بایگانی نویسنده: علی فرح‌بخش

اخبار ادیان / فهرست مقالات

IID

فهرست زیر، مجموعه مقالاتی‌ست که در مدت همکاری‌ام با نشریه‌ی اخبار ادیان (وابسته به موسسه‌ی گفت‌و‌گوی ادیان) منتشر شد. بعضی پروژه‌هایی که در این موسسه روی آن‌ها کار کرده بودم و منتشر نشد را پیشتر، به‌شکل مقاله در چند سایت‌ رسمی، منتشر کردم که فهرست، لینک و فایل پی‌دی‌اف آن‌ها در بخش مقالات و یادداشت‌های همین وبلاگ، آمده‌است (بعضی از یادداشت‌ها هم با مجموعه‌ای از عکس‌های شخصی و بخشی از آرشیوم، چند سال پیش، گرفتار ویروس کامپیوتری شد و از بین رفت). این مقالات را، خودم در بعضی سایت‌ها پیدا کردم که برای دانلود گذاشته بودند و در واقع، از روی مقاله، اسکن گرفته‌اند و چند صفحه‌ای، خیلی خوانا نیست.   

یکی از کارهای تحقیقاتی‌ام در موسسه‌ی گفت‌و‌گوی ادیان – در کنار بعضی مقالات دیگر – که مجال نشر نیافت، در خصوص معابد بودایی جهان بود. مجموعه مقالات مربوط به معابد بودایی جهان را، سال 2011 به‌هم متصل کردم و بعد از ویرایش، به‌شکل یک کتاب الکترونیکی، سپتامبر همان سال، در همین وبلاگ قرار دادم برای دانلود رایگان.

این‌ها یادداشت‌ها و مقالاتی‌ست که در اخبار ادیان منتشر شد و خوشبختانه توانستم حداقل برای آرشیو خودم، همه‌ی آن‌ها را پیدا کنم. بعضی از مقالات، در سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی ایران به‌ثبت رسیده که لینک اطلاعاتش را در کنار فایل پی‌دی‌اف مقاله گذاشته‌ام:

 

آیین بودای چینی، دوماهنامه‌ی اخبار ادیان، شماره 16، آبان و آذر 1384

دانلود پی‌دی‌اف

 

آیین شینتو؛ باورهای ملی در جایگاه دین، ماهنامه‌ی اخبار ادیان، شماره 20 و 21، پاییز 1385

دانلود پی‌دی‌اف   –   لینک

 

چین چه در سر دارد؟ (نکاتی درباره‌ی برگزاری اولین همایش جهانی بودیسم در چین)، ماهنامه‌ی اخبار ادیان، شماره 20 و 21، پاییز 1385

دانلود پی‌دی‌اف

 

نسخه بوداییان ویتنام برای مبارزه با ایدز، ماهنامه‌ی اخبار ادیان، شماره 20 و 21، پاییز 1385

دانلود پی‌دی‌اف

 

روایتی روان و دقیق از آیین ذن (کتابشناسی هینریش دومولین؛ نگاهی به کتاب تاریخ ذن بودیسم)، ماهنامه‌ی اخبار ادیان، شماره 20 و 21، پاییز 1385

دانلود پی‌دی‌اف   –   لینک

 

بودیسم در اروپا، ماهنامه‌ی اخبار ادیان، شماره 23، تابستان 1386

دانلود پی‌دی‌اف   –   لینک

 

دین تبتی روی خط آهن چین، ماهنامه‌ی اخبار ادیان، شماره 24 و 25، اسفند 1386

دانلود پی‌دی‌اف

 

راهبان قلندر و سنت مقدس دریوزگی، ماهنامه‌ی اخبار ادیان، شماره 24 و 25، اسفند 1386

دانلود پی‌دی‌اف   –   لینک

 

گردونه‌ی مهر و ظهور آن در کیش بودایی، ماهنامه‌ی اخبار ادیان، شماره 26 و 27، بهار و تابستان 1387

دانلود پی‌دی‌اف   –   لینک

 

**********

 

این هم تنها عکس یادگاری که از موسسه‌ی گفت‌و‌گوی ادیان دارم. چند‌تایی عکس بود که با ترکیدنِ هارد کامپیوتر، به خاطره‌ها پیوست…

 

AliFarahbakhsh-IID

 

29 آذر 1384 / 20 دسامبر 2005

با آقای علی پایا – نوزدهمین جلسه‌ی سخنرانی‌های علمی موسسه‌ی گفت‌و‌گوی ادیان – تهران

 


باغ سیب و تعلیم ذنِ کودوی بی‌خانمان

 کودو ساواکی روشی

نقطه‌ی عطف آشنایی و شناخت من از مکتب ذن، به کتابی بر‌می‌گردد که سال‌ها پیش – در دوره‌ی نوجوانی‌ام – گذری، در یک کتابفروشیِ کتاب‌های دست‌ دوم پیدا کردم. کتابی که به‌خاطر رطوبت و فرسوده شدن در انبار، مچاله و زهوار در‌‌رفته شده‌ بود. عنوانش، «ذن مدیتیشن» بود، «ذن ناب»، تالیف «شوهاکو اوکومورو».

آن‌وقت‌ها، مجذوب بودیسم و ذن بودم. فقط کتاب می‌خواندم و اگر مقاله‌ای هم گیرم می‌آمد، به‌راحتی از آن نمی‌گذشتم. خواندن آن کتاب، برایم کمک بزرگی بود به‌سوی شناختِ هر چه بهتر ذن، به این دلیل که «ذاذن» را که جوهره‌ی ذن است، به‌تصویر کشیده بود. راه عمل، و نه صرفا واژه و لغت. پس شروع به تکاپوی شناختِ آن چیزی کردم که خارج از کلام بود، و تنها راه، همان ذاذن بود و بس. (شناخت بسیاری از ما پیرامون ذن و مفاهیم شرقی، کلیشه‌هایی‌ست که دانش آکادمیک غرب منتشر کرده، دانشی که فقط روی کاغذ و مقاله و کتاب اعتبار دارد، اما جانِ کلام نیست. این به‌معنای بیهودگی دانش – که عموما در دست اندیشمندانِ غرب بوده – نیست، اما باید توجه داشت که بودا و لائوتزه و غیره، برای دانشگاه، انستیتو و نگارش کتاب‌های بی‌شمار و پایان‌نامه‌های دانشجویی، تعلیم نداده‌اند، بلکه پیام آن‌ها، روایت زندگی واقعی بوده، فارغ از قالب‌های انتزاعی. «واژه‌»هایی که باید به «فعل» بدل شوند، و نه به واژه‌های بیشتر. بنابراین، مسلما چیزی فراتر از «واژه» بوده و هست، هرچند که دانش آکادمیک، حتا این «ورای کلمات» را هم می‌خواهد «بیان» کند!)

کتاب، با نمایی از ذاذنِ «کودو ساواکی روشی»1، آغاز می‌شد. شخصیتی که سال‌ها بعد، به‌طرز شگفت‌انگیزی مرا مجذوب خود کرد و ماجراهایی پیش آمد که بیشتر به داستان‌های خیالی شباهت دارد.

در هر حال، کودو ساواکی یا کودوی بی‌خانمان، شد استاد من. از او تعلیم می‌گرفتم… با چشم‌های بسته، گوش‌های بسته، و بی‌دل… یگانه استاد… کسی که پانزده سال قبل از تولد من، در دیر آنتای‌جی و در سن هشتاد‌و‌پنج سالگی، درگذشت.

سال 1385، پس از یک سال تحقیق و تهیه‌ی مطالب، اولین وب‌سایت رسمی ذن به زبان فارسی (ذنیران) را راه‌اندازی کردم. پس از آن‌که سایت تعطیل شد، نگذاشتم به‌ خاطره‌ها بپیوندد. مطالبش را جمع و جور کردم و سال 1390، به‌شکل کتابی با فرمت پی‌دی‌اف تحت عنوان «راهنمای ذاذن» (تعالیم سوتو ذن برای همه)، گذاشتمش در دسترس عموم، در همین وبلاگ. دوست داشتم که به‌شکل یک کتاب واقعی در‌می‌آمد، اما نشد. خارج از ایران، انتشاراتی‌ها روی این قبیل موضوعات، اصلا کار نمی‌کنند، چون خواننده‌ی زیادی ندارد. هر چند در ایران هم اوضاع بهتر از این نیست. صفحات همان کتاب بی‌نوایی که سال‌ها خاک و رطوبت خورده بود، شرح مفصلی‌ست از این ماجرا.

رسم است که نویسنده‌ها، گاهی کتاب‌شان را تقدیم می‌کنند به کسی. نه طرفدار این کار هستم و نه منتقدش. به‌قول پدرم، در دنیا، هر کس برای خودش حال و هوایی دارد… این جمله را پدرم آنقدر با آرامش می‌گوید که گویا نمی‌خواهد حال و هوای آن دیگری را – حالا هر کس که می‌خواهد باشد‌ – به‌هم بریزد.

کار کتاب که تمام شد، نمی‌خواستم اولِ کار، هیچ «تقدیم» و «به…»‌ای در کار باشد. اما نشد. خواستم بنویسم تقدیم به روح استاد کودو ساواکی، که ته دلم یکی گفت: «توی اون روحت! روح کیلو چنده؟!» کلی کلنجار رفتم. آخر سر هم دیدم که یکی به میخ بزنم و یکی به نعل، کمی هم چاپلوسی کنم. پس نوشتم: «یادواره‌ی استاد اعظم ذن، ساواکی کودو». همان صدا از ته دلم گفت: «خودتی! حالا اشکال نداره، زیاد به‌ خودت فشار نیار….». اما گذشته از مزاح، این کتاب را از صمیم قلب، به‌یاد استاد نوشتم.

کودو ساواکی، هم‌چنان هست… اینجا و اکنون… به‌یاد باغ سیب، دوستیِ دیرین، و چای سبز…  

Mugen

سال‌ها در تقلای به‌دست آوردن کتابی بودم از زندگی یا تعالیم او. البته می‌دانم که هیچ تعلیمی وجود ندارد. آن ضربه‌ی کاری، کار خودش را کرد… شیکان تازا… اما مشتاق‌ام. نمی‌دانم چرا. تمام تعلیم ذن، در ذاذن نهفته است. چیزی ورای آن نبوده و نیست. خالی بزرگ، بی هیچ چیزِ مقدس… خالی بزرگ…  

دوستی وعده داده که کتاب را برایم تهیه می‌کند. وقتی که گفت کتاب را برای کِی می‌خواهی، گفتم عجله‌ای نیست، شش ماه دیگر، یک سال هم شد، موردی ندارد. عادت عجیبی‌ست که دارم. زیاد کنجار نمی‌روم. هر کس برای خودش حال و هوایی دارد…

چند وقت پیش، مثل بچه‌هایی که هر از گاه، ونگ می‌زنند که فقط ببینند مادرشان آن اطراف هست یا نه، دوباره رفتم سایت آمازون که کتاب2 را ببینم. کارت اعتباری هم ندارم. زده بود کتاب از فهرست فروش، خارج شده. شاید به این علت که مخاطب خیلی کمی دارد و پرطرفدار نیست. فکر نکنم آدم خوشحال‌هایی که در به در دنبال این کتاب هستند، تعدادشان در این حد باشد که پرچم را بالا نگه دارند. دیدم آمازون نوشته «زور نزن داداش، نداریم.» و من هم با خنده گفتم: «عجب!»

حالا نمی‌دانم که دوستم می‌تواند کتاب را پیدا کند یا نه. تا آن‌وقت، شیکان تازا … 

کتاب به‌دستم نرسیده، بخشی از آن را در جایی دیدم. قبلا چسباندمش به دیوار فیس‌بوک، اما دیدم حیف است که لابه‌لای آن شلم شوربا، گم و گور شود. لااقل این‌جا جایش کمی راحت‌تر و امن‌تر است. این هم تعلیم ذنِ کودوی بی‌خانمان. مختصر و مفید…    

 

تعلیم ذن کودوی بی خانمان

 

 

The Zen Teaching of “Homeless” Kodo

 

.The Buddha-Dharma is the ultimate way of life

.To practice Zazen is to become the transparent self

.To practice Zazen is to do self by the self with the self

.To practice Zazen is to become the self which is one with the universe

.Zazen is good for nothing


 

 

پی‌نوشت:

1- زندگی‌نامه‌ی ساواکی کودو ˂ لینک

2- The Zen Teaching of ‹Homeless Kodo› (1990) by Uchiyama Kōshō