیب و نگران‌کننده ناجا» – لواط و تجاوز جنسی در ایران.

توی بخشی از این گزارش اومده بود: «به گفته فرمانده ناجا، سال گذشته 900 پرونده تجاوز ثبت شده که حدود 40‌درصد آمار تجاوز مربوط به زنان و 60‌درصد مربوط به مردان  است که معمولا علیه افراد زیر 15 سال و با اغفال صورت می‏گیرد.» و حرف و حدیث‌های دیگه… (اینجا)

مسلما این پدیده توی ایران، چیز نوظهوری نیست! با نگاهی به گزارش‌های تاریخی ادبیات فارسی، میشه خیلی راحت دید که بزرگانی مثل سعدی و حافظ و غیره هم، گاهی با افتخار، «شاهدباز» بودن یا به‌قول امروزی‌ها «بچه‌باز» بودن خودشون رو در شعر و غیره بیان می‌کردن؛ عذرخواهی می‌کنم، اما هیچ‌ کلمه‌ی مناسب‌تری توی این زمینه بهتر از این وجود نداره که تفاوت این موضوع با همجنسگرا یا دگرباش بودن رو نشون بده. البته همه موافق این موضوع که معشوق اون شاعران گرانقدر، مذکر بوده نیستن و مخالف‌هایی هم داره، و صد البته که نمی‌شه با سنگ محک امروز، دیروز رو سنجید و باید بسترهای زمانی و اجتماعی و غیره رو هم مد نظر قرار داد.  

یادم هست وقتی اولین‌بار کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» از «سیروس شمیسا» رو سال 81 یا 82 خوندم، تمام مدت می‌زدم توی سر خودم! تعجبی هم نداشت! همیشه توی مدرسه و محفل‌های دیگه، صحبت سر این بود که معشوق شاعر‌ها، یه زن واقعی بوده یا تجسمی از خدا…؟ و یهو سر و کله‌ی پسربچه‌ها و نوجوون‌های مذکری به میون اومد که وقتی زلف‌شون* توی باد تکون می‌خورده، یه عاشق دل‌خسته رو بر باد می‌دادن! البته شمیسا کسی نبود که این موضوع رو کشف کرد! قبل از اون بودن استادای ادبیاتی که بارها به این موضوع اشاره کرده بودن اما هیچ‌وقت به‌شکل یه رساله‌ی منسجم و توی دسترس عموم، منتشر نشده بود. شمیسا هم توی کتابش اشاره می‌کنه که حجم این کتاب باید خیلی بیشتر از این حرفا بود اما به‌خاطر مسائلی، حجمش رو خیلی خیلی جمع‌و‌جورتر کرده!  

در هر حال اگر کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» رو هنوز نخوندین، توصیه می‌کنم که حتما بخونید. نسخه‌های زیراکسی این کتاب توی بازار باید گیر بیاد، اما فکر کنم کپی‌ش هم گرون باشه! نسخه‌ی pdf اون رو می‌ذارم تا اگر تا حالا به این کتاب دسترسی نداشتین، دانلود کنید و بخونید. البته سایت‌های زیادی این کتاب رو به‌شکل الکترونیکی و به‌صورت رایگان برای دانلود گذاشتن، در هر حال من هم توی این وبلاگ می‌ذارم برای محکم‌کاری…

       

 شاهدبازی در ادبیات فارسی – دانلود pdf

* در ادبیات فارسی، هرجا صحبت از «زلف» به میان آمده، منظور معشوق مذکر است. برای توصیف معشوق مونث، از واژه‌ی «گیسو» استفاده میشده‌. 


6 پاسخ برای «زلف بر باد مده…»

  • آواتار حامد حامد

    برای من خیلی عجیب مینماید که کسانی مثل حافظ یا سعدی همچین منظورهای در اشعارشون داشته باشند!!
    و اینکه آیا واقعا شاعر هر وقت حرف زلف رو بکار برده منظورش پسر بوده ؟؟!!!

    حتما لازم شد نگاهی به کتاب بی اندازم

  • آواتار علی فرح‌بخش Ali

    کتاب خوبی هست و توصیه می کنم که حتما بخونید. و صد البته که هر کس نظر و دیدگاهی داره و بعضی ها اصلا این تفسیرهای شمیسا و همفکرانش رو نمیپذیرن. در هر حال، خوندن این کتاب به نظرم مفیده. حتی اگر باهاش موافق هم نباشیم، لااقل ما رو به فکر فرو میبره که در مورد چیزهایی که باهاشون مواجه میشیم، یه مقدار بیشتر و دقیق تر نگاه کنیم به قضیه.
    ممنون از کامنت شما 🙂

  • آواتار فرامرز فرامرز

    سپااااااااااااااس

  • آواتار مهدي محبي مهدي محبي

    سلام علی جان

    ممنون از بابت لینک دانلود و این مطلبی که نوشتی . باعث شد چشم و گوشمان بسی باز شود و از جماعت شاعران هراسان گردیم
    😉
    😛
    😀

  • آواتار علی فرح‌بخش Ali

    سلام مهدی عزیز

    خواهش می کنم. لطف داری.
    هاهاها !!! آره ! آدم این کتاب رو که میخونه، یه کم مور مورش میشه !!
    شـــــــــــــــــــاد باشی مهدی جان
    ممنون 🙂

بیان دیدگاه