برادر! تو تمام رؤیاهای مرا نادیده گرفتی…
برادر! تو تمام هویت و شخصیت مرا زیر پا له کردی…
برادر! تو فکر کردی که همهی حقیقت جهان، فقط در تسبیح تو دَوَران دارد و حقیقت مرا، لجنمال کردی…
برادر! تو به خاطر آخرت و رسیدن به بهشتِ خودت، دنیای امروز من را، جهنم کردی…
برادر! روزی که ورق روزگار برگردد، من از تو انتقام نخواهم گرفت و برای خوشحالیات، چیزی را به تو میدهم که همیشه در آرزویش شتابان بودی، من چیزی را به تو میدهم که به خاطرش، به مردم پشت کردی، چیزی که به خاطرش پا روی دیگران گذاشتی، چیزی که تشنگی درونت را فرو نشاند، چیزی که برایش به خیابان آمدی، چیزی که همیشه تو را بیتاب میکرد….. آن روز، من به تو یک «ساندیس» خواهم داد…

بیان دیدگاه